خیابان سوم
الهامی کرمانشاهی
»
شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس)
»
خیابان سوم
بخش ۱ - خیابان سوم : یگانه خداوند رابنده ایم
بخش ۲ - درستایش شمس المشرقین حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام : پسین رهبر از پنج آل عبا
بخش ۳ - گفتار در تنها ماندن امام تشنه کام و مهیا شدن برای رزم سپاه کوفه وشام : چو لشگرگه شاه اهل ولا
بخش ۴ - به میدان آمدن شاه بی سپاه از بهر اتمام حجت : بیامد به پیش سپاه ایستاد
بخش ۵ - ندا فرمودن حضرت سید الشهدا، شهدا را و پاسخ ایشان : یکایک به اندوه بشمردشان
بخش ۶ - شنیدن سیدالساجدین استغاثه ی امام و سلطان دین را و عزم یاوری کردن : پناه جهان سیدالساجدین
بخش ۷ - برگشتن امام به خیمه گاه و سپردن اسرار امامت را به پسر بیمار خود : بیامد بر پور بیمار خویش
بخش ۸ - به میدان بردن امام حضرت علی اصغر را به طلب آب و شهادت آن جناب : بفرمود با زینب (ع) غمزده
بخش ۹ - آمدن امام علیه السلام به خیمه گاه و وداع نمودن با اهل حرم : ز تیر بداندیش چون روزگار
بخش ۱۰ - پوشیدن آن سرور ناس پیراهن کهنه در زیر لباس و به میدان رفتن : شهنشه چو با دختر این زار گفت
بخش ۱۱ - رفتن امام تشنه کام به جانب میدان و آمدن سکینه ی مظلو مه به وداع پدر : چو شد دور لختی ز پرده سرای
بخش ۱۲ - آمدن سید مظلوم به میدان : سمند سرافراز پر باز کرد
بخش ۱۳ - داستان بچه آهویی که صیادی به پیغمبر هدیه می دهد : یکی روز پیغمبر سرفراز
بخش ۱۴ - بیاد آوردن امام انام سواری خویش را بردوش پیغمبر برا ی اتمام حجت : و دیگر به یثرب یکی روز نو
بخش ۱۵ - بی حیایی شمر بیدادگر سبط پیغمبر : مگر آنکه بیعت به دارای شام
بخش ۱۶ - پاکشیدن سپاه کوفه و شام از مبارزات امام : چنان تاختش شه به میدان کین
بخش ۱۷ - آمدن زعفر جنی به یاری آن پادشاه جن و انس به روایت زمخشری : به ناگاه ز هامون یکی تیره گرد
بخش ۱۸ - آمدن گروهی دیگر از جنیان و منصوره باسپاهی از ملک به یاوری امام انام : نبخشید دستورشان شاه دین
بخش ۱۹ - میدان داری تمیم بن قحطبه ی شامی : خبیثی ددی از بزرگان شام
بخش ۲۰ - مبارزات سعد ابن طفیل و صالح ابن امیه : خروشید برداور راستین
بخش ۲۱ - حمله ی دوم پسر شیر کردگار بر آن گروه روبه کردار : نیامد چو دیگر کسی رزمجوی
بخش ۲۲ - رسیدن نامه ی فاطمه دختر امام ازمدینه و چگونگی آن هنگامه : به ناگه یکی مردتازی نژاد
بخش ۲۳ - حمله سوم امام تشنه کام برآن گروه زشت نام : چو شیر خدا از پی کارزار
بخش ۲۴ - غلبه ی عطش بر سبط سید کاینات : زدورش چو عمر و بن حجاج دید
بخش ۲۵ - برگشتن امام تشنه کام از فرات : دویدند یکسر برون با شتاب
بخش ۲۶ - تشریف فرمایی امام به خیمه ی فرزند : بیامد به بالین او کرد جای
بخش ۲۷ - بی تابی شهربانو در خدمت امام و تسلی دادن حضرت او را : بیامد در آن لحظه با اشک وآه
بخش ۲۸ - حمله ی پنجم خسرو بی سپاه برآن مردم روسیاه : نشست از بر باره ی تیز گرد
