برگردان به زبان ساده
از گلبن زمانه مرا بهره خار بود
وز جام روزگار نصیبم خمار بود
هوش مصنوعی: از باغ زندگی، نصیب من فقط درد و رنج بوده و از عمرم هم به جز غم و اندوه، چیزی نصیبم نشده است.
اکنون چه راحتست درین دور زندگی
چون شد بههرزه آنچه ز عمر اختیار بود؟
هوش مصنوعی: اکنون زندگی چقدر آسان شده است، چون از تمام انتخابهایی که در عمرم داشتم، تنها برای لذت و خوشی استفاده کردم.
از حادثات دهر و جفاهای روزگار
خود هیچ بود آنچه مرا در شمار بود
هوش مصنوعی: در طول زمان و در برخورد با سختیها و مشکلات زندگی، هیچ چیز به اندازهی آنچه برای من اتفاق افتاده و در دست داشتم، اهمیت نداشت.
بر بود هر چه مایۀ من بود روزگار
وان مایه خود چو درنگری روزگار بود
هوش مصنوعی: تمام آنچه که در زندگی دارم و به من تعلق دارد، در گذر زمان، از بین رفته است. وقتی به آنچه که دارم نگاه میکنم، میبینم که خود زندگی است که بر من اثر گذاشته و من تنها ناظر این تغییرات هستم.
تنها نه روزگار بعهد استوار نیست
من خود ندیدم آنکه بعهد استوار بود
هوش مصنوعی: تنها این نیست که زمان به پیمان خود وفادار نیست، بلکه من هرگز فردی را ندیدم که به عهد و پیمان خود پایبند باشد.
بر خاطر منست و فرامش نکرده ام
آن عهد خوشدلی که مرا یاریار بود
هوش مصنوعی: در ذهن من همچنان وجود دارد و فراموش نکردهام آن وعده و پیمان شیرینی را که به من کمک میکرد.
هم آبروی بود مراهم هوای دل
وان آب و آن هوای خوشم سازگار بود
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر اشاره دارد که شرایط و محیط پیرامونش به خوبی با احساسات و آرزوهای او همخوانی دارد. او از وجود آب و هوای دلپذیر سخن میگوید که به او احساس خوبی میدهد و بر اعتبار و عزت نفس او تأثیر مثبت میگذارد.
جان از میان حادثه آورده بر کنار
وان آرزو که بود مرا در کنار بود
هوش مصنوعی: زندگیام را از دل اتفاقات مختلف جدا کردهام و آن آرزو که همیشه در کنارم بود، اکنون همراهم نیست.
از جام باده عیش مرا بود روشنی
وز روی دوست کار دلم چون نگار بود
هوش مصنوعی: از شراب خوشی من روشنایی میگیرم و از چهرهی محبوبم، حال و روز دلم زیبا و نورانی است.
بختم بطبع خوش همه در پیش می نهاد
آن چیز را که طبع منش خواستار بود
هوش مصنوعی: سرنوشت من به واسطه طبع خوشم، همواره آنچه را که روح و ذاتیتم خواهان بود، در پیش رو میگذارد.
ور بر خلاف رسم غمی روی می نمود
زانم غمی نبود چو با غمگسار بود
هوش مصنوعی: اگر به خلاف عرف غمی در چهرهاش آشکار شود، نگران نباش، زیرا وقتی با کسی که میتواند غم را از دل بزداید، باشی، دیگر غمی نخواهی داشت.