الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
بخش ۱ - در توحید باری تعالی : ای درون پرور برون آرای
بخش ۲ - فصل معرفت : به خودش کس شناخت نتوانست
بخش ۳ - فصل وحدت و شرح عظمت : احدست و شمار از او معزول
بخش ۴ - فصل تنزیه قِدم : دهر بیقالب قدیمی او
بخش ۵ - فصل اندر صفا و اخلاص : پس چو مطلوب نبود اندر جای
بخش ۶ - التمثیل فی شأن من کان فی هذه اعمی فهو فیالآخرة اعمی جماعة العمیان و احوال الفیل : بود شهری بزرگ در حدِ غور
بخش ۷ - فصل فی ان الاستواء معقول والکیفیة مجهول : آن یکی رجل گفته آن یک ید
بخش ۸ - التمثیل فی اصحاب تمنّی السوء : راد مردی ز غافلی پرسید
بخش ۹ - فصل اندر درجات : جانت را دوزخ آشیانه مکن
بخش ۱۰ - فی الحفظ و المراقبة : هرکه را عون حق حصار شود
بخش ۱۱ - التمثیل فی قوم یؤتون الزکوة : راد مردی کریم پیش پسر
بخش ۱۲ - فیالحکمة و سبب رزق الرازق : آن نبینی که پیشتر ز وجود
بخش ۱۳ - فیالهدایة : سبب هدیهٔ ایادی او
بخش ۱۴ - فی المُجاهدة : چون تو از بود خویش گشتی نیست
بخش ۱۵ - فصل اندر تقدیس : کاف و نون نیست جز نبشتهٔ ما
بخش ۱۶ - داستان باستان : ابلهی دید اشتری به چرا
بخش ۱۷ - التمثیل لقوم ینظرون بعین الاحوال «مُناظِرَة الوَلَدِ مَعَ الوالِد» : پسری احوَل از پدر پرسید
بخش ۱۸ - فی زینةالاطفال : آن نبینی که طفل را دایه
بخش ۱۹ - فصل اندر صُنع و قدرت : نقش بند برون گلها اوست
بخش ۲۰ - فی تعظیم قدره : آتش و باد و آب و خاک و فلک
بخش ۲۱ - فیالامثال والمواعظ، الفقر سواد الوجه والدُّنیا دارالزوال و تغیّرالاحوال و الانتقال : با سیه باش چونت نگزیرد
بخش ۲۲ - در بینیازی از غیر خدایتعالی و دست در وی زدن از سر حقیقت : از من و از تو کارسازی را
بخش ۲۳ - اندر تضرّع و عجز : از تو زاری نکوست زور بدست
بخش ۲۴ - حکایت : کرد روزی عمر به رهگذری
بخش ۲۵ - اندر ذکر و یاد کردن : ذکر بر دوستان و کم سخنان
بخش ۲۶ - حکایت : ثوری از بایزید بسطامی
بخش ۲۷ - تمثیل : یاد دار این سخن از آن بیدار
بخش ۲۸ - فی ذکر دارِالبقاء : اجل آمد کلیدخانهٔ راز
بخش ۲۹ - اندر وجود و عدم : جهد کن تا زنیست هست شوی
بخش ۳۰ - اندر شُکر گوید : آدمی سوی حق همی پوید
بخش ۳۱ - اندر شکر و شکایت : شاکر لطف و رحمتش دیندار
بخش ۳۲ - فیاطّلاعه علی ضمائرالعباد : دانش او رهی رعایت کن
بخش ۳۳ - اندر رزق گوید : جانور را چو خوانش پیش نهاد
بخش ۳۴ - تمثیل : زالکی کرد سر برون ز نهفت
بخش ۳۵ - حکایت مرغ با گبر : آن بنشنیدهای که بینم ابر
بخش ۳۶ - تمثیل در بیداری : نه بپرسید کاهلی ز علی
بخش ۳۷ - اندر حب و محبت : عاشقان سوی حضرتش سرمست
بخش ۳۸ - اندر تجرید گوید : هرکه خواهد ولایت تجرید
بخش ۳۹ - فی سلوک طریق الآخرة : اینهمه علم جسم مختصر است
بخش ۴۰ - التمثیل لابن الغافل والاب العاقل : به پسر شیخ گوکانی گفت
بخش ۴۱ - حکایت : در مناجات پیر شبلی گفت
بخش ۴۲ - فیالتوکّل : پی منه با نفاق بر درگاه
بخش ۴۳ - فی توکل العجوز : حاتم آنگه که کرد عزم حرم
بخش ۴۴ - ایضاً فیالتوکّل : ربع مسکون چو از طریق شمار
بخش ۴۵ - التمثّل فیالرؤیاء و تعبیره و هو ثمانون رؤیا عجیبة : خلق تا در جهانِ اسبابند
بخش ۴۶ - فی رؤیا الأثواب و الأوانی : جامهٔ کهنه رنج و اندوه است
بخش ۴۷ - فی رؤیا الصنّاعین : مرد طبّاخ نعمت بسیار
بخش ۴۸ - فی رؤیا البهائم : خر بود خادمی ولی کاهل
