برگردان به زبان ساده
جان که در عالم خود او را داشتم
بهر تو نابودهاش انگاشتم
هوش مصنوعی: من که در دنیای خودم او را داشتم، اکنون برای تو او را وجودی نداشته میبینم.
دیده را با نقش تو پرداختم
سینه را از مهر تو انباشتم
هوش مصنوعی: چشمم را با تصویر تو پر کردهام و دل را از محبت تو پر کردهام.
مطبخ سودای خود یعنی دماغ
از برای عشق تو افراشتم
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو، ذهن و فکر خود را آماده کردهام و همه خواستههایم را بهچیدم.
در زمین سینه از روز نخست
دانۀ دل خود بنامت کاشتم
هوش مصنوعی: از روزی که به زمین آمدم، عشق و آرزوهای قلبیام را در دل کاشتم.
تختۀ وقف غمت بر دل زدم
نام عشق تو بر او بنگاشتم
هوش مصنوعی: برای دل خود، شعاری از غم تو را ثبت کردم و نام عشق تو را بر آن نوشتم.
از زر و سیم رخ و اشک آنچه بود
آن زر و سیم آن تو پنداشتم
هوش مصنوعی: آنچه را که به عنوان زیبایی و ارزش میدیدم، گمان میکردم که تنها از طلا و نقره ساخته شده است.
گر دلی بد، تن به هجرش در زدم
ور تنی بد، دل ازو برداشتم
هوش مصنوعی: اگر دلی را اذیت کردم، به خاطر جداییاش به خودم صدمه زدم؛ و اگر بدنی را آزار دادم، از دل خودم آن را دور کردم.
از سر هر دو جهان برخاستم
جز غمت کز بهر خود بگذاشتم
هوش مصنوعی: از آغاز تا انتهای دو جهان، به جز غم تو، که به خاطر خودم آن را کنار گذاشتهام، چیزی برای من باقی نمانده است.