برگردان به زبان ساده
سمندی بدیدند بی شهسوار
خروشان و گریان چو ابر بهار
هوش مصنوعی: سمند قشنگی را دیدند که بدون سوارش میدوید و مثل ابر بهاری، پرجنب و جوش و غمگین بود.
زناوک برآورده چو مرغ، پر
زخون کرده برگستوانی به بر
هوش مصنوعی: پرندهای که به چنگال زناوک گرفتار شده، گویا بر فراز درختان بال میزند و پرهایش را به خون آغشته کرده است.
تن پیلوارش شده رنگ رنگ
چو پر تذروان و چرم پلنگ
هوش مصنوعی: تن او مانند پوستهای رنگارنگ و زیبای حیوانات است، همانند پرهایی که درخشش و زیبایی خاصی دارند، و مانند چرم پلنگ که جلوهاش خاص و جذاب است.
بریده ستام و گسسته لگام
بیامد باستاد نزد خیام
هوش مصنوعی: اسبی زخمخورده و ناآرام به سمت خیام آمده و در حالتی نزار و پریشان به او نزدیک میشود.
سرافکنده در زیر و آسیمه سار
همانا بد از بانوان شرمسار
هوش مصنوعی: زنانی که شرمنده و سرافکنده هستند، در وضعیتی آشفته و ناامید به سر میبرند.
ز دیدار آن باره شد بی گمان
بر ایشان که آن پیشوای زمان
هوش مصنوعی: با دیدن او، بیتردید بر آنها روشن شد که او رهبر زمانه است.
بشد کشته در پهنه ی کارزار
کشیدند از دل همه، ناله زار
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، او به شدت آسیب دید و جان باخت. از دل هر کس صدای ناله و اندوه بلند شد.
چنان شیون از آن زنان گشت راست
که از ماهی و ماه افغان بخاست
هوش مصنوعی: زنان به قدری ناله و زاری کردند که صدایشان به آسمان رسید و مانند نالهی ماهی و ماه شد.
کشیدند افغان زدل همنفس
که افسوس، دیگر نداریم کس
هوش مصنوعی: افسوس، دیگر هیچکس را نداریم که دلتنگیهایمان را با او در میان بگذاریم و از دردهایمان صحبت کنیم.
کجا هست پیغمبر؟ آن شاه ما
کجا هست حیدر (ع)؟ کجا مجتبی (ع)؟
هوش مصنوعی: این ابیات به دنبال پاسخ به این سؤال هستند که پیامبر و شخصیتهای مهم مذهبی مانند امام علی (ع) و امام مجتبی (ع) کجا هستند و در کجا میتوان آنها را یافت. این جستجو نشاندهنده yearning و دلتنگی برای وجود آن بزرگواران است.
کجا رفت آن یادگار جهان؟
حسین (ع) آن خداوندگار جهان
هوش مصنوعی: کجا رفت آن یادگار زندگی و دنیا؟ حسین (ع)، آن سرور و ولی خدا در این جهان.
دریغا که شد کشته آن شاه فرد
ز مرگش فلک، روز ما تیره کرد
هوش مصنوعی: ای کاش آن شاه بزرگ به دست مرگ کشته نمیشد، زیرا آسمان با این اتفاق، روزهای ما را تاریک و ناامید کرد.
پس آنگاه با شیون و اشک و آه
گرفتند پیرامن اسب شاه
هوش مصنوعی: سپس همه به دور اسب شاه جمع شدند و با گریه، فریاد و ناله، غم و اندوهشان را ابراز کردند.
یکی گفت: اسبا سوارت چه شد؟
خدا را خداوندگارت چه شد؟
هوش مصنوعی: یکی پرسید: اسب سواریت کجاست؟ به خدا قسم، پروردگارت کجا است؟
چرا پشت شیر است خالی زهور؟
چرا شد خداوند از عرش، دور؟
هوش مصنوعی: چرا پشت شیر خالی از گل و زینت است؟ چرا خداوند از عرش و مقامش دور شده است؟
یکی گفت ای ذوالجناح رسول
چه کردی به آرام جان بتول (س)
هوش مصنوعی: یکی پرسید ای اسب سیاه پیامبر، چه بر سر آرامش جان دختر بتول آوردی؟
جدا شد چه سان پای شاه از رکاب؟
تهی شد چرا ماه نو، ز آفتاب؟
هوش مصنوعی: چگونه پای پادشاه از زین جدا شد؟ چرا ماه نو از تابش خورشید خالی گردید؟
چو رفتش توان از تن دردناک
تو آهسته او را فکندی به خاک
هوش مصنوعی: زمانی که قدرت از بدن دردناک او رفت، به آرامی او را به خاک سپردی.
و یا دشمن او را به سختی فکند
به خاک اندر آمد سپهر بلند
هوش مصنوعی: یا دشمن او را به شدت به زمین انداخت و در آسمان بلند به زمین افتاد.
به ناگاه نوباوه ی شاه دین
که فرش بدی زیور کاخ دین
هوش مصنوعی: یکدفعه فرزند کوچک پادشاه دین (اسلام) که فرش زیبای کاخ دین را داشت، به چشم آمد.