بخش ۴۹ - فی رؤیاء السّباع : شیر خصمی مسلّط و مغرور
بخش ۵۰ - فی رؤیا النّیّرین والکواکب الخمسة السیّارة : دیدن آفتاب را در خواب
بخش ۵۱ - فی تناقض الدارین : علّت روز و شب خور است و زمین
بخش ۵۲ - اندر ایثار : هرچه داری برای حق بگذار
بخش ۵۳ - قصهٔ قیسبن عاصم رضیالله عنه : آن زمان کز خدای نزد رسول
بخش ۵۴ - فی الاتحاد : در جهان یک زیان چو سودِ تو نیست
بخش ۵۵ - در اتّصال بدو گوید : چند گویی رسیدگی چه بُوَد
بخش ۵۶ - من اَمَنَ بطاعته فقد خَسَر خُسراناً مبینا : روبهی پیر روبهی را گفت
بخش ۵۷ - من زَهَد فیالدّنیا وَجَد مُلکا لایبلی : بود پیری به بصره در زاهد
بخش ۵۸ - فی صفةالزهد و الزّاهد : زاهدی از میان قوم بتاخت
بخش ۵۹ - فی حُبّ الدُّنیا و صفة اهله : هست شهری بزرگ در حدِِ روم
بخش ۶۰ - قالَ النّبیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ: فرغ َاللهُ تَعالَی عَنِ الخلْقِ وَ الخُلْق وَ الاَجَلِ وَ الرِّزْقِ؛ التمثیل فی نَحْنُ قَسَمْنا : هرچه آن کدخدای دکاندار
بخش ۶۱ - فصل فی شرائط صلوة الخمس والمناجات والتضرّع والخشوع والوقار والدعاء : قالالله تعالی: الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة، و قال النّبی علیهالسلام عند نزعه: و ما ملکت ایمانکم، و قال النّبی صلی اللّه علیه و سلم حبب الی من دنیاکم ثلاث: الطبیب والنساء و قرّة عینی فیالصلوة، و قال علیهالسلام: من ترک الصلوة متعمداً فقد کفر و بینالاسلام والکفر ترکالصلوة، و قال: المصلی یناجی ربه، و قال علیهالسلام لو علم المصلی من یناجی ما التفت و قال علیهالسلام کن فی صلوتک خاشعا و قال علیهالسلام: الصلوة نورالمؤمن، من اقام الصلوة اعطی الجنّة بالصلوة.
بخش ۶۲ - المثل فی الخشوع و حضور القلب فی الصّلوة قصّة امیرالمؤمنین علیهالسّلام : در اُحد میر حیدر کرّار
بخش ۶۳ - فی الصّلوة و الرّغبة : بارگی را بساز آلت و زین
بخش ۶۴ - التّمثیل فی تقصیر الصّلوة : بوشعیب الاُبی امامی بود
بخش ۶۵ - فیالحمد والثناء : در دهان هر زبان که گویا شد
بخش ۶۶ - فیالافتقار والتحیّرِ فی صفاته : مستمع نغمت نیاز از دل
بخش ۶۷ - فی تأدیب صببان المکتب و صفة الجنّة والنّار : از پی راه حق کم از کودک
بخش ۶۸ - در مناجات گوید : ای روان همه تنومندان
بخش ۶۹ - فی کرمه و فضله : ای خداوند قایم و قدّوس
بخش ۷۰ - فی الانابه : ای جهان آفرین جان آرای
بخش ۷۱ - فی الإخلاص و المخلصون علی خطرٍ عظیمٍ : چون ز درگاهِ تست گو میمال
بخش ۷۲ - فی قضائه و قدره و امره و صنعه : داده از حکم تو تمنّی را
بخش ۷۳ - حکایت : کور را گوهری نمود کسی
بخش ۷۴ - فی الشّوق : از پس این براق شوق بُوَد
بخش ۷۵ - فی نفی صفات المذمومِة عنالله تعالی : در حق حقّ غضب روا نبود
بخش ۷۶ - التمثیل فیالذی هو یُطعمنی و یَسقین : باز را چون ز بیشه صید کنند
بخش ۷۷ - التمثیل فی معنی اولئک کالانعام بل هم اضل : کرهّای را که شد سه سال تمام
بخش ۷۸ - فی الرضاء والتَّسلیم : هست حق را ز بهر جان شریف
بخش ۷۹ - فی الحذر عنالقدر : بندگان را که از قدر حذر است
بخش ۸۰ - فی الرضا والتسلیم بحکمه و قضائه : ابلقی را که رخ به خانهٔ اوست
بخش ۸۱ - فی الکرامة : از درونش چوبوی جان یابند
بخش ۸۲ - فی العبودیّة : چند پرسی که بندگی چه بُوَد
بخش ۸۳ - التمثیل فی قصّة ابراهیم الخلیل علیهالسّلام : آن شنیدی که تا خلیل چه گفت
بخش ۸۴ - فیالامتحان : آن زمان کاین حجاب برگیرند