برگردان به زبان ساده
کای هرزهدرای بادپیمای
وی شیفتهرای بی سروپای
هوش مصنوعی: ای کسی که بیهدف و بیراه میگردی، تو که جذب عقاید بیپایه و ناپخته میشوی، بدون آنکه پایگاهی داشته باشی.
از خیل کهای تو را چه نام است
کاندر سرت این خیال خام است
هوش مصنوعی: ای گروه، تو کیستی و چه نامی داری؟ زیرا در ذهن تو این اندیشهی بیپایه وجود دارد.
جای تو کدام سرزمین است
گمره شدهای؛ رهت نه این است
هوش مصنوعی: جای تو در کدام سرزمین است که با بیراههای گم شده است؛ نه این جا.
مقصود تو چیست از کجایی
در دام غم که مبتلایی
هوش مصنوعی: منظورت از این غم چیست و از کجا آمدهای که در این دام گرفتار شدهای؟
سودای که در سرت فتادهاست
این داغ که بر دلت نهادهاست
هوش مصنوعی: احساسی که در ذهن تو وجود دارد، این درد و رنجی است که بر قلبت نشسته است.
از جام محبت که مستی
دل در خم طرۀ که بستی
هوش مصنوعی: از جام عشق که نوشیدم، دل و جانم از شادی پر شده و به خاطر زیباییات به شوق آمدهام.
مهر که فکند در دلت جوش
سودای که برد از سرت هوش
هوش مصنوعی: وقتی عشق در دل تو بیفتد، شور و شوقی در وجودت ایجاد میکند که باعث میشود از عقل و فکر خود غافل شوی.
از شوق که گشتهای بدینسان
آشفته و بیدل و پریشان
هوش مصنوعی: از عشق و شوق، حالت بههمریخته و ناآرام شدهاست و دل و جانت در اضطرابند.
از زلف کدام عنبرین خال
سودازده گشتهای بدین حال
هوش مصنوعی: به کدام زلف خوشبو و دلفریب دلبسته شدهای که اینگونه به حالت افتادهای؟
خورشید رخ کدام مهوش
در خرمن هستیات زد آتش
هوش مصنوعی: کدام زیبایی چون خورشید، در زندگیات نور افشانی کرده و آتش روشن کرده است؟
زین گونه بلا که ره به در نیست
برگرد که جز ره خطر نیست
هوش مصنوعی: از این نوع مشکل که راهی برای فرار وجود ندارد، برگرد زیرا تنها راهی که پیش روست، راهی پرخطر است.
کآنان که به عشق دل سپردند
هر چند که رنج بیش بردند
هوش مصنوعی: کسانی که عشق را چشیدند و دلشان را به آن سپردند، هرچند مشکلات و سختیهای زیادی را تحمل کردند، اما ارزشش را داشت.