برگردان به زبان ساده
که هان ای گروه ستمگر خموش
یکی سوی من باز دارید گوش
هوش مصنوعی: ای گروه ستمگر، سکوت کنید و فقط یک بار به من گوش بدهید.
بشد بسته دم ها ز فرمان اوی
فتادند یکسر از آن های و هوی
هوش مصنوعی: با دستور او، همه به سکوت درآمدند و یکباره از آن شلوغی و هیاهو فرو افتادند.
شهنشاه دین خطبه ای خواند نغز
ز توحید یزدان سخن راند نغز
هوش مصنوعی: سلطان دین خطبه ای زیبا خواند و به خوبی از یکتایی خداوند صحبت کرد.
به پیغمبر پاک گفتا درود
بدانسان که از وی سزاوار بود
هوش مصنوعی: به پیامبر پاک، به گونهای سلام و درود فرستاده شد که شایسته و برازنده او باشد.
سپس گفت هر کس شناسد مرا
شناسد که هست از که ام گوهرا
هوش مصنوعی: سپس گفت هر کسی که مرا بشناسد، متوجه میشود که من از چه کسی هستم و دارای چه ارزش و اهمیت هستم.
هر آنکس که نشناسدم، گو شناس
منم پور آن پیشوایان ناس
هوش مصنوعی: هر کسی که من را نشناسد، باز هم بگوید که من فرزند آن رهبران نادانم.
خداوند دین را منم نور عین
منم پور سبط پیمبر، حسین (ع)
هوش مصنوعی: خداوند دین را به من بخشیده است، من نور و روشنی هستم و فرزند سبط پیامبر، حسین علیهالسلام هستم.
منم پور آن شه که نزد فرات
لب تشنه از اسب افتاد مات
هوش مصنوعی: من فرزند پادشاهی هستم که در کنار رود فرات، در حالی که از تشنگی به شدت رنج میبرد، از اسب خود افتاد و بیحال ماند.
همان شه که اموال او را به باد
بدادند و از حق نکردند یاد
هوش مصنوعی: آن شخصی که اموالش را به نابودی سپردند و در مورد حق و حقوقش یادآوری نکردند.
منم پور آنکس که دشوار و سخت
بشد کشته زادش ببردند و رخت
هوش مصنوعی: من فرزند آن کسی هستم که به خاطر سختیها و مشکلات جانش را فدای میهنش کرد و بدنش را به دوش بردند.
همان شه که آن کشته گشتن براو
بیفزود بر عزت و آبرو
هوش مصنوعی: همان پادشاهی که کشته شدن او باعث افزایش عزت و آبروی او شد.
شمایش بدین سوی با صد نیاز
بخواندید در نامه های دراز
هوش مصنوعی: شما را با زبانی پر از نیاز و خواهش به سوی خود میخوانم، در نوشتههای طولانیام.
چو آمد شکستید پیمان خویش
گذشتید از رسم و ایمان و کیش
هوش مصنوعی: وقتی که مشکلات به سراغتان آمد، پیمان خود را شکستید و از اصول، ایمان و آیین خود عبور کردید.
ندانم چه سان بررخ مصطفی (ص)
ببینید ای مردم بی حیا
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه میتوانید بر چهرهی پیامبر (ص) نگاه کنید، ای مردم بیشرم.
در آن دم که درخون اولاد خویش
شما را به خواری براند ز پیش
هوش مصنوعی: زمانی که دشمنان به شما توهین کرده و شما را به ذلت میکشانند، باید فرزندان خود را در نظر بگیرید.
نباشد شگفت ار بکشتید زار
حسین (ع) را، کزو حیدر نامدار
هوش مصنوعی: عجیب نیست اگر حسین (ع) را در حالی که غمگین و پژمرده است بکشید، زیرا او از حیدر بزرگوار است.
فزون بود در رتبه و ز تیغ کین
بکشتید او را در این سرزمین
هوش مصنوعی: او در مقام و رتبه برتر بود و به خاطر جنگ و کینهای که داشت، در این سرزمین از میان رفت.
