روضة المحبین
ابن عماد
»
روضة المحبین
بخش ۱ - بسم اللّٰه الرّحمن الرّحیم : الحَمدُ لِخالِقَ البَرایا
بخش ۲ - فی نعت النبی علیه الصلوٰة و السلام : آن سایۀ رحمت الهی
بخش ۳ - مناجات : ای مقصد هر امیدواری
بخش ۴ - سبب نظم کتاب : فرخنده شبی نشسته بودم
بخش ۵ - در بیان عشق گوید : خواهم ورقی نوشتن از عشق
بخش ۶ - آغاز داستان : این طرفه حکایتیست بشنو
بخش ۷ - در صورت حال گوید : بربود دلم به غمزه ماهی
بخش ۸ - نامۀ اول از زبان عاشق : گو ای مه آسمان خوبی
بخش ۹ - غزل : کای دل شده مبتلای عشقت
بخش ۱۰ - فرد : در عشق تو دل ز دست دادم
بخش ۱۱ - تمامی سخن : عشق تو گشود آبم از چشم
بخش ۱۲ - رفتن باد صبا و پیغام بردن : چون باد صبا از آن غماندوز
بخش ۱۳ - نامۀ دوم از زبان معشوق : کای هرزهدرای بادپیمای
بخش ۱۴ - غزل : در عشق به جز بلا ندیدند
بخش ۱۵ - فرد : این راه نکرد هیچ کس طی
بخش ۱۶ - تمامی سخن : این فکر مخالف از کجا خاست
بخش ۱۷ - آمدن صبا از نزد معشوق و خبر آوردن به عاشق : چون باد صبا از آن پریوش
بخش ۱۸ - نامۀ سوم از زبان عاشق : گو ای رخت اوج حسن را ماه
بخش ۱۹ - غزل : دردا که دلم اسیر غم شد
بخش ۲۰ - فرد : دارم ز غم تو ای پریوش
بخش ۲۱ - تمامی سخن : ای فکر محالت از کجا خاست
بخش ۲۲ - پیغام آوردن صبا از زبان عاشق : زو باز چو باد نوبهاری
بخش ۲۳ - نامۀ چهارم از زبان معشوق : گو ای شده از ره خرد دور
بخش ۲۴ - غزل : از ما طمع وصال داری
بخش ۲۵ - فرد : وصلم نشود تو را میسر
بخش ۲۶ - تمامی سخن : ای گمره دل ز دست داده
بخش ۲۷ - با آمدن صبا از نزد معشوق : چون باد شنید این از آن ماه
بخش ۲۸ - نامۀ پنجم از زبان عاشق : گو ای بت مهوش دلآرام
بخش ۲۹ - غزل : در غصه هجر اگر بمیرم
بخش ۳۰ - فرد : برمن در وصل خویش بگشای
بخش ۳۱ - تمامی سخن : دردا که دل از غمت بفرسود
بخش ۳۲ - پیغام بردن صبا نزد معشوق : چون باد نسیم نوبهاری
بخش ۳۳ - نامۀ ششم از زبان معشوق : کای غمزده ترک این هوس کن
بخش ۳۴ - غزل : حقا که نیابی از لبم کام
بخش ۳۵ - فرد : هم قصه زلف ما فرو پیچ
بخش ۳۶ - تمامی سخن : رخسارم اگر چه دل فروزد
بخش ۳۷ - باز آمدن صبا از نزد معشوق : چون دید صبا که آن دلآزار
بخش ۳۸ - نامۀ هفتم از زبان عاشق : گو ای بت سرکش جفاکیش
بخش ۳۹ - غزل : چشمم ز غمت پرآب تا کی
بخش ۴۰ - فرد : بگذر ز جفا و ناز بگذار
بخش ۴۱ - تمامی سخن : از درد دلم خبر نداری
بخش ۴۲ - مثل : یک روز شنیدهام که بلبل
بخش ۴۳ - پیغام بردن صبا نزد معشوق : القصه چو این فغان و زاری
بخش ۴۴ - جواب دادن معشوق : در حال که این حدیث دلسوز
بخش ۴۵ - نامۀ هشتم از زبان معشوق : گو ای شده مست بادۀ عشق
بخش ۴۶ - غزل : خورشید وصال ما برآید
بخش ۴۷ - فرد : شبهای جداییات شود روز
بخش ۴۸ - تمامی سخن : ای غمزدۀ شکستهخاطر
بخش ۴۹ - پیغام آوردن صبا از معشوق : با پیک صبا چو این حکایت
بخش ۵۰ - جواب عاشق با باد : با باد زبان عذر بگشاد
بخش ۵۱ - نامۀ نهم از زبان عاشق : گو آن که گدای حضرت تست
بخش ۵۲ - غزل : هنگام وصال دلبر آمد
بخش ۵۳ - فرد : آمد شب محنتم به پایان
بخش ۵۴ - تمامی سخن : یارب چه دمیست روحپرور
بخش ۵۵ - پیغام بردن صبا از عاشق : چون یافت نسیم بیشکیبش
بخش ۵۶ - نامۀ دهم از زبان معشوق : گو آنکه ترا انیس جان است
بخش ۵۷ - غزل : من زآن توام دگر چه خواهی
بخش ۵۸ - فرد : با من چو محبت تو جانیست
بخش ۵۹ - تمامی سخن : بسیار جفا و رنج بردی
بخش ۶۰ - باز آمدن صبا از معشوق به عاشق : چون باد از آن نگار همدم
بخش ۶۱ - در خاتمت کتاب : چون گشت تمام کار عاشق
بخش ۶۲ - در نصیحت فرماید : رفت ابن عماد عمر برباد