برگردان به زبان ساده
القصه چو این فغان و زاری
بشنید نسیم نوبهاری
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه وقتی نسیم بهاری این فریاد و ناله را شنید، شگفتزده شد.
دانست که زار و دردمند است
آن دلشده را نه جای پند است
هوش مصنوعی: او متوجه شد که آن دلشده (عاشق) به شدت غمگین و رنجور است و در چنین حالتی نمیتوان به او نصیحت کرد.
از محنت عشق زار گشته است
درد دلش از دوا گذشته است
هوش مصنوعی: درد دل او از شدت عشق به شدت افزایش یافته و دیگر درمانی برایش وجود ندارد.
چون طره دوست بیقرار است
درمان دلش وصال یار است
هوش مصنوعی: وقتی موهای دوست بههمریخته و بیقراری او را نشان میدهد، تنها راه درمان دلش، رسیدن به محبوبش است.
با عشق هر آنکه کرد پیوند
سودش نکند نصیحت و پند
هوش مصنوعی: هر کسی که با عشق ارتباط برقرار کند، نصیحت و توصیه دیگران برای او فایدهای نخواهد داشت.
برخاست بماند از بر او
شد باز به سوی دلبر او
هوش مصنوعی: پس از اینکه او بیدار شد و مدتی در کنار او بود، دوباره به سمت معشوقش بازگشت.
اول به ثنا و مدح خوانی
گفت ای مه اوج مهربانی
هوش مصنوعی: ابتدا به ستایش و تمجید آغاز کرد و گفت: ای ماه، اوج مهربانی.
دور فلکت به کام بادا
عیش و طربت مدام بادا
هوش مصنوعی: از چرخ فلک زندگی، خوشی و شادی همواره بر تو نازل گردد.
از زلف و رخ تو ای پریوش
بادا شب و روز عاشقان خوش
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، به خاطر زلف و چهرهات، شب و روز عاشقان خوشحال و شاداباند.
همواره دل تو شادمان باد
حسنت ز زوال در امان باد
هوش مصنوعی: همیشه دل تو شاد باشد و زیباییات از زوال و نابودی در امان بماند.
وانگه ز ره نصیحت و پند
گفتش به فسون فسانهای چند
هوش مصنوعی: سپس از راه نصیحت و اندرز، چندین داستان فریبنده به او گفت.
کای غافل از آه دردمندان
فارغ ز فغان مستمندان
هوش مصنوعی: ای کسی که از ناله و درد دیگران غافلی و در آسایش خود غرق شدهای، بدان که فریاد و التماس نیازمندان به گوش تو نمیرسد.
آخر سوی خستگان نظر کن
از آه شکستگان حذر کن
هوش مصنوعی: در نهایت، به آسیبدیدگان و خستگان توجه کن و از درد و نالهی کسانی که شکست خوردهاند، دوری کن.
اندیشه کنند پادشاهان
از سوز درون دادخواهان
هوش مصنوعی: پادشاهان باید درباره ناراحتی و درد درونی افرادی که درخواست کمک میکنند، فکر کنند.
تو خسرو ملک حسنی امروز
زنهار بترس از آه دلسوز
هوش مصنوعی: ای خسرو زیبایی، امروز مواظب باش که از درد دلهای عاشقانه برحذر باشی.
سوز دل عاشقان مشتاق
نبود عجب ار بسوزد آفاق
هوش مصنوعی: دلهای عاشقان به شدت دلتنگ و شیدا هستند و جای تعجبی ندارد که این شعلهی عشق تمام عالم را در بر بگیرد و بسوزاند.
بر عاشق خویش جور و خواری
دور است ز راه و رسم و یاری
هوش مصنوعی: بر عاشق خود ظلم و بیمهری دور است و از آنچه به رابطه و دوستی مربوط میشود، به دور است.
این غمزده را چنین به یک بار
در محنت و اضطراب مگذار
هوش مصنوعی: این غمگین را در یک لحظه در درد و نگرانی تنها نگذار.
از روی کرم بپرس حالش
بفرست نویدی از وصالش
هوش مصنوعی: از روی بزرگواری بپرس حال او را و پیام خوشی از وصال و نزدیکیاش بفرست.
افتادۀ تست دست گیرش
دلداۀ تست در پذیرش
هوش مصنوعی: اگر در مسیر زندگی کم بیافتی، نگران نباش. دلِ تو همیشه به تو کمک خواهد کرد و تو را در آغوش میگیرد.
حال دل زارش ار بدانی
زین بیش به زاریاش نرانی
هوش مصنوعی: اگر حال دل او را بدانی، دیگر او را به گریه و زاری بیشتر وا نمیداری.
دور از تو چه گویمت که چون است
از دیده میان موج خون است
هوش مصنوعی: دور از تو چگونه به تو بگویم که حال من چطور است؟ از چشمانم مانند موجی از خون در حال غوطهورم.
افتاده و دردمند و رنجور
دلداده و مستمند و مهجور
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از حالتی سخت و ناگوار صحبت میکند. او به وضعیتی اشاره دارد که دلشکسته و دردمند است و به شدت احساس تنهایی و اضطراب میکند. این احساس باعث شده که او احساس عمق رنج و نیازمندی داشته باشد و دور از محبت و توجه دیگران به سر ببرد.
از غصه تنش چو موی باریک
روزش چو شب فراق تاریک
هوش مصنوعی: از درد و رنج او، بدنش به مانند موی باریک شده و روزش به خاطر جدایی، تیره و تار مانند شب است.
پیوسته قرین درد و بیمار
چون چشم خوشت مدام بیمار
هوش مصنوعی: همیشه همراه با درد و بیماری هستی، مانند چشمی که همواره در غم و رنج است.
هم دل ز غم فراق محزون
هم دیده ز اشتیاق پرخون
هوش مصنوعی: دل به خاطر جدایی ناراحت و غمگین است و چشمانم از اشتیاق و yearning پر از اشک و درد است.
روز طربش به شب رسیده
جانش ز غمت به لب رسیده
هوش مصنوعی: روز شادی و سرور او به پایان رسیده و حالا در شب، جانش از شدت غم به سختی تحمل میکند.
گه جامه درد ز شوق چون گل
گه نعره زند بسان بلبل
هوش مصنوعی: گاهی اوقات از شوق، مانند گل، لباسی از اندوه به تن میکنم و در مواقعی دیگر مانند بلبل فریاد میزنم.
بر دل چه نهی چو لاله داغش
بفروز دمی چو گل چراغش
هوش مصنوعی: به قلب چه چیزی قرار میدهی وقتی که جراحتش را روشن میکنی؟ لحظهای مثل گل، نورش را در تاریکی پخش کن.