بخش ۲۹ - داستان آمدن درویش بلخی به خدمت پادشاه : چو درویش از خویشتن رسته ای
بخش ۳۰ - در اندرز یار دیرین خویش میرزا علی دوست کرمانشاهانی متخلص به سالک گوید : زخلق جهان رشته بگسیخته
بخش ۳۱ - تیر زدن ابوالحنوق بیدادگر : یکی پیک پیکان اجل سوی او
بخش ۳۲ - حمله ی ششم شاه دین بر سپاه مشرکین : یکی نقطه شد میمنه و میسره
بخش ۳۳ - به خیمه رفتن شاه تشنه جگر برای بستن زخم سر : دم واپسین من آمد فراز
بخش ۳۴ - شهادت شاهزاده ی والا گهر عبدالله بن حسن علیه السلام : به ناگه خروشی ز خرگاه خاست
بخش ۳۵ - حمله ی هفتم شاه مظلومان : ره پویه بر بارگی بسته شد
بخش ۳۶ - هجوم لشگر مشرکین بر سر سلطان دین و افتادن آن حضرت از زین بر زمین : نهاد آن گهی دست بر روی دست
بخش ۳۷ - زبان حال امام مظلوم با خویش و مناجات با حضرت پروردگار : نهشتی نشانی ز مردانشان
بخش ۳۸ - نوحه گری ملایک برامام مظلوم : بگفتند: کای داور دادرس
بخش ۳۹ - آمدن ضرعه بن شریک به کشتن امام : گرفتی همی از زمین، گرم خاک
بخش ۴۰ - آمدن ذوالجناح به بالین امام و سپردن آن حضرت سلاح امامت را بدو : تنی دید مانند لاله ستان
بخش ۴۱ - شهادت عبدالله بن حسین علیه السلام در آغوش پدر بزرگوارش : یکی پور بودش به پرده سرای
بخش ۴۲ - زخم زدن سران سپاه در قتلگاه بر آن مظلوم بیگناه : زهر سو بدو ناکسان تاختند
بخش ۴۳ - رفتن حضرت صدیقه ی صغرا، زینب (س) به قتلگاه : در آن دم پی دیدن روی شاه
بخش ۴۴ - فرستادن عمر سعد طبیب نصاری را به کشتن شاه دین : وزانسو عمر، پور بدخواه سعد
بخش ۴۵ - تمهید مقدمه ی شهادت امام مظلوم : چو فرمان بود از امامان پاک
بخش ۴۶ - رفتن شمر به بالین امام انام : که جز من کسی مرد این کار نیست
بخش ۴۷ - آمدم ذوالجناح به قتلگاه : به هر سو دمان همچو باد دمان
بخش ۴۸ - آمدن ذوالجناح به خیمه گاه : سمندی بدیدند بی شهسوار
بخش ۴۹ - زبان حال علیا جاه سکینه خاتون با اسب بی صاحب پدر : پدر کشته دخت رسول انام
بخش ۵۰ - زبان حال حضرت زینب (س) با مرکب غرقه به خون برادر : سر بانوان بهشت برین
بخش ۵۱ - به یغما بردن آن سپاه، لباس امام شهید و غارت ایشان خیمه هارا : بگویم کنون کان بد اختر سپاه
بخش ۵۲ - روایت فاطمه ی نو عروس در غارت خیمه گاه گوید : زخرگه برون آمدم با شتاب
بخش ۵۳ - روایت علیا مخدره جناب زینب علیه السلام : یکی داستان دیده ام جانگزا
بخش ۵۴ - روایت حمید بن مسلم کوفی : بینم که آن مردم پر ز کین
بخش ۵۵ - آتش زدن سپاه کفر، خیام سپهر احتشام پادشاه ایمان را : عمر چون ز خرگاه شه گشت دور
بخش ۵۶ - رفتن بجدل ابن سلیم به قتلگاه و بیداد آن گمراه روسیاه : نبد هیچ کس نزد آن کشتگان
بخش ۵۷ - اسب تاختن ده سوار بر اجساد پاک شهیدان : پس از غارت خیمه ی شهریار
بخش ۵۸ - خبرشدن مرغ نینوا از قتل شاه کربلا : از آن پس که شد کشته آن شاه فرد