ز گفتار آن خسرو ناتوان
به زاری گرستند پیر و جوان
هوش مصنوعی: از سخنان آن شاه ناتوان، همگان از جوان تا پیر به شدت متاثر و غمگین شدند.
بگفتند: کای شهریار زمن
بفرما که سازیم ما انجمن
هوش مصنوعی: گفتند: ای پادشاه، از تو خواهش میکنیم که دستور ده تا ما به دور هم جمع شویم.
برآریم شمشیرها از نیام
کشیم از بد اندیش تو انتقام
هوش مصنوعی: ما شمشیرهایمان را از غلاف بیرون میآوریم و از اندیشههای ناپسند تو انتقام میگیریم.
ز روی تو ای شاه شرمنده ایم
از این پس به فرمان تو بنده ایم
هوش مصنوعی: از زیباییهای تو، ای پادشاه، شرمندهایم و از این پس با کمال افتخار به دستورات تو اطاعت خواهیم کرد.
شه ناتوان همچو ابر بهار
ز گفتار ایشان بگریید زار
هوش مصنوعی: شمشیر ناتوان و ضعیف مانند ابر در فصل بهار به خاطر حرفهای آنها به شدت گریان شد.
بفرمود: ای مردم کینه ور
که برفتنه دارید بسته کمر
هوش مصنوعی: فرمود: ای مردم کینهتوز که آمادهی ایجاد فتنه و فساد هستید، شتاب کنید.
شما با علی (ع)، شیر جان آفرین
ببستید پیمان و آنگه زکین
هوش مصنوعی: شما با علی (ع)، که شیر جان آفرین است، پیمان بستهاید و سپس از او جدا شدید.
سرش را به شمشیر زهر آبدار
بریدید تشنه بر رود بار
هوش مصنوعی: او با شمشیر زهرآلود سرش را برید و در حالی که تشنه بود، بر کنار رود افتاد.
پس آنگاه پورش حسن (ع) رابه ران
زدید از ره کینه زخمی گران
هوش مصنوعی: پس از آنکه فرزند حسن (ع) را به شدت مجروح کردید، به خاطر کینهتوزی خود، بر او حمله کردید.
به یغما ببردید اموال او
بگفتید پس ناسزا روبرو
هوش مصنوعی: شما اموال او را به غارت بردید و به او ناسزا گفتید.
پس ازوی در حیله کردید باز
نمودید با باب من،کینه، ساز
هوش مصنوعی: پس از او با حیله و نیرنگ به در خانه من آمدید و کینه و دشمنی را برپا کردید.
بدین سو به مهمانی اش خواندید
چو آمد، بدوتیغ کین را ندید
هوش مصنوعی: به این سو برای مهمانیاش دعوتش کردید، اما وقتی رسید، تیغ کینه را ندید.
بکشتید فرزند و لشگرش را
به نیزه نمودید پس سرش را
هوش مصنوعی: شما فرزند و سپاهش را از بین بردید و سپس سرش را با نیزه بلند کردید.
کنون گاه من گوییا شد فراز
که نیرنگ با من نمایید ساز
هوش مصنوعی: اکنون زمان آن رسیده که بگویم، که در این دوره میخواهید با من نیرنگ بازی کنید.
تفو برشما باد و پیمانتان
درآتش بسوزد تن و جانتان
هوش مصنوعی: فراموشتان باد و پیمانتان به آتش بسوزد، هم جسمتان و هم روحتان!
چو این گفته شد با دلی پر زخون
ببردند شه را به شهر اندرون
هوش مصنوعی: پس از اینکه این سخن گفته شد، با دلی پر از غم و اندوه، شاه را به درون شهر بردند.
یکی مرد گچکار، مسلم به نام
که بد پیرو آل خیرالانام
هوش مصنوعی: یک مرد گچکار به نام مسلم وجود داشت که پیرو آل پیامبر خوبان بود.
چنین گفت: کان روز من بی خبر
به کاخ امارت بدم کارگر
هوش مصنوعی: گفت: در آن روز که من از خبرها بیخبر بودم، به کاخ سلطنتی مشغول کار بودم.