برگردان به زبان ساده
چون باد از آن نگار همدم
این مژده شنید گشت خرم
هوش مصنوعی: زمانی که باد خبر خوشی از آن معشوق دریافت کرد، به شادابی و نشاط رسید.
آمد سوی آن شکسته دلشاد
وز مقدم دلبرش خبر داد
هوش مصنوعی: به طرف آن شخصی که دلش شکسته و غمگین است رفت و از حضور محبوبش به او خبر داد.
گفت ای که وصال یار خواهی
از حق به دعای صبحگاهی
هوش مصنوعی: ای کسی که میخواهی به وصال محبوب برسی، صبحگاهان به دعا و نیایش با خدا مشغول شو.
خوش باش که یار خواهد آمد
بختت به کنار خواهد آمد
هوش مصنوعی: خوش باش و شاد باش، زیرا روزی دوستت خواهد آمد و شانس و اقبال به کمک تو خواهد آمد.
از باد چو عاشق دلافکار
بشنید نوید مقدم یار
هوش مصنوعی: از باد، چون عاشقی که دلش پر امید است، خبر آمدن معشوق را شنید.
زین مژده دلش چو غنچه بشکفت
شد خرم و باد صبح را گفت
هوش مصنوعی: از خوشحالی و شادابی دلش مانند غنچهای شکوفا شد و به نسیم صبح گفت.
کای همدم عاشقان دم تو
دلشاد شدم ز مقدم تو
هوش مصنوعی: ای همنشین عاشقان، با آمدن تو دل من شاد شد.
جای تو همیشه گلستان باد
بوی تو انیس عاشقان باد
هوش مصنوعی: جای تو همیشه مانند گلستان باشد و بوی تو دلنشین و راحتیبخش عاشقان باشد.
گشتی تو همه دلیل راهم
عذر قدمت چگونه خواهم
هوش مصنوعی: تو دلیل تمام مسیرها هستی، حالا چگونه میتوانم برای قدم گذاشتن در این راه از تو عذرخواهی کنم؟
آنگه ز سر نشاط برخاست
بر وعدۀ یار مجلس آراست
هوش مصنوعی: سپس با شوق و نشاط بلند شد و به وعده ملاقات محبوبش، مجلس را مرتب کرد.
بزمی به خوشی چو گلستانی
بتخانۀ چین ازو نشانی
هوش مصنوعی: جشنی پر از شادابی و زیبایی مانند باغی گلدار که نشانی از معشوق در آن باشد.
چون خلد برین به جانفزایی
چون باغ ارم به دلگشایی
هوش مصنوعی: چون بهشتی برتر از باغهای بهشتی، زندگی و روح انسان را تازه و سرزنده میکند و همچنین مانند باغ ارمنی که دل را شاداب و خوشحال میسازد.
آراسته همچو بزم کاووس
پیراسته همچو پر طاووس
هوش مصنوعی: آراسته و زیبا به مانند مجلس کاووس، تزئین شده و خوشاندام مانند پر طاووس.
اسباب طرب درو مهیا
چون شمع جمال آن دلآرا
هوش مصنوعی: وسایل خوشحالی در آنجا آماده است، مانند شعلهای که زیبایی آن دلبر را روشن میکند.
بیزحمت انتظار ناگاه
چون بخت درآمد از در آن ماه
هوش مصنوعی: بدون زحمت و انتظار، ناگهان شانس به سراغم آمد مانند آن که ماهی از در وارد شود.
چون بزم تمام شد مُزیّن
با طالع سعد و بخت ایمن
هوش مصنوعی: وقتی جشن به پایان رسید، با ستارههای خوش یمن و تقدیر خوبی مزین شدهایم.
افروخته رخ چو شمع خاور
از طلعت او جهان منوّر
هوش مصنوعی: چهرهاش به روشنی شمعی در خاور است و به خاطر زیباییاش، جهان برایم روشن و پرنور است.
فرخنده بتی چو خرمن گل
پیرایۀ لاله کرده سنبل
هوش مصنوعی: دختر خوشبختی همچون باغی پر از گل، با زیباییهای خاص خود، شبیه به لالهای است که خود را زینت بخشیده و سنبل را به نمایش گذاشته است.
