برگردان به زبان ساده
زبان های آتشفشان همچو شمع
در آن تربت پاک گشتند جمع
هوش مصنوعی: زبانهای آتشین و خشمگین به آرامی و مانند شعلههای شمع در آن خاک مقدس خاموش شدند و به هم پیوستند.
چگویم چه گفتند و چون گشت کار
قیامت درآن لحظه گشت آشکار
هوش مصنوعی: بگذار بگویم که در آن لحظه چه سخنانی گفته شد و چگونه کارها به وضوح نمایان شد.
برآمد ز افغان آن قوم آه
ز هر چوب و هر خشت آن بارگاه
هوش مصنوعی: از ناله و فریاد آن مردم، صدای درد و رنجی به گوش میرسد که از هر تیرک و هر آجر این عمارت به گوش میآید.
به تربت نبی دست غم زده به سر
خبر شد چو از مرگ فرخ پسر
هوش مصنوعی: وقتی که از مرگ فرخ پسر آگاه شد، با دل حزین و ناراحت به مزار پیامبر دست کشید.
برآورد از غم بدانسان خروش
که آمد نیوشنده گان را به گوش
هوش مصنوعی: او به گونهای از غصه فریاد زد که صدای او به گوش شنوندگان رسید.
روان پیمبر چو از غم گریست
ازان گریه اهل دو عالم گریست
هوش مصنوعی: وقتی پیامبر از احساس غم و اندوه اشک ریخت، همه موجودات و انسانها در دو جهان به خاطر او گریه کردند.
به ناگاه زینب (س) برآورد آه
بدان سان که شد روی گردون سیاه
هوش مصنوعی: زینب (س) ناگهان نالۀ غمانگیزی سر داد که باعث شد آسمان تاریک و تیره شود.
به زاری بگفت ای رسول انام
مرا مهربان تر زباب و زمام
هوش مصنوعی: او با ناراحتی گفت: ای پیامبر مردم، مرا بیشتر از پدر و مادر خود دوست داشته باش.
منم پیک سوک جگر بند تو
خبر دارم از مرگ فرزند تو
هوش مصنوعی: من پیامآور اندوه تو هستم و از مرگ فرزندت آگاه هستم.
در این گفته ی خویش دارم گواه
بیاوردمش اندرین بارگاه
هوش مصنوعی: در این سخن که میگویم، شاهدی دارم که او را به این مکان آوردهام.
بگفت این و از زیر چادر برون
برآورد پیراهنی پر ز خون
هوش مصنوعی: گفت این را و از زیر چادر، پیراهنی که سرشار از خون بود را بیرون آورد.
بیفکند بر روی صندوق شاه
که در مرگ پور تو، اینم گواه
هوش مصنوعی: بر روی صندوق پادشاه بیندازید که این گواهی است بر مرگ پسر تو.
بکشتند امت به شمشیر کین
حسین (ع) تو را ای خداوند دین
هوش مصنوعی: به خاطر کینهای که از حسین (ع) داشتند، تعداد زیادی از پیروان او را با شمشیر کشتند. خداوندا، تو پرچمدار دین هستی.
در آندم بر آمد ز درگاه غو
شد آن مجلس از ماتم گریه نو
هوش مصنوعی: در آن زمان، از درگاه صدایی بلند شد و آن جلسه پر از غم و گریه شد.
همال نبی ام سلمه ز در
درآمد شخوده رخ و مویه گر
هوش مصنوعی: نبی ام سلمه با چهرهای نورانی و در حالی که اشک میریزد، وارد شد.
به یکدست او شیشه ای پر زخون
که بد تربت داور رهنمون
هوش مصنوعی: در یک دست او شیشهای پر از خون است که به نوعی نمایانگر نشانهای از عذاب یا درد و رنج در مسیر حقیقت یا سرنوشت است.
به دستی دگر دست دخت امام
که او را پدر داده بد نام مام
هوش مصنوعی: دست دیگر را به دست دختر امام دادهاند که او را به خاطر پدرش به نام بد شناختهاند.
به یکبار آل پیمبر همه
گرفتند پیراهن فاطمه
هوش مصنوعی: همه فرزندان پیامبر در یک لحظه لباس فاطمه را گرفتند.
کشیدند او را خروشان به بر
بسی بوسه دادند بر چشم و سر
هوش مصنوعی: او را با هیجان به آغوش گرفتند و بر پیشانی و چشمانش بوسههای زیادی زدند.
زکف درگسستند پیوند صبر
خروش از مدینه برآمد به ابر
هوش مصنوعی: از دست رفتن پیوند صبر موجب شد که صدای خروش از مدینه به آسمان بلند شود.
به یثرب زن و مرد هرکس که بود
همی موی کند و همی رخ خشنود
هوش مصنوعی: در یثرب، هر زن و مردی که باشد، مشغول است به آرایش مو و ایجاد خوشحالی در چهرهاش.
ز بس شد خشوده رخ سیمگون
زهر کوی گفتی روانست خون
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و شفافیت چهره ی سیمگون، از شدت محبت و شوق میتوان احساس کرد که گویی خون از کوی او روان است.
سرانجام جفت رسول امین
دلش سوخت بر بانوان غمین
هوش مصنوعی: در نهایت، پیامبر که انسان مهربانی بود، بر حال زنان اندوهگین دلش به درد آمد.
به اندرز ایشان همی لب گشاد
شکیبایی از سوگواری بداد
هوش مصنوعی: با توجه به نصیحتهای آنها، زبان به سخن گشود و از درد و غم خود کمی صبر و استقامت نشان داد.
به ایوان خون برد همراهشان
نشستند در ماتم شاهشان
هوش مصنوعی: آنها به ایوان خونی رفتند و در سوگ شاهشان نشستهاند.
همی زنده بودند تا درجهان
به ماتم بدند آشکار و نهان
هوش مصنوعی: آنها به زندگی خود ادامه میدادند تا اینکه به خاطر حوادث و اتفاقات ناخوشایند جهان دچار غم و اندوه شوند، هم به صورت علنی و هم به طور پنهانی.
شب و روز بودند پر آب چهر
چنین است کردار گردان سپهر
هوش مصنوعی: شب و روز همیشه در حال تغییر و جزر و مد هستند، مانند این که رفتار و کردار آسمان نیز همینطور است.