برگردان به زبان ساده
دل ز غم عشق تو کی جان برد؟
تا که جفای تو برین سان بود
هوش مصنوعی: دل از غم عشق تو کی میتواند تنگدل شود؟ تا وقتی که بیوفایی تو به این شکل ادامه دارد.
دست کش از دامن تو کوتهست
هر نفسی سوی گریبان برد
هوش مصنوعی: هر بار که به تو نزدیک میشوم، مثل این است که دستانم به دامن تو نمیرسد و هر نفسی که میکشم، به سمت گریبانم میرود.
لذّت جان کی بود آنرا که او
بی رخ تو عمر بیابان برد؟
هوش مصنوعی: کیف و شادی جان چه فایدهای دارد، اگر کسی بدون زیبایی تو، عمرش را در بیابان بگذراند؟
تا هوس آن لب و دندان پزد
بس که دلم دست بدندان برد
هوش مصنوعی: دلم به شدت به زیبایی و جذابیت آن لبها و دندانها دل بسته است و این اشتیاق باعث شده که احساساتم به نهایت برسد.
جای ز نخ باشد آنجا که ماه
باز نخت گوی بمیدان برد
هوش مصنوعی: جایی که ماه در آن حضور دارد و میدرخشد، فرشی از نخی نرم و لطیف است که او در آن میرقصد و زیبایی خود را نشان میدهد.
خاک جهان بر سر چوگان و گوی
زلف تو چون سربزنخدان برد
هوش مصنوعی: خاک این دنیا بر سر افرادی که در میدان بازی (چوگان) مشغولند میریزد، و گوی زلف تو همچون یک گل سرخ زیبا و دلربا میدرخشد.
هر چه ترا آرزویست آن بکن
بر رهی آنست که فرمان برد
هوش مصنوعی: هر آنچه که آرزو داری، آن را انجام بده؛ زیرا راهی که بر این اساس حرکت میکند، راه اطاعت و پیروی است.
دان که بدان شاد بود جان من
کز تو غم و جور فراوان برد
هوش مصنوعی: بدان که روح من به خاطر تو شاد است، زیرا از غم و سختی های زیادی که به من تحمیل کردی آزاد شدهام.
آنچه دلم دید ز عشق بتان
وآنچه همی از غم ایشان برد
هوش مصنوعی: دل من تصاویری از عشق معشوقان را مشاهده کرده و همچنین از غم و اندوه آنها رنج میکشد.
زنده بر آتش نهمش زین سپس
پیش من ارنام نکو آن برد
هوش مصنوعی: اگر او را زنده بر آتش قرار دهم، باز هم پیش من از نام نیکش کم نمیشود.