دل بستۀ زلف عنبرینش
جان همدم لعل شکرینش
هوش مصنوعی: دل درگیر زلف خوشبو و جذاب اوست که جانم به همراه لعل شیرینش وابسته شده است.
با نسترنش بنفشه همبر
در لعل لبش حیوة مضمر
هوش مصنوعی: نسترن و بنفشه در کنار لبهای قرمز او، زندگی پنهانی را به نمایش میگذارند.
بالاش چو سروناز مایل
حیران شده عقل از آن شمایل
هوش مصنوعی: زیبایی و نازکی چهرهی محبوب آنقدر خیرهکننده است که عقل را در حیرت و شگفتی فرو میبرد.
ابروش به حسن در جهان طاق
گیسوش کمند جان مشتاق
هوش مصنوعی: ابرو و زیبایی او در دنیا خاص و بینظیر است و موهای زیبایش مانند کمند، دل عاشق را به دام میاندازد.
چشمش به کرشمه فتنهانگیز
وز ناوک غمزه گشته خونریز
هوش مصنوعی: چشم او با حرکات فریبندهاش باعث ایجاد فتنه میشود و از تیرهای نگاهش، غم و درد به دلها میریزد.
زلفش شده از نسیم درهم
بر برگ گلش نشسته شبنم
هوش مصنوعی: موهای او تحت تأثیر نسیم به هم ریخته و بر روی گلش شبنمی نشسته است.
از حلقه زلف عنبرافشان
وز حقه لعل گوهرافشان
هوش مصنوعی: از گلهای زیبای زلفی که به شگفتی درخشان هستند و از دندانهای لعلینی که مانند گوهر میدرخشند.
سر تا قدمش ز ناز بینی
برده گرو از بتان چینی
هوش مصنوعی: تمامی وجود او از ناز و طنازی پر شده است و زیباییاش مانند مجسمههای چینی، دلربا و منحصر به فرد است.
افتاده چو مرغ نیمبسمل
بر خاک رهش هزار بیدل
هوش مصنوعی: مرغی که نیمهجان به زمین افتاده، همچون کسی است که از شدت غم و بیحوصلگی، در گوشهای به حالت افسردگی بیدل و بینوا نشسته است.
عاشق ز سر نشاط برجست
در پاش فتاد و رفت از دست
هوش مصنوعی: عاشق از شوق و سرخوشی ناگهان برخاست، اما به زمین افتاد و دیگر نتوانست خود را جمع کند.
آن خرمیاش چو روی بنمود
از هوش برفت و جای آن بود
هوش مصنوعی: وقتی که آن خوشحالی و زیباییاش را به نمایش گذاشت، هوش و حواسم از دست رفت و دیگر جایی نداشتم.
این حال چو ماه عنبرینخال
زان خسته هجر دید در حال
هوش مصنوعی: این حالت مانند ماهی با خالهای عنبرینی است که از دوری معشوق خود غمگین و پریشان است.
از قند لب گلابپرورد
دادش قدری و با خود آورد
هوش مصنوعی: از لبهای شیرین او اندکی قند گرفت و با خود آورد.
آن دلشده یافت جانی از نو
آمد به تنش روانی از نو
هوش مصنوعی: دل کسی که دچار عشق شده، دوباره جان تازهای پیدا کرده و به تنش زندگی جدیدی بخشیده است.
گفت ای مه مهربان همدم
وی گلشن خوبی از تو خرم
هوش مصنوعی: ای ماه زیبای مهربان، همراه من، باغ خوشبویی به خاطر تو شاداب و سرزنده است.
صد قرن قرین شادمانی
یارب که به کام دل بمانی
هوش مصنوعی: ای کاش صد قرن پر از شادی را تجربه کنی، که همیشه به آنچه میخواهی برسی و راضی باشی.
الطاف تو کرد شرمسارم
شکر کرم تو چون گزارم
هوش مصنوعی: محبتها و مهربانیهای تو مرا شرمنده کرده است و به خاطر نعمتهای تو همیشه شکرگزارم.
از آمدن تو شادم ای دوست
خاک قدم تو بادم ای دوست
هوش مصنوعی: آمدن تو باعث خوشحالی من است، ای دوست؛ خاک پای تو را هم به جان میخرم، ای دوست.
