برگردان به زبان ساده
یکایک به اندوه بشمردشان
همی بر زبان نام ها بردشان
هوش مصنوعی: او به تدريج و با غم، هر یک از آنان را میشمرد و نامشان را بر زبان میآورد.
نخستین بگفت ای گزین پور عم
یل دشمن انداز و شیر دژم
هوش مصنوعی: نخستین گفت: ای پسر برگزیده، عموی دشمن را در هم بشکن و شیر غمگین را به زانو درآور.
سرافراز مردا سرا مسلما
نبرده سوار بنی هاشما
هوش مصنوعی: مردان شجاع و سربلند به یقین به میدان نبرد نرفتهاند مگر از دودمان هاشم.
کجایی که بینی مرا بی سپاه
به گرد اندرم لشگری کینه خواه
هوش مصنوعی: کجایی که مرا بدون هرگونه نیروی حمایتی مشاهده کنی، در حالی که دشمنانی به دور من جمع شدهاند و قصد آسیب زدن به من را دارند؟
برادر ابولفضل عباس راد
مه هاشمی میر حیدرنژاد
هوش مصنوعی: برادر ابوالفضل عباس، که از خاندان هاشمی است، به نام میر حیدر نژاد شناخته میشود.
کجایی که آری به شمشیر دست
بدین بد سگالان در آری شکست
هوش مصنوعی: تو کجایی که به خاطر تو، با شمشیر کارزار کنند و شکست بر ددمنشان نرود؟
کجایی علی(ع) ای جوان پور من
فروغ جهان بین بی نور من
هوش مصنوعی: ای جوان، پسر من، کجایی؟ تو روشنایی دنیا و چشمان منی، بدون تو همه جا تاریک است.
پدر را بیا یار و غمخوار باش
زنان حرم را پرستار باش
هوش مصنوعی: پدر را همراهی کن و در کنار او باش و برای زنان خانواده حمایت و نگهداری کن.
کجایی به خون خفته داماد من؟
شکیب دل و جان ناشاد من
هوش مصنوعی: کجایی که در خواب غفلت به سر میبری، ای داماد من؟ دل و جانم بیصبر و ناآرام است.
بیا عم خود را به غم یار بین
به چنگال گرگان گرفتار بین
هوش مصنوعی: بیا و ببین که عموی من چقدر به خاطر عشقی که دارد غمگین است و چگونه در دام مشکلات و سختیها گرفتار شده است.
تو ای حر! جوان ریاحی نسب
الا ای سوار دلاور وهب
هوش مصنوعی: ای حر! تو جوانی از نسل ریاحی هستی، ای سوار شجاع و دلیر.
ایا مسلم عوسجه! ای حبیب!
تو عابس ایا پور راد شبیب
هوش مصنوعی: ای عوسجه، ای مسلم! ای محبوب من! تو در چهرهات نشانههای غم و عبوس بودن را داری، ای فرزند راد شبیب!
ایا پور نافع الا ای زهیر!
الا ای اسد! ای بریر! ای عمیر!
هوش مصنوعی: ای پسر نافع، ای زبیر! ای شیر! ای بریر! ای عمیر!
ایا نامداران شمشیر زن
که بودید نیروی بازوی من
هوش مصنوعی: ای شجاعان مشهور که با شمشیرهای خود میآیید، آیا توانمندی مرا در بازوهایم سنجیدهاید؟
چه شد آن همه عهد و پیمانتان؟
مگر سست شد بر من ایمانتان؟
هوش مصنوعی: چه شد آن همه قول و قرارهایی که با من گذاشته بودید؟ آیا ایمان شما به من ضعیف شده است؟
گر اینسان گذشتید از یاری ام
کشیدید دست از مددکاری ام
هوش مصنوعی: اگر به این شکل از کمک کردن به من صرف نظر کردید و دست از یاری من کشیدید، من چگونه میتوانم ادامه دهم؟
حریم رسولند این بانوان
که هستند از بی کسی در فغان
هوش مصنوعی: این زنان در حقیقت حریم و حرمت پیامبر هستند و در بین ناامیدی و تنهایی به سر میبرند و فریادشان بلند است.
الا ای دلیران پرخاشخور
از این خواب نوشین برآرید سر
هوش مصنوعی: ای دلیران شجاع و پرخاشجو، از این خواب شیرین بیدار شوید و به جلو بروید.
حریم نبی (ص) را بدارید پاس
زآسیب این قوم حق ناشناس
هوش مصنوعی: حریم پیامبر را از آسیبهای این مردم که حق را نمیشناسند، حفاظت کنید.
چو شاه حجاز این نوا کردراست
تو گفتی مگر شور محشر بخاست
هوش مصنوعی: وقتی که شاه حجاز این نوا را به راه انداخت، تو گویی که درخواستی برای برپایی شور و هیجان روز قیامت داشتید.
شهیدان که بد ماهشان در محاق
ز جور مخالف به دشت عراق
هوش مصنوعی: شهیدان، که چهره زیبایشان به خاطر ظلم دشمنان پنهان شده، در دشت عراق آرام گرفتهاند.
زبانگ حسینی به هوش آمدند
نشستند و اندر خروش آمدند
هوش مصنوعی: زبان امام حسین (ع) به سخن آمد و مردم با هوش و حواس فراوان گرد هم جمع شدند و در حال شور و هیجان قرار گرفتند.
ز راه گلو پاسخ آراستند
ز شه اذن برخاستن خواستند
هوش مصنوعی: از طریق صدا و کلام، پاسخ زیبا و مرتب را آماده کردند و از پادشاه اجازه خواستند که برخواستن یا بلند شدن را آغاز کنند.
بگفتند: کای داور سرفراز
گرت هست بریاری ما نیاز
هوش مصنوعی: گفتند: ای داور بزرگ و محترم، اگر به یاری ما نیاز داری، ما آمادهایم.
همه بهر این کار آماده ایم
اگر چند از این پیش جان داده ایم
هوش مصنوعی: ما همه برای این کار آمادهایم، هرچند که قبلاً جان خود را در این راه دادهایم.
شهنشه مرآن کشتگان را ستود
فرستاد بر جان هر یک درود
هوش مصنوعی: پادشاه آن کشتگان را ستایش کرد و برای هر یک از آنان درود و سلام فرستاد.
بگفت: ای شهیدان گلگون کفن
بمانید بر حالت خویشتن
هوش مصنوعی: او میگوید: ای شهیدان که لباسهای شما به خون آغشته است، بر حالت و هویت خود باقی بمانید.
من اینک روانم به سوی شما
همی سوزدم آرزوی شما
هوش مصنوعی: حالا روان من به سمت شما در حال حرکت است و شوق و علاقهام به شما را میسوزانم.
چو به جای خفتند یاران شاه
برآمد یک شیون ازخیمه گاه
هوش مصنوعی: وقتی دوستان شاه در بستر خواب رفتند، ناگهان صدایی از خیمهها بلند شد.