برگردان به زبان ساده
ببردندشان بسته در یک کمند
همه زار و گریان و بازو به بند
هوش مصنوعی: آنها را در یک تله گرفتند، در حالی که همه به شدت گریه میکردند و دستانشان به بند بود.
بپوشیده با آستین روی خویش
فکنده سر از شرم دشمن به پیش
هوش مصنوعی: با آستین خود روی صورتش را پوشانده و از خجالت دشمن سرش را پایین انداخته است.
یکایک از ایشان بپرسید نام
همی تا رسید او به دخت امام
هوش مصنوعی: هر یک از آنها را به نامشان پرسیدند، تا اینکه او به دختر امام رسید.
بپرسید کاین دخت موینده کیست
گرفته به رخ دست خود بهر چیست
هوش مصنوعی: از طرفی پرسیدند که این دختر با موهای بافته شده چه کسی است که به طور خاص دستی را در دست دارد و هدف او چیست؟
چو فرخ سکینه ز وی آن شنفت
خروشید و زارید و با وی بگفت
هوش مصنوعی: وقتی فرخ سکینه این را شنید، به شدت ناراحت شد و شروع به گریه کرد و با او صحبت کرد.
که ما را ز کین تو ای زشت رای
کهن چادری هم نمانده به جای
هوش مصنوعی: تو ای زشتطینت و بیخرد، دیگر هیچ چیزی از ما باقی نمانده است و همواره در یاد ما اثری از زیبایی و خوبرویی وجود ندارد.
که با وی توان روی خود را ببست
رخ خود بپوشیم زان رو به دست
هوش مصنوعی: اگر کسی با من باشد، میتوانم صورت خود را پنهان کنم و از او به عنوان دلیل این کار استفاده کنم.
که هستیم در نزد نامحرمان
به ما دوخته دیدهها مردمان
هوش مصنوعی: ما در حضور افرادی که با ما آشنایی ندارند، مورد توجه آنان قرار داریم و نگاهها به ما دوخته شده است.
ز گفتار او شد بد اختر غمین
بگریید و گفتا به بانو چنین
هوش مصنوعی: از سخنان او، ستاره شوم غمگین شد و اشک ریخت و به خانم چنین گفت:
سیه روی فرزند مرجانه باد
که او داد این خاندان را به باد
هوش مصنوعی: فرزند مرجانه، موجب بدبختی و ویرانی این خاندان شده است.
ولیکن از این کار ناچار بود
که باب تو با ما به پیکار بود
هوش مصنوعی: اما او ناچار بود این کار را انجام دهد، زیرا سرانجام شما با ما در جنگ بودید.
بکوشید از بهر ملک و شهی
ندانست بختش و او را شکست
هوش مصنوعی: کوشش کنید برای حفظ کشور و پادشاهی، اما ندانید که سرنوشت چیست و ممکن است به شما آسیب بزند.
بدو گفت نوباوهٔ شاه دین
که ای دشمن سیدالمرسلین
هوش مصنوعی: نوجوانی از شاه دین به دشمن گفت که تو چه کارهای، که به بزرگترین پیامبر توهین میکنی؟
ز یزدان بکن شرم و چندی مناز
که کشتی حسین (ع) پور شاه حجاز
هوش مصنوعی: از خدا شرم کن و مدتی با دیگران درگیر نشو، زیرا که کشتی حسین (ع)، فرزند شاه حجاز در حال حرکت است.
پدرم از خداوند در این جهان
به دین شاه بود آشکار و نهان
هوش مصنوعی: پدرم در این دنیا در بارگاه خداوند به عنوان یک شاه شناخته میشد، چه به صورت علنی و چه به طور پنهانی.
به مرگش چنین شادمانی مکن
که گیتی تو را هم برآرد ز بن
هوش مصنوعی: به مرگ او خیلی خوشحال نباش، زیرا روزی خود تو نیز از این دنیا بیرون میروید.
بیندیش تا روز محشر جواب
چه گویی به پیغمبر کامیاب
هوش مصنوعی: اندیشه کن که در روز محشر، چه جوابی به پیامبر موفق خواهی داد.
گمانت که او خون فرزند خویش
دگر آنهمه یار و پیوند خویش
هوش مصنوعی: باور نکن که او به خاطر خون فرزند خود و ارتباطاتش با بقیه، احساس دیگری خواهد داشت.
نجوید ز تو ای زنا زاده مرد
بسا زود کز تو برآرند گرد
هوش مصنوعی: ای مرد که از نسل ناپاک هستی، از تو چیزی نخواهند، چرا که به زودی از تو دور خواهند شد و به گرد و غبار تو نمیپردازند.
چو دید اینچنین خواهر شهریار
سر بانوان زینب داغدار
هوش مصنوعی: وقتی خواهر شهریار با دیدن این وضعیت بانوان، دچار ناراحتی و غم شد.