برگردان به زبان ساده
چو شیر خدا از پی کارزار
برآهیخت آن آذر آبدار
هوش مصنوعی: چنانکه شیر خدا برای نبرد به پاخاست، همانند آتش شعلهور و تند است.
بزد برصف کین چو باد وزان
فرو ریخت سرها چو برگ رزان
هوش مصنوعی: به محض اینکه حملهای آغاز شد، مانند باد با شدت فراوان پیش آمد و سرها را مانند برگهای پاییزی که از درخت میریزد، به زمین انداخت.
همی خورد زخم و همی کشت مرد
خود وباره گشته نهان زیر گرد
هوش مصنوعی: زخمهای بسیاری به او وارد میشود و او هم مرد خودش را میکشد. حالاو او به طور پنهانی زیر غبار پنهان شده است.
زدی هر که را تیغ بران به فرق
زتنگ ستورش برون شد چو برق
هوش مصنوعی: هر کسی که با تیغ تیزی به سر کسی ضربهای زد، مانند اینکه از تنگی و سختی خارج شده باشد، به سرعت و با شتاب آزاد شد.
زدی هر که را برمیان تیغ تیز
دو نیمه فتادی به دشت ستیز
هوش مصنوعی: هر کسی که با شمشیر تیز به میدان جنگ بیفتد و با دشمن مبارزه کند، به دو نیم تقسیم خواهد شد.
زگرد سواران درآن دار و گیر
رخ روشن روز شد همچو قیر
هوش مصنوعی: از زوایای مختلف سواران، روشنایی روز مانند قیر تاریک و کدر شده است.
دم تیغ شاه آتشی برفروخت
تن سرکشان را سراسر بسوخت
هوش مصنوعی: زخمی که شمشیر شاه ایجاد کرد، آتشی به پا کرد که تمام بدن سرکشها را سوزاند.
بسا زین و توسن که شد واژگون
سوارش بزد غوطه در موج خون
هوش مصنوعی: بسیاری از سوارکاران با اسبهایشان در جنگ و نبرد دچار سقوط شدند و در میان خون غوطهور شدند.
چه مور و ملخ ازدم تیغ شاه
پراکنده گشتند کوفی سپاه
هوش مصنوعی: مور و ملخها مانند انسانها از تیغ (شمشیر) شاه پراکنده شدند، یعنی دشمنان به شکلی فرار کردند که انگار هیچ نظمی ندارند، همچون سپاه کوفی.
حسین (ع) و براسب پیمبر سوار
به کف تیغ شیر خدا استوار
هوش مصنوعی: حسین (ع) با قدرت و استقامت بر روی اسب، در میدان جنگ با شمشیر حضرت علی (ع) حضور دارد.
به گفتن نگنجد که اندر نبرد
بدان بدسگالان یزدان چه گرد
هوش مصنوعی: در سخن نمیتوان بیان کرد که در درگیری با آن افراد بدذات، چه عواقبی از سوی خداوند متعال رقم خواهد خورد.
ز بس کوشش و گرمی آفتاب
وزان خون که رفت از تنش همچو آب
هوش مصنوعی: به خاطر تلاش زیاد و گرمای آفتاب و همچنین بخاطر خون که مانند آب از بدنش رفته است.
چنان تشنه کامی بدو چیره گشت
که بیننده ی روشنش تیره گشت
هوش مصنوعی: به قدری به او عشق و محبت ورزید که دیگران، با وجود روشنایی و زیباییاش، نمیتوانستند او را به خوبی ببینند.
ز سوز عطش سینه اش برفروخت
زدود دلش جان اختر بسوخت
هوش مصنوعی: به خاطر عطش درونش، سینهاش آتش گرفت و این شعله باعث شد که دلش بسوزد و جانش را بگیرد.
ز تابی که بد درتن روشنش
به بر تفته شد آهنین جوشنش
هوش مصنوعی: به خاطر شدت تابی که به او وارد شده، زره آهنینش در بدنش به شدت داغ و گرم شده است.
عقیق لبش گشت همرنگ مشک
زبان دردهان گشت چون چوب خشک
هوش مصنوعی: لبان او به رنگ عقیق درآمد و زبانش در دهانش مثل چوب خشک شده است.
زبس تشنگی شاه از کارزار
عنان را بتابید زی رود بار
هوش مصنوعی: شاه به خاطر شدت تشنگی از میدان نبرد کنارهگیری کرد و به سوی رود خانه رفت.