برگردان به زبان ساده
زو باز چو باد نوبهاری
بشنید همان فغان و زاری
هوش مصنوعی: از آنجا که باد بهار میوزد، صدای آن فریاد و نوای زاری را به گوش میرساند.
دانست که دردمند عشق است
سرگشته و پایبند عشق است
هوش مصنوعی: میدانست که عاشق است و در عشق خود سردرگم و دلبسته است.
شد سوی حریم آن حرم باز
بوسید زمین ز روی اعزاز
هوش مصنوعی: به سمت حریم آن مکان مقدس رفت و به احترام آنجا زمین را بوسید.
در چاره گری چونانکه دانست
جهدی بنمود تا توانست
هوش مصنوعی: در راه حل مشکلات، به اندازهای که توانست تلاش و کوشش کرد.
یک شمه ز حال او بیان کرد
راز دل زار او عیان کرد
هوش مصنوعی: او بخشی از حال و روز خود را بازگو کرد و راز دل غمگینش را آشکار ساخت.
چون آن مه مهربان دگر بار
بشنید پیام آن دل افگار
هوش مصنوعی: زمانی که آن ماه مهربان دوباره پیام آن دل غمگین را شنید،
از باد چو زلف خود برآشفت
بازش به طریق سرکشی گفت
هوش مصنوعی: زمانی که باد به زلفش پریشان شد، با شیوهای نافرمان به او گفت.
کای حیلهکن فسادپرداز
این چیست که باز کردی آغاز
هوش مصنوعی: ای فریبکار، چه ماجرایی است که دوباره شروع کردهای و فساد به وجود میآوری؟
این بیهدهگوی بیخرد کیست
مقصود از این حکایتش چیست
هوش مصنوعی: این شخص بیخود و نادان کیست و هدفش از این داستان چه چیزی است؟
تا چند سخن ز عشق راند
هردم ورقی ز عشق خواند
هوش مصنوعی: تا کی باید درباره عشق سخن بگوییم و هر بار درباره آن صفحهای را ورق بزنیم و بخوانیم؟
او را چه محل که عشق بازد
یا در ره عشق سر فرازد
هوش مصنوعی: او را چه اهمیتی دارد که دیگران عاشقش شوند یا در مسیر عشق خود را به دیگران نشان دهند.
از نامه و نام او حذر کن
آغاز حکایتی دگر کن
هوش مصنوعی: از ذکر نام و نامهاش دوری کن و داستانی تازه را آغاز کن.
زنهار که یاد او مکن هیچ
منبعد مگوی زین سخن هیچ
هوش مصنوعی: مواظب باش که از یاد او هیچ حرفی به میان نیاوری و دیگر درباره این موضوع چیزی نگو.
ور زانکه به غیر اختیارت
افتد گذری بر آن دیارت
هوش مصنوعی: اگر به غیر ارادهات بر زمین تو راهی بیابم، باید به آن مکان بروم.