برگردان به زبان ساده
چون یافت نسیم بیشکیبش
شد باز به سوی دلفریبش
هوش مصنوعی: زمانی که نسیم دلانگیزی به سراغش آمد، دوباره به سمت دلفریبش بازگشت.
در سایه آن نگار دلخواه
شد ز آمدن نسیم آگاه
هوش مصنوعی: در سایه آن معشوق، دل به خوشحالی آمده است و از آمدن نسیم مطلع شده است.
او را سوی بزم خویشتن خواند
نزدیک خودش به ناز بنشاند
هوش مصنوعی: او را به مهمانی خودش دعوت کرد و با محبت و ناز در کنار خود نشاند.
چون غنچه شد از نسیم خندان
بگشاد عقیق گوهرافشان
هوش مصنوعی: زمانی که نسیم ملایم به وزیدن درآمد، غنچهای شکوفا شد و زیبایی ظاهریاش، همچون عقیق درخشان، خودنمایی کرد.
از باد به بس کرشمه و ناز
پرسید که ای رسول دمساز
هوش مصنوعی: باد از کرشمه و نازِ دلبر پرسید: ای پیامآور خوشنوا، چه خبر؟
آن عاشق دردمند چون است
وآن بیدل مستمند چون است
هوش مصنوعی: عاشق درمانده چه حالتی دارد و کسی که دل ندارد چه وضعیتی دارد؟
در غصه هجر حال او چیست
در قصۀ شوق محرمش کیست
هوش مصنوعی: حال او در غم جدایی چگونه است و در داستان عشقش چه کسی آشناست؟
زو باد چو این حدیث بشنید
از روی ادب زمین ببوسید
هوش مصنوعی: وقتی زو از این ماجرا با ادب و احترام آگاه شد، به نشانه احترام زمین را بوسید.
گفت آنکه اسیر محنت تست
بیخود ز می محبت تست
هوش مصنوعی: کسی که در چنگال رنج و سختی است، از خوشی و عشق بیخبر نیست.
از مژدۀ وصل گشت دلشاد
وز بند و بلا و غم شد آزاد
هوش مصنوعی: با خبر خوش وصل، دل شاد و خوشحال شد و از بند، مشکلات و غمها رهایی یافت.
لیکن چو حدیث صبر بشنید
چون زلف تو بیقرار گردید
هوش مصنوعی: اما وقتی که درباره صبر صحبت شد، دل من مانند موهای تو بیقرار و مضطرب گشت.
شد در غم هجر و درد دوری
شوریده ز تلخی صبوری
هوش مصنوعی: در غم جدایی و درد دوری از محبوب، دل من پر از شور و حالتی آشفته شده و تلخی صبر برایم سخت و غیرقابل تحمل است.
این قصه چو آن بت دلآویز
بشنید به باد گفت برخیز
هوش مصنوعی: این داستان مانند آن مجسمه زیبا و جذاب است. وقتی آن را شنید، به باد گفت که برخیز و حرکت کن.
بشتاب و به سوی او گذر کن
وز آمدن منش خبرکن
هوش مصنوعی: به سرعت به سوی او برو و از آمدن من به او خبر بده.