صد شکر که آفتاب مقصود
از پردۀ غیب چهره بنمود
هوش مصنوعی: صد شکر که خورشید هدف و مقصود، پرده را کنار زد و چهرهاش را نشان داد.
صد شکر که عاقبت بدیدم
کز وصل به کام دل رسیدم
هوش مصنوعی: بسیار خوشحالم که در نهایت دیدم که به خواستهام رسیدم و از وصل شدن به او لذت بردم.
صد شکر که یافت جانم آرام
از دولت وصلت ای دلارام
هوش مصنوعی: از اینکه به لطف وصل تو، جانم آرامش پیدا کرد، هزاران بار سپاسگزارم، ای عزیز دل.
صد شکر که روز شد شب هجر
دل یافت خلاص از تب هجر
هوش مصنوعی: بسیار سپاسگزارم که روز به پایان رسید و شب غم دوری به پایان رسید. دل از تب و درد جدایی رهایی یافت.
صد شکر که دیده گشت روشن
از طلعت تو به وجه احسن
هوش مصنوعی: بسیار سپاسگزارم که چهرهات باعث روشنی دیدگان من شد و نیکی و زیبایی تو را به خوبی نمایان کرد.
چون گشت مذاق آن بَلاکش
از شکر شکر مقدمش خوش
هوش مصنوعی: وقتی که طعم آن بلاکش شیرین شد، خوشی مقدم او را احساس کردم.
بگشاد نگار ماهپیکر
از درج عقیق تنگ شکر
هوش مصنوعی: دلبر زیبا رویی از جواهر که شکل عقیق و شیرینی دارد، در را برای ما گشود.
گفتش به طریق دلنوازی
کای اختر برج عشقبازی
هوش مصنوعی: او به شیوهای محبتآمیز به او گفت که ای ستاره درخشان عشق و بازی عشق.
خوش باش که غنچۀ مرادت
بشکفت ز گلبن سعادت
هوش مصنوعی: خوشحال باش که آرزوهایت به بار نشسته و از باغ سعادت به fruition رسیدهاند.
خوش باش که وقت شادمانیست
هنگام نشاط و کامرانیست
هوش مصنوعی: خوشحال باش که این زمان، زمان شادی و خوشبختی است و فرصتی برای لذت بردن و کامیابی فراهم شده.
جانت ز غم فراق امان یافت
وز وصل حیوة جاودان یافت
هوش مصنوعی: روح تو از غم جدایی آزاد شد و به وصالی رسید که زندگی ابدی به ارمغان آورد.
بسیار کشیدی انتظارم
تا با تو به وصل سر درآرم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که منتظرم تا به تو برسم و به وصال تو نائل شوم.
اکنون بنشین به عشرت و ناز
چون شد در وصل بر رخت باز
هوش مصنوعی: هماکنون وقت خوشی و لذات است، زیرا در وصل تو، زیبا روییات نمایان شده است.
القصّه سعادتش قرین شد
یارش به مراد همنشین شد
هوش مصنوعی: در نهایت، خوشبختی او با یارش همراه شد و آنها به آرزوی یکدیگر رسیدند.
گشتند بدان صفت که دانی
مشغول به عیش و شادمانی
هوش مصنوعی: به خاطر همان ویژگیای که میدانی، مشغول خوشی و شادی شدند.
آن کو بود از هوای یاری
در دام فراق روزگاری
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق و دوستی در فرصتی مناسب به دام فراق گرفتار میشود.
دانی چه شود که گردد آن دم
کاید ز درش نگار همدم
هوش مصنوعی: آیا میدانی چه اتفاقی میافتد اگر در آن لحظه، محبوب در را باز کند و وارد شود؟
یارب تو به لطف خود برآور
کام دل عاشقان غمخور
هوش مصنوعی: پروردگارا، با مهربانی خود آرزوی دلِ عاشقان را برآورده کن و به غمهایشان رسیدگی کن.
امید شکستگان روا کن
درد دل خستگان دوا کن
هوش مصنوعی: به احساسات کسانی که ناامید شدهاند توجه کن و برای افرادی که خسته و دل آزردهاند، تسکین و آرامش فراهم کن.