بخش ۵۹ - بردن مرغ خون آلودی خبر شهادت امام(ع) : یکی بد یهودی به یثرب دیار
بخش ۶۰ - بردن مرغ خون آلود خبر قتل امام علیه السلام : چو بشنید آوای او دخت شاه
بخش ۶۱ - جا دادن حریم دلسوخته ی امام علیه السلام : چو از غارت خیمه های حرم
بخش ۶۲ - داستان جانگداز از ساربان و بیدادی که در قتلگاه کرد : که از رفتنش عرش شد پر خروش
بخش ۶۳ - وقایع روز یازدهم و بردن اهل بیت عصمت را به قتلگاه و چگونگی آن مصیبت جانکاه : سپهدار کفر اندر آمد به دشت
بخش ۶۴ - نوحه گری حضرت زینب (س) در قتلگاه : که هان ای شهنشاه آخر زمان
بخش ۶۵ - زبان حال علیا مکرمه جناب سکینه خاتون(س)بر روی نعش پدر بزرگوارش : در این بود بانو که آمد ز راه
بخش ۶۶ - زاری کردن مادر غمدیده علی اکبر(ع)برروی نعش پسر جوان گوید : بیامد به بالین پور جوان
بخش ۶۷ - مویه گری مادرقاسم و عروسش در بالین آن شهید مظلوم : یکی گفتی ای سرو بستان من
بخش ۶۸ - زبان حال علیا مکرمه، سکینه خاتون درماتم علی اصغر : بدان بال و پر بسته مرغ حرم
بخش ۶۹ - تسلی دادن علیا مکرمه زینب خاتون : درآن دم نگه کرد بانوی دین
بخش ۷۰ - بریدن سرهای شهیدان : چو آن زاری از آل احمد (ص) بدید
بخش ۷۱ - به خانه بردن خولی : گرفتند با آن اسیران سپاه
بخش ۷۲ - دفن نمودن بنی اسد : وز انسو سه روز و دو شب جسم شاه
بخش ۷۳ - بردن اهل بیت طهارت را از کربلاو چگونگی آن : همانا که فرزند آن شهریار
بخش ۷۴ - خطبه خواندن حضرت زینب (س) در خارج کوفه : سر از برج محمل چو مهر از سپهر
بخش ۷۵ - خطبه ی حضرت فاطمه علیه السلام در بیرون شهر کوفه : خدا و نبی را به پاکی سرود
بخش ۷۶ - مفاخرت یکی از کوفیان و پاسخ حضرت فاطمه اورا : پی خود ستایی زبان برگشود
بخش ۷۷ - خطبه ی حضرت ام کلثوم علیه السلام و مخاطبه اش با کوفیان : بمویید یک لخت و آنگاه گفت
بخش ۷۸ - خطبه ی حضرت سیدالساجدین دربیرون شهر کوفه : که هان ای گروه ستمگر خموش
بخش ۷۹ - درکیفیت ورود اسیران کربلا به شهر کوفه به روایت مسلم گچکار رحمه الله : به ناگه برآمد زکوفه خروش
بخش ۸۰ - حاضر نمودن ابن زیاد بد بنیاد اهل بیت پیغمبر : نشست از بر تخت آن زشت کیش
بخش ۸۱ - بی ادبی نمودن ابن زیاد بد : چه دندان و لب؟ آنکه خیرالبشر
بخش ۸۲ - زدن سر پر نورامام شهید (ع) را درکوفه برنیزه : سرشاه را گفت آن نابکار
بخش ۸۳ - گفتگوی عبدالله بن عفیف علیه الرحمه در مسجد کوفه : چو ابلیس دون جا به منبر نمود
بخش ۸۴ - نامه نوشتن ابن زیاد به شام و مدینه : به دست نوندی فرستاد تیز
بخش ۸۵ - فرستادن ابن زیاد اسرا و سرهای اهل بیت : یکی نامه آمد به ابن زیاد
بخش ۸۶ - رسیدن کاروان اهل بلا به نصیبین : به نزدیک منصور الیاس بر
بخش ۸۷ - منزل دادن سپاه اهل ستم : دهی بود آباد در پشت کوه
بخش ۸۸ - جا دادن اسیران آل پیغمبر : در آن دم یکی گفت با آن سپاه
بخش ۸۹ - ورود آل محمد (ص) و آله و سلم به عسقلان : بدی عسقلان را یکی مرزبان
بخش ۹۰ - ورود اهل بیت به بعلبک : ز بهر پذیره برون تاختند
