برگردان به زبان ساده
همه خلق را اوست پروردگار
خطابخش و روزی ده مور و مار
هوش مصنوعی: تمامی موجودات خلق شده، او پروردگار است که رحمت و روزیاش شامل همه میشود، حتی کوچکترین موجودات مانند مورچه و مار.
خداوند و دارای روز جزاست
همه هستی از هستی او به پاست
هوش مصنوعی: خداوند و مالک روز قیامت، همه چیز از وجود او نشأت میگیرد و به او وابسته است.
به دوری زنه آسمان است بر
به نزدیکی از رازها با خبر
هوش مصنوعی: آسمان دور است، اما نزدیکی از رازها میتواند انسان را آگاه کند.
اگرشهد بارد به ما یا شرنگ
ز حمدش نیاریم کردن درنگ
هوش مصنوعی: اگر از سوی خدا بر ما نعمت و رحمت نازل شود، باید شکر او را به جا آوریم و در این کار هیچ درنگی نکنیم.
چو هر سختی و رنج و ماتم ازوست
بر ما همه سهل و نغز و نکوست
هوش مصنوعی: هر سختی و رنج و اندوهی که از او به ما میرسد، بر ما آسان و زیبا و نیکوست.
ایا قوم یزدان پی آزمون
بلایی به ما داد از حد فزون
هوش مصنوعی: ای قوم! خداوند در آزمون ما بلایی به ما داد که از حد و اندازه فراتر رفته است.
یکی رخنه افکند اسلام را
که رسوا کند مرد خود کام را
هوش مصنوعی: یک شخصی نقشهای طراحی کرده تا با ایجاد فضای نابسامان برای اسلام، افرادی را که خودخواه و مغرور هستند، رسوا کند.
حسین علی (ع) کشته گردید زار
ابا یار و اولاد و خویش و تبار
هوش مصنوعی: حسین علی (ع) به طور مظلومانهای به قتل رسید، در حالی که دورش را یاران و خانوادهاش احاطه کرده بودند.
زن و کودکانش بگشتند اسیر
برفتند درشهرها دستگیر
هوش مصنوعی: زن و بچهها به اسیری گرفتار شدند و به شهرها برده شدند و دستگیر شدند.
سرش را به نیزه به بازارها
ببردند و کردند آزارها
هوش مصنوعی: سر او را بر نیزه کردند و آن را به بازارها بردند و در آنجا به او آزردگی زیادی رساندند.
ازین سخت تر ماتمی کس ندید
که براهل بیت پیمبر رسید
هوش مصنوعی: هیچ ماتمی به اندازه ماتم اهل بیت پیامبر سخت و دلخراش نبوده است.
شگفت است وزین پس ایا مردمان
که ماند دلی از شما شادمان
هوش مصنوعی: عجیب است که از این به بعد ای مردم، چه کسی خواهد ماند که دلی از شما شاد باشد؟
و یا آب دیده نماید دریغ
از ان تن که شد چاک از زخم تیغ
هوش مصنوعی: شخصی که با چشم گریان به درد و رنج دیگران نگاه میکند، به حال آن کسی که به خاطر زخم تیغ آسیب دیده، افسوس میخورد.
ازیرا که از قتل آن شهریار
همه آفرینش گرستند زار
هوش مصنوعی: زیرا که با کشته شدن آن پادشاه، تمام موجودات به شدت از غم و اندوه به حال آمدهاند.
بگریید در ماتمش آسمان
ز دریا برآمد ازان غم دخان
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر اندوهش گریه میکند و از دل دریا بخار غمانگیزی برمیخیزد.
گرستند در سوگ او چوب و سنگ
زمین گشت درقتل او بی درنگ
هوش مصنوعی: زمین به خاطر فقدان او تحت تأثیر قرار گرفته و در سوگ او همه چیز حتی چوب و سنگ را احساس کردهاند، بنابراین پس از مرگ او، سریعاً واکنش نشان داده است.
