برگردان به زبان ساده
مگر آنکه بیعت به دارای شام
ببندی و دانیش برخود امام
هوش مصنوعی: تنها در صورتی میتوانی با کسی پیمان ببندی که مشخص باشد او چه ویژگیهایی دارد و در حقیقت، مقام و ارزش او را بشناسی.
وگرنه مپیچان دگر کار را
شو آماده با خصم پیکار را
هوش مصنوعی: اگر قصد داری کارها را به خوبی انجام دهی، دیگر به حاشیه نرو و خودت را برای مواجهه با دشمن آماده کن.
چو گفتار او را شهنشه شنید
بدو بر خروشید و گفت: ای پلید
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه سخنان او را شنید، به شدت ناراحت شد و گفت: ای ناپاک!
گمانتان زکشتن مرا هست باک
نترسم بجز از خداوند پاک
هوش مصنوعی: شما فکر میکنید قصد کشتن من را دارید، اما من از هیچکس جز خداوند نخواهم ترسید.
دل شیر کوشنده ی ذوالمنن
بود در میان دو پهلوی من
هوش مصنوعی: دل من مانند دل شیر است و در میان دو پهلوی من، به شدت در تلاش و کوشش است.
روان نبی آن خداوند پاک
مرا خفته در پیکر تابناک
هوش مصنوعی: روان پیامبر خداوند پاک در من وجود دارد و من در بدنی شفاف و درخشان به خواب رفتهام.
چو خواهم که قدرت نمایی کنم
همه کرده ی کبریایی کنم
هوش مصنوعی: وقتی بخواهم قدرت و عظمت خود را نشان دهم، همه کارهای بزرگ و شگفتانگیز را انجام میدهم.
بود تا که پیمان ستانم به مشت
نبیند کس از من به پیگار، پشت
هوش مصنوعی: من تا زمانی در اینجا هستم که پیمان خود را بگیرم، ولی هیچکس از من پشت پرده واقعیتها را نخواهد دید.
بود تا به کف قبضه ی ذوالفقار
نخواهم ز بدخواه دین زینهار
هوش مصنوعی: من تا زمانی که به دستم قبضهی ذوالفقار است، از بدخواهی افراد دینم نخواهم ترسید.
نشاید خداوند را بنده گی
شه دین کجا و پرستنده گی؟
هوش مصنوعی: خداوند را نمیتوان به عنوان یک بنده یا پرستنده نگریست، زیرا مقام او فراتر از اینهاست.
تفو پور مرجانه ی زشت کیش
که خداوند مرا پیرو شاه خویش
هوش مصنوعی: تفو بر آن مرجانهی زشت و ناپسند که خداوند مرا از پیروان بزرگترین شاه قرار داده است.
مرا تا که درکالبد هست جان
نباشم درین کار همداستان
هوش مصنوعی: تا زمانی که بدن من وجود دارد، روح من در این ماجرا همراستا نیست.
چو این دید بن سعد تاریک هوش
زلشگر جدا گشت و برزد خروش
هوش مصنوعی: وقتی که بن سعد این را دید، هوش و حواسش از شدت ترس و نگرانی به هم ریخت و از جمعیت جدا شد و ناگهان فریاد بلند زد.
بگفتا: که بازاده ی بوتراب
نکو نیست دیگر سوال و جواب
هوش مصنوعی: او گفت: که فرزند آزاد بوتراب دیگر نیازی به پرسش و پاسخ نیست.
ببارید بر پیکر او خدنگ
میارید بر کشتن او درنگ
هوش مصنوعی: باران ببارید بر بدن او و هنگام کشتن او هیچ تأخیری نکنید.
هزاری سه پنج از سپاه شریر
به زه بر نهادند پرنده تیر
هوش مصنوعی: هزار و سیصد و پنج تیر از سپاه بدکاران به کمان گذاشته شد تا به پرندهای شلیک کنند.
چو نمرود حق را نشان ساختند
به یکره رها از کمان ساختند
هوش مصنوعی: وقتی نمرود به حق اشاره کرد، آن را با دقت و بدون هیچ قید و شرطی نشان دادند.
از آن تیر باران نیامد گزند
بدان شاه کافرکش دیوبند
هوش مصنوعی: از آن تیرها گزندی به او نرسید، چرا که آن پادشاه کافرکش دیوبند از خود قدرت و توان بالایی دارد.
فرو ماند اهریمن اندر شگفت
زکار شه اندازه ها برگرفت
هوش مصنوعی: اهریمن از کارهای پادشاه حیرت زده مانده و به اندازههای او پی برده است.
دگر ره ز نو چاره ای ساز کرد
سران را به سوی خود آواز کرد
هوش مصنوعی: به گونهای تازه، راهی نو برای حل مشکل ایجاد کرد و رهبران را به سمت خود دعوت کرد.
از ایشان سواری که بد رزمخواه
یکایک فرستاد زی رزم شاه
هوش مصنوعی: از آنها کسی که مهارت در جنگ داشت، به تنهایی به سوی پهلوان فرستاده شد.
به یک زخم آن قدرت کردگار
برآوردی از جان هر یک دمار
هوش مصنوعی: با یک زخم، قدرت خداوند باعث شد که جان هر فردی به شدت دچار مشکل و ضعف شود.
چو زیشان بسی خفت برخون و خاک
سپه را بشد زهره از بیم چاک
هوش مصنوعی: وقتی که از آنها تعدادی در خاک و خون افتادند، سپاه از ترس برچیده شد و از دل به میانه نبرد نیامدند.
شهنشه از ایشان همی خواست مرد
نمی کرد کس آرزوی نبرد
هوش مصنوعی: شاه از آنها میخواست که مردانگی نشان دهند، اما هیچکس تمایلی به جنگ و نبرد نداشت.
چو دیگر نیامد کسی رزمخواه
بزد شاه دین خوش را برسپاه
هوش مصنوعی: وقتی کسی برای نبرد نیامد، شاه دین خوش را بر گروه خود فراخواند.
تو گفتی که در پیکر ذوالجناح
چو باز دمنده بر آمد جناح
هوش مصنوعی: تو گفتی که در بدن ذوالجناح، مانند پرندهای که بال زده باشد، بالی برآمد.