بخش ۹۱ - در ذکر اعجازی که از سر مطهر امام(ع)درراه شام بظهور رسیده بروایت ابن لهیعه : ز کوفه همی تا به شهر دمشق
بخش ۹۲ - رسیدن اسیران کربلا به نزدیکی شهر شام : به گاهی که دژخیم بر گاه بود
بخش ۹۳ - آذین بستن شهر دمشق را برای ورود اهل بیت پیغمبر : گه شادمانی است نی روز پند
بخش ۹۴ - درچگونگی ورود اهل بیت پیغمبر به شهر دمشق و روایت سهل بن سعد ساعدی : بدان پیر مرد ستوده تبار
بخش ۹۵ - مسلمان شدن مرد نصارا به اعجاز مطهر امام(ع)و شهادت آن با سعادت : همی خواست آن مرد فرخنده پی
بخش ۹۶ - وارد کردن اهل بیت حضرت خیرالانان : پرستشگهی بود نزدیک راه
بخش ۹۷ - جا دادن یزید پلید : نیارم بگویم چه ویرانه ای
بخش ۹۸ - گفتگوی ثمره ابن جندب با یزید در یاری سرامام شهید(ع) : نگویم به آن چوب دستی چه کرد
بخش ۹۹ - مسلمانی جالوت یهودی و شهادتش دریاری سرامام شهید(ع) : بدآنجا و آن گفتگو را شنید
بخش ۱۰۰ - مسلمانی و شهادت فرستادهٔ پادشاه فرنگ در مجلس یزید : بگفتا که ای کار فرمای شام
بخش ۱۰۱ - مکالمه ی بطریق روم با یزید : کسی باسر بی تن آورده جنگ؟
بخش ۱۰۲ - مکالمه ی یزید با اهل بیت و پاسخ حضرت سکینه خاتون اورا : ببردندشان بسته در یک کمند
بخش ۱۰۳ - خطبه خواندن حضرت زینب در مجلس یزید و گفتگو پیش آن پلید : به پا خاست چون باب خود بوتراب
بخش ۱۰۴ - گفتگوی یزید با حضرت امام زین العابدین(ع)و امر به قتل آن جناب : بفرمود باشد علی (ع) نام من
بخش ۱۰۵ - خطبه خواندن حضرت سیدالساجدین درمسجد شام : چو آمد به محراب اندر نشست
بخش ۱۰۶ - بردن اهل بیت امام مظلوم : چو آسوده گشتند اهل حرم
بخش ۱۰۷ - خواب دیدن هند زن یزید : گشودند و آمد ملایک زاوج
بخش ۱۰۸ - خواهش فرمودن حضرت امام زین العابدین (ع) از یزید و نپذیرفتن آن پلید : سیم آنکه گر خواهی ام بیگناه
بخش ۱۰۹ - ظهور اعجاز از سر مطهر امام شهید و پس دادن یزید اموال اهل بیت را : زمخزن برون آمد آن پاک سر
بخش ۱۱۰ - مکالمه یزید عنید با فرزند امام شهید : کنون ازمن ایشاه پوزش پذیر
بخش ۱۱۱ - رفتن اهل بیت به کربلا : که بوسیم آن تربت پاک را
بخش ۱۱۲ - رفتن اهل بیت(ع)از کربلا به مدینه : به نزدیک یثرب چو زان راه دور
بخش ۱۱۳ - رفتن بشیر ابن جذلم برای خبر دادن به اهل مدینه به فرمان امام(ع)و باقی آن واقعه : رسیدیم نزدیک یثرب زمین
بخش ۱۱۴ - خطبه خواندن امام زین العابدین(ع)در بیرون شهر مدینه و دیگر احوال : همه خلق را اوست پروردگار
بخش ۱۱۵ - زبان حال و ترجمه ی اشعار حضرت ام کلثوم (ع) در درواز ه ی مدینه : چه از دور شد باره ی آن دیار
بخش ۱۱۶ - مویه گری اهل بیت درحرم رسول و تسلی دادن ام سلمه ایشان را گوید : زبان های آتشفشان همچو شمع
بخش ۱۱۷ - درخاتمه ی کتاب و مختصری از حالات سید الساجدین(ع)گوید : گرت برنشاند به گاه بلند
بخش ۱۱۸ - در مناجات بدرگاه قاضی الحاجات گوید : خدایا به یعقوب آل رسول (ص)