ز ماهی به دریا و مرغ هوا
پی ماتم او برآمد نوا
هوش مصنوعی: از ماهی دریا و پرنده آسمان، برای او سوگواری و نالهای برآمد.
ملایک بهفت آسمان ناله کرد
کدامین دلست آنکه ناید بدرد
هوش مصنوعی: فرشتگان در آسمانها ناله میکنند و میپرسند کدام قلبی وجود دارد که دردی احساس نکند و به گريه نیفتد؟
ز اسلامیان تا که یارد شنید
که این رخنه اسلام را شد پدید
هوش مصنوعی: از مسلمانان، تا زمانی که بفهمند این آسیب به اسلام ایجاد شده است، چیزی نخواهند شنید.
که ما را چنین خوار کردند زار
براندند و بردند درهر دیار
هوش مصنوعی: ما را به گونهای ذلیل و حقیر کردند و از سرزمینمان بیرون کردند و به هر جایی فرستادند.
تو گفتی اسیران ترکیم ما
و یا سر زد از ما بدین ناروا
هوش مصنوعی: تو گفتی که ما اسیران ترک هستیم و یا از ما چیزی بدی به دیگران رسیده است.
به یزدان اگر جد ما مصطفی (ص)
بدین قوم برجای مهر و وفا
هوش مصنوعی: اگر جد ما، پیامبر مصطفی (ص)، در میان این قوم محبت و وفا را جایگزین کند، به یزدان قسم...
سفارش به آزار ما کرده بود
ازین بیشتر دسترسمان نبود
هوش مصنوعی: او برای آزار ما بیشتر از این چیزی نداشت که بگوید یا انجام دهد.
ولی ما ازین رنج و از این بلا
که وارد به ما گشت درکربلا
هوش مصنوعی: اما ما از این درد و مصیبتی که در کربلا بر ما وارد شد، آگاهیم.
نیاریم هرگز به خاطر نهیب
بخواهیم از پاک یزدان شکیب
هوش مصنوعی: ما هرگز به خاطر ترس از تهدید، از خداوند پاک و ازلی صبر نمیخواهیم.
خداوند ازکشتن شاه ما
دهد کیفر بد به بدخواه ما
هوش مصنوعی: خداوند به دشمنان ما مجازات سختی خواهد داد و این مجازات به خاطر کشتن شاه ما خواهد بود.
زگفتار آن شاه از مردمان
برآمد غو گریه تا آسمان
هوش مصنوعی: از سخنان آن شاه، مردم به قدری گریه کردند که صدایشان به آسمان رسید.
چو افکند شه سوی هامون نظر
سواری به چشم آمدش مویه گر
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه به سمت هامون نگاه کرد، سواری در جلوی چشمش ظاهر شد که به شدت دلتنگ و غمگین بود.
بدانست عمش محمد بود
مهین زاده ی شاه سرمد بود
هوش مصنوعی: بدانید که عموی محمد، از خاندان محترم و بزرگی است که به عنوان فرزند شاهی بزرگ به دنیا آمده است.
زجا جست افسرده و مویه گر
پذیره شد از عم والا گهر
هوش مصنوعی: از جایش برخاست و غمگین ناله کرد، و اگر آغوش پهناوری در اختیارش باشد، خود را به آن میسپارد.
چو افتاده پور علی (ع) را نگاه
بدان انجمن با لباس سیاه
هوش مصنوعی: وقتی پسر علی (ع) را دیدم که در آن جمع، لباس سیاه پوشیده است.
نگونسار گردید از توسنا
تو گفتی روانش برفت از تنا
هوش مصنوعی: او از شدت ناراحتی و غم به حالت افلاس و شکست درآمد، انگار که روحش از بدنش جدا شده است.
شهنشه شد از کار عم درشگفت
سر فرخش را به زانو گرفت
هوش مصنوعی: پادشاه از کار عم بسیار شگفتزده شد و سر فرخش را به حالت تسلیم پایین آورد.
بمالید پیوسته اش نرم نرم
که تا سرو اندام او گشت گرم
هوش مصنوعی: آن را به آرامی و با احتیاط لمس کنید تا بدن او گرم و نرم شود.
