برگردان به زبان ساده
گو آن که گدای حضرت تست
پروانۀ شمع طلعت تست
هوش مصنوعی: بیا بگو که من در خدمت تو هستم و مانند پروانهای هستم که دور شمع زیبایی تو میچرخد.
بیخواب و خور است در فراقت
خونینجگر است از اشتیاقت
هوش مصنوعی: در دوری تو، خواب و خوراک از من گرفته شده و دل من از شدت اشتیاق به تو خونین و دردآور است.
دید از تو جفای بینهایت
هرگز نگزید کس به جایت
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی تو در آزار و ظلمی که به دیگران میکنی، بینهایت نیست.
با هجر تو مدتی به سر برد
جز راه محبت تو نسپرد
هوش مصنوعی: مدت زمانی را بدون حضور تو گذراندهام، اما هیچ راهی جز عشق تو را نپیمودهام.
از عشقت اگرچه ناتوان بود
دایم به غم تو شادمان بود
هوش مصنوعی: اگرچه عشق تو مرا ضعیف کرده بود، اما همیشه به خاطر غم تو شاداب و خوشحال بودم.
تا در ره مهر تو قدم زد
چون صبح ز روی صدق دم زد
هوش مصنوعی: تا زمانی که در مسیر عشق تو قدم میزنم، مثل صبح که با صداقت آغاز میشود، صدایم را بلند میکنم.
هرچند که در غمت جفا دید
از راه وفای تو نگردید
هوش مصنوعی: با این که در غم تو آسیب دیدم و سختیها را تحمل کردم، اما به خاطر وفای تو هرگز از مسیر عشق منحرف نشدم.
بیمهر تو یک نفس نزد دم
جز یاد تواش نبود همدم
هوش مصنوعی: بدون عشق تو، حتی برای یک لحظه هم، هیچکس جز یاد تو در کنارم نبود.
چون یافت ز لطفت این مراحم
گشت از ره مرحمت فراهم
هوش مصنوعی: وقتی که از لطف تو به من محبت رسید، دلم از روی رحمت تو پر شد و برکت و خوشبختی به من نزدیک شد.
همراه قوافل ثنایت
از شوق و نیاز بینهایت
هوش مصنوعی: با شوق و نیاز فراوان، در کنار کاروانها به ستایش تو میپردازم.
کرد از پی شرح صورت حال
این نامه به فرّ عرضت ارسال
هوش مصنوعی: به منظور توضیح و توضیح درباره وضعیت فعلی، این نامه را به شما تقدیم میکنم.
بعد از خدمات چاکرانه
با شوق و نیاز بیکرانه
هوش مصنوعی: پس از انجام خدمات با شوق و اشتياق فراوان و با نياز زياد.
میگویدت ای نگار دلجوی
وی حور پریرخ ملکخوی
هوش مصنوعی: میگوید ای دلربا، تو مانند حوریانی که زیبایی و لطافت خاصی دارند، با چهرهای فرشتگانگونه به سراغ من بیا.
ای روی تو رشک لاله و گل
زلف تو شکست قدر سنبل
هوش مصنوعی: ای چهرهات به لاله و گل غبطه میزند و موهای تو به زیبایی سنبل میپیوندد.
قد تو نهال کامرانیست
لعل لبت آب زندگانیست
هوش مصنوعی: تو جوانهای از کامرانی هستی و لبهای زیبایت مانند آب زندگیبخش است.
جز مهر تو در دلم مبادا
جز کوی تو منزلم مبادا
هوش مصنوعی: مرا جز عشق تو هیچ آرزویی نباشد و هیچ مکانی جز نزدیک تو برای سکونت نداشته باشم.
گر جور تو کرد پایمالم
هم لطف تو شد قرین حالم
هوش مصنوعی: اگر ظلم تو بر من پا بگذارد، باز هم خوبی تو به من دامن میزند.
بگداختی اولم به زاری
بنواختی آخرم به یاری
هوش مصنوعی: در آغاز، من به شدت دچار درد و رنج بودم و به ستایش شما میپرداختم، ولی در آخرین لحظات، شما به کمک من آمدید و مرا یاری کردید.
از وصل خودم چو مژده دادی
بر من در خرمی گشادی
هوش مصنوعی: وقتی به من خبر وصال خود را دادی، زندگیام با شادی و خوشحالی پر شد.
زین مژده بسان گل شکفتم
با خود ز سر نشاط گفتم
هوش مصنوعی: از شادی و سرور، مانند گلی شکوفا شدم و با خودم به زبان نشاط سخن گفتم.