برگردان به زبان ساده
بر آمد ز گلزار باد بهاری
بیاور می ارغوانی، چه داری؟
هوش مصنوعی: هوا بهاری شده و نسیم خوشبو از میان گلها وزیده است. بیا و قدحی از شراب خوشرنگ بیاور، چون چه نیازی به چیز دیگری داریم؟
بر ما ز تقصیرهای گذشته
چه عذر پذیرفته تر از می آری؟
هوش مصنوعی: از ما چه عذری برای خطاهای گذشته میخواهی که بهتر از شراب است؟
چمن از که اندوخت این پادشایی؟
صبا از که آموخت این ساز گاری؟
هوش مصنوعی: چمن از چه کسی این زیبایی و پادشاهی را به دست آورده است؟ و نسیم صبحگاهی این نغمه و آهنگ را از که یاد گرفته است؟
ز غنچه دهانی و صد گونه خنده
ز بلبل زبانی و صد گونه زاری
هوش مصنوعی: از گل غنچهای که لبخندهای مختلفی دارد و از بلبل که با صدای گوناگون ناله میکند.
نسیم سبک دست بر افسر گل
بگاورسۀ زر کند خرده کاری
هوش مصنوعی: باد ملایم به آرامی بر روی تاج گل مینشیند و به آن زیبایی میبخشد.
زهی شوخ نرگس که با عمر کوته
گذارد شب و روز در شاد خواری
هوش مصنوعی: نرگس خوشچهرهای که با عمر کوتاهش، شبها و روزها را در لذت و شادخواری میگذرانده، بسیار جالب و خوشایند است.
بسوک شکوفه هوا هر زمانی
بپوشد ز ابر آب بفتی بخاری
هوش مصنوعی: در هر زمانی که باد بهاری بوزد و شکوفهها را بپوشاند، آسمان نیز به وسیله ابرها پر از آب میشود.
ز بس لطف و دلداری غنچة گل
که می کرد بالاله از غمگساری
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و نوازشهای فراوانی که غنچة گل به من میکند، احساس میکنم که دوستانم از غم و اندوه رهایی یافتهاند.
خجل گشت نرگس ز رویش ازینست
که سر بر نمی دارد از شرمساری
هوش مصنوعی: نرگس از زیبایی و جذابیت چهرهاش خجالت میکشد و به همین خاطر سرش را از شرم پایین نگه داشته است.
همی خواست سوسن که تا عذر خواهد
ولیکن زبانش نمی داد یاری
هوش مصنوعی: سوسن میخواست عذرخواهی کند، اما زبانش یاری نمیکرد و نمیتوانست صحبت کند.
سر از خواب مستی کنون بر ندارد
هر آنکس که دارد دل هوشیاری
هوش مصنوعی: هر کسی که دل هوشیار و بیداری دارد، دیگر از خواب و غفلت بیرون نمیآید و در حالت مستی و سرگردانی باقی میماند.
من و سیم و یار و حریف موافق
کسی را که باشد ، زهی بختیاری
هوش مصنوعی: در این دنیا، من و ساز و یار و دوستان همفکر، خوشا به حال کسی که همراه ما باشد و از این وضعیت بهرهمند شود.