به هوش آمد و دیده از هم گشود
به زاری به پور برادر سرود
هوش مصنوعی: او به هوش آمد و چشمانش را باز کرد و در حالی که به شدت ناراحت بود، برای پسر برادرش شعر غمگینی خواند.
که کو کارفرمای ملک جهان
برادرم آن یادگار نهان
هوش مصنوعی: کارفرمای عالم که برادر من است، همان یادگار پنهانی است.
خداوند گاه پیمبر کجاست
روان تن پاک حیدر کجاست
هوش مصنوعی: در این بیت، پرسش دربارهی محل و وجود پیامبر و روح پاک حضرت علی (ع) مطرح شده است. شاعر از نبود و غیبت راهنمای الهی و روح نیک و پاک صحبت میکند و به نوعی دلتنگی و سوال از وضعیت و حضور این شخصیتهای مقدس را بیان میکند.
برادرم شاه سرفراز کو
حسن (ع) را همانند و انباز کو
هوش مصنوعی: برادرم، شاه بزرگوار، مانند و همتای حسن (ع) کسی را ندارد.
شهش گفت ای عم والا گهر
زجور یزید آمدم بی پدر
هوش مصنوعی: شهش گفت: ای عم، به درستی که من به خاطر ظلم یزید به اینجا آمدهام و بیپدر هستم.
چو بشنید این پور ضرغام دین
ز غم دست چندان بزد بر جبین
هوش مصنوعی: وقتی این جوان بزرگمرد دین، از غم شنید، به شدت بر پیشانیاش ضربه زد.
که بار دگر رفت هوشش ز سر
تو گفتی ز گیتی برون شد مگر
هوش مصنوعی: دوست عزیز، دوباره عقل و هوش او از دست رفت و تو گویی از این دنیا بیرون رفت.
چو دیدش چنین کشته با خاک پست
به دوشش بمالید بیمار دست
هوش مصنوعی: وقتی او این حالت را دید که کشتهای در خاک و زیر بار رنج افتاده است، با دست بیمار خود بر دوش او نهاد.
به هوش آمد و از دل پر ز جوش
بر آورد چون مرغ بی پر خروش
هوش مصنوعی: او به خود آمد و از دل پر از شور و هیجانش فریاد زد، مانند مرغی که پر ندارد و به شدت ناله میکند.
پس گریه گفتا بدان شهریار
که برگوی ز آغاز و انجام کار
هوش مصنوعی: پس گریه گفت: ای پادشاه، بر تو واجب است که از آغاز و پایان کارها سخن بگویی.
زگفتار عم شاه بگریست سخت
پس از گریه گفتا بران نیکبخت
هوش مصنوعی: عم شاه پس از یک گفتوگوی عاطفی و غمانگیز، بسیار ناراحت و اشک ریزان میشود. بعد از این ناراحتی و گریه، میگوید که بر آن شخص خوشبخت و خوشسرنوشت تاسف میخورد.
سراسر ستم ها که در آن سفر
بدیدند اولاد خیرالبشر
هوش مصنوعی: در طول سفری که فرزندان بهترین انسانها داشتند، همه انواع ظلمها و ستمها را مشاهده کردند.
کزین زاده ی شیر پروردگار
ز گفتار آن شاه شد بی قرار
هوش مصنوعی: از دامن شیر، فرزند قدرت پروردگار برآمد و سخنان آن پادشاه او را بیقرار کرد.
ز پرویزن غم به سر خاک بیخت
همی خون ز چشمان نمناک ریخت
هوش مصنوعی: از پرویز، غم و اندوه بر خاک میریزد، و اشکهایش به خاطر ناراحتی از چشمانش سرازیر میشود.
پس آنگه سوی شهر کردند روی
جهان پر شد از شیون و های و هوی
هوش مصنوعی: سپس به سمت شهر رفتند و به این ترتیب، جهان پر از ناله و سر و صدای مردم شد.