برگردان به زبان ساده
اجل آمد کلیدخانهٔ راز
درِ دین بیاجل نگردد باز
هوش مصنوعی: مرگ به عنوان کلید واژههای عمیق و معنوی در دین به شمار میآید و بدون مرگ، درهای این معانی باز نخواهد شد.
تا بُوَد این جهان نباشد آن
تا تو باشی نباشدت یزدان
هوش مصنوعی: تا زمانی که این دنیا وجود دارد، خداوند وجود نخواهد داشت مگر اینکه تو در این دنیا باشی.
حقهٔ سر به مُهر دان جانت
مُهرهٔ مهر نور ایمانت
هوش مصنوعی: سری که در آن حقایق نهفته است، جان تو را به نور ایمان آراسته میکند.
سابقت نامهای به مُهر آورد
وز پی تو به خاتمت بسپرد
هوش مصنوعی: شخصی قبل از تو نامهای را با مهر خودش آماده کرده و حالا آن را به خاتمت میسپارد.
تا ز دور زمانه خواهی زیست
تو ندانی که اندر آنجا چیست
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در این دنیا زندگی کنی، هرگز نمیدانی در آنجا چه خبر است.
سحی نامهٔ خدای عزّوجل
برنگیرد مگر که دست اجل
هوش مصنوعی: کتاب و نامه خداوند هرگز برنمیگردد مگر اینکه زمان مرگ فرا رسد.
تا دَم آدمی ز تو نرمد
صبح دینت ز شرق جان ندمد
هوش مصنوعی: تا زمانی که انسان از تو نرمی و لطافت نبیند، نور دین تو از شرق جان او نمیتابد.
سرد و گرم زمانه ناخورده
نرسی بر درِ سراپرده
هوش مصنوعی: هرگز به دروازهی سرای خوشبختی نخواهی رسید، مگر این که تجربههای تلخ و شیرین زندگی را پشت سر گذاشته باشی.
تو نداری خبر ز عالم غیب
بازنشناسی از هنرها عیب
هوش مصنوعی: تو از مسائل پنهان و اسرار غیبی بیخبر هستی و نمیتوانی در هنرها عیوب و نقصها را تشخیص دهی.
حال آن جای صورتی نبود
چون دگر حال عادتی نبود
هوش مصنوعی: حالتی که او داشت، مثل حالتی دیگر نبود و رفتار او نیز مانند عادتهای همیشگی نبود.
جان به حضرت رسد بیاساید
وآنچه کژّ است راست بنماید
هوش مصنوعی: وقتی که روح به مقام و مرتبهای بالا برسد، آرامش مییابد و آنچه که نادرست و انحرافی است، به حقیقت و درستی مبدل میشود.
چون رسیدی به حضرت فرمان
پس از آنجا روانه گردد جان
هوش مصنوعی: زمانی که به مقام و مرتبه بالایی رسیدی، بعد از آن روح و جان تو به سوی دیگران خواهد رفت.
رخش دین آشنای راغ شود
مرغوار از قفس به باغ شود
هوش مصنوعی: چهرهی دین به آشنایانش شوق میبخشد، همچون پرندهای که از قفس آزاد میشود و به باغی سرسبز میشتابد.
با حیات تو دین برون ناید
شب مرگ تو روز دین زاید
هوش مصنوعی: با زندگی تو، دین و ایمان شکوفا میشود و در زمان مرگ تو، روزی جدید برای دین آغاز میگردد.
گفت مرد خرد در این معنی
که سخنهای اوست چون فتوی
هوش مصنوعی: مرد دانا در این موضوع بیان میکند که سخنان او مانند یک حکم شرعی است.
خفتهاند آدمی ز حرص و غلو
مرگ چون رخ نمود فانتَبهوا
هوش مصنوعی: انسانها به خاطر حرص و افراط در زندگی خوابآلود هستند، اما وقتی که مرگ ظاهر میشود، متوجه حقیقت میشوند و بیدار میشوند.
خلق عالم همه به خواب درند
همه در عالم خراب درند
هوش مصنوعی: تمامی موجودات در این جهان به خواب و غفلت هستند و در واقع در حال نابودی و خرابی به سر میبرند.
