برگردان به زبان ساده
حقا که نیابی از لبم کام
ضایع چه کنی درین غم ایام
هوش مصنوعی: واقعاً که نمیتوانی از لبانم چیزی بدست آوری، حالا چه کار میکنی در این غم روزگار؟
چون عود وجود خویشتن را
در مجمر غم چه سوزی ای خام
هوش مصنوعی: وقتی وجود خود را مانند عود در آتش غم میسوزانی، بیخبر از این که چه درد و رنجی را به خود تحمیل میکنی، ای سادهدل.
در طرۀ من مپیچ چون باد
کاشفتهترت کند سرانجام
هوش مصنوعی: موهایم را نپیچان، زیرا این کار در نهایت تو را بیشتر دلسرد و آشفته میکند.
ترک سر خویش بایدت کرد
گر در ره عشق مینهی گام
هوش مصنوعی: اگر در راه عشق قدم میگذاری، باید از تمام خودخواهیها و خواستههای خود دست برداری و از سر خود بگذری.
همچون تو مرا بسی است عاشق
افتاده به پای خویش در دام
هوش مصنوعی: مانند تو، افرادی بسیاری در عشق به دام افتاده و به پای خود خاضع و خاشع هستند.
گر ناله کنی ز شام تا صبح
ور گریه کنی ز صبح تا شام
هوش مصنوعی: اگر از غم و درد خود بهطور مداوم ناله کنی تا صبح یا اگر از صبح تا شب بگویی و بگریی، اثر آن نمیتواند حال تو را تغییر دهد.
کامی ز وصال من نبینی
زین کام طمع ببر به ناکام
هوش مصنوعی: از پیوند و وصل من هرگز کام نخواهی یافت، پس از این کامها هیچ امیدی نداشته باش، که به ناامیدی میرسی.