آن هوایی که پیش از این باشد
رسم و عادت بود نه دین باشد
هوش مصنوعی: آن حالت یا سنتی که قبلاً وجود داشت، عادت بود و نه اینکه به عنوان یک باور یا دین شناخته شود.
ورنه دینی کزین حیات بود
دین نباشد که تُرّهات بود
هوش مصنوعی: اگر دین ناشی از زندگی باشد، پس دین واقعی نخواهد بود و فقط بافتی پوچ و بیمحتوا خواهد داشت.
دین و دولت درِ عدم زدنست
کم شدن از برای کم زدنست
هوش مصنوعی: دین و حکومت در پی توجه به بیخبری و نادانی است، زیرا این نقص و کمبود میتواند به کاهش آگاهی و فهم انسانها منجر شود.
آنکه کم زد وجود عالم را
گو ببین مصطفی و آدم را
هوش مصنوعی: آنکه در وجود جهانی کم دارد، بیا و نگاه کن به وجود مصطفی و آدم.
وانکه او طالبست افزون را
گو ببین عاد را و قارون را
هوش مصنوعی: هر کس که خواهان بیشتر است، بهتر است به عاقبت عاد و قارون نگاه کند و عبرت بگیرد.
این یکی پای در رکیب بماند
وآن دگر خستهٔ نهیب بماند
هوش مصنوعی: یکی از آنها در رکاب میماند و دیگری از فشار و خستگی غافل میشود.
پای آنرا قدم عدم کرده
دست این را ندم قلم کرده
هوش مصنوعی: پای این را به عدم و نیستی برده و دست آن را به قلم و نوشته گره زدهام.
باد هیبت به عاد مقرونست
خاک لعنت سزای قارونست
هوش مصنوعی: باد با شکوه و قدرت خود به قوم عاد شباهت دارد و زمین خاکی که از روی لعنت رفته، کیفر و مجازات قارون را به یاد میآورد.
چه زیان باشد ار ز بیم گزند
نیکوان را فدی شوی چو سپند
هوش مصنوعی: اگر به خاطر ترس از آسیب به خوبان، خود را فدای آنان کنی، ضرری نخواهد بود.
پیش مردانِ راه رخ مفروز
خویشتن را تو چون سپند بسوز
هوش مصنوعی: خودت را در برابر مردان بزرگ و با تجربه، مانند آتش بسوزان و از خودت عبور کن.
خرد و دین چه سرسری داری
گر تو با حق سرِ سَری داری
هوش مصنوعی: اگر از عقل و ایمان به آسانی عبور میکنی، به این معناست که با حقیقت بهطور جدی مواجه نیستی.
مرد گرد نهاد خود نتند
شیر صندوق خویش خود شکند
هوش مصنوعی: مرد باید به دور از خودخواهی و خودپسندی باشد و هرگز نباید به محتوای نادرست یا ناتوانی خود احترام بگذارد. اگر کسی دچار خودفریبی شود، به زودی به مشکلات و شکستهای بزرگتری برخورد خواهد کرد.
ای ز خود سیر گشته جوع آنست
وی دوتا از ندم رکوع آنست
هوش مصنوعی: تو که از خود بیخبر شدهای، گرسنگی یعنی این که دو نفر با هم در عذاب و کمبود غذا باشند.
کز تن و جان خود بری گردی
گرد تنهایی و سَری گردی
هوش مصنوعی: اگر از بدن و جان خود جدا شوی، در گرداب تنهایی و بیکسی خواهی چرخید.
هیچ منمای روی شهر افروز
گر نمودی برو سپند بسوز
هوش مصنوعی: اگر چشمهای زیبا و دلربای تو در میان مردم نباشد، با دل سوزان و بی تابی خود دیگران را روشن نخواهم کرد.
آن جمال تو چیست مستی تو
وان سپند تو چیست هستی تو
هوش مصنوعی: آن زیبایی تو چه حسی در من ایجاد میکند و آن شور و شوق تو چه فضایی از وجودت را نشان میدهد.
لب چو بر آستان دین باشد
عیسی مریم آستین باشد
هوش مصنوعی: وقتی که لبها در آستان دین قرار بگیرند، به مانند آستین مریم عیسی هستند.
خویشتن را در این طلب بگداز
در ره صدق جان و تن در باز
هوش مصنوعی: خودت را در این جستجو فدای حقیقت کن و با تمام وجود در مسیر راست و درست گام بردار.