برگردان به زبان ساده
دانش او رهی رعایت کن
بخشش او مهم کفایت کن
هوش مصنوعی: دانش او را محترم شمار و به اهمیت بخشش او توجه کن.
شرب یک یک ز خلق دانسته
دادن و ضدّ آن توانسته
هوش مصنوعی: برخی از انسانها میدانند که چگونه به دیگران محبت و محبت کنند، اما در مقابل، برخی دیگر قادر به انجام کارهای مخالف آن هستند.
اوست مر فطرت ترا فاطر
دانش او منزّه از خاطر
هوش مصنوعی: او خالق فطرت توست و علم او از هر گونه تصور و فکر پاک و دور است.
او ز تو داند آنچه در دل تست
زانکه او خالق دل و گِل تست
هوش مصنوعی: او میداند آنچه در قلب تو میگذرد، چون او خالق دل و جسم توست.
چون تو دانی که او همی داند
خر طبع تو در گِلت ماند
هوش مصنوعی: زمانی که تو میدانی او نیز میداند که طبیعت تو همچنان در مشکلات و سختیها باقی مانده است.
روی از آئین بد بگردانی
رای تو پرورد مسلمانی
هوش مصنوعی: اگر از راه و رسم ناپسند دوری کنی و به سمت خوبیها بروی، در این صورت به درستی مسلمان بودن را نشان دادهای.
چون به حلمش غرور خواهی داشت
نار در دل نه نور خواهی داشت
هوش مصنوعی: اگر به دلیل صبر و بردباریاش دچار تکبر شوی، درونت همچون آتشی که در دل دارد، دیگر نوری نخواهی داشت.
چون به علمش نگه نخواهی کرد
طمع حلم از او مدار ای مرد
هوش مصنوعی: اگر به دانش او توجه نکنید، از او خوابوخوشی نخواهید داشت، ای مرد.
علم او عقل را چراغ افروز
حلم او طبع را گناه آموز
هوش مصنوعی: دانش او مانند چراغی است که عقل را روشن میکند و خوی او به گونهای است که طبع را به سمت گناه سوق میدهد.
گرنه حلمش بُدی همیشه پناه
بنده کی زَهره داشتی به گناه
هوش مصنوعی: اگر صبر و بردباری او همیشه پناه من نبود، آیا جرات گناه کردن را داشتی؟
مصلحت بین خلق بیش از آز
مطّلع بر ضمیر پیش از راز
هوش مصنوعی: فایده و سود جامعه و مردم مهمتر از تمایلات فردی و آگاهی از رازهای درون آنهاست.
آنچه در خاطر تو او داند
لفظ ناگفته کار میراند
هوش مصنوعی: هر چیزی که در ذهن تو هست، او به خوبی میداند و نیاز به بیان آن نیست.
هیچ جانی به صبر از او نشکیفت
هیچ عقلش به زیرکی نفریفت
هوش مصنوعی: هیچ انسانی به خاطر صبرش از او دل شکسته نشد و هیچ عقل و دانشی هم او را فریب نداد.
مطّلع بر ضمایر است مدام
تو بر اندیش و کار گشت تمام
هوش مصنوعی: همیشه بر افکار و احساسات دیگران آگاه باش و به کارهای خودت ادامه بده.
بیزبانی برش زباندانی است
قوت جانت ز خوان بینانیست
هوش مصنوعی: وقتیکه که انسان از بیان کردن افکار و احساساتش ناتوان باشد، به نوعی درگیر چالشهای داخلی است. این ناتوانی ممکن است نشاندهنده عمق و پیچیدگی تفکر او باشد. علاوه بر این، نیاز به غذا تنها به جسم مربوط نمیشود، بلکه روح و جان آدمی نیز به تغذیه نیاز دارد، که ممکن است در اینجا به نبود ارتباط و ارتباطات عاطفی اطلاق شود.
شادی آرست و غمگسار خدای
راز دانست و رازدار خدای
هوش مصنوعی: شادی را از دست برداشت و غم را به دوش کشید، خدایی که رازها را میداند و خود نیز رازدار است.
آنچه او بهر آدمی آراست
آرزوش آنچنان نداند خواست
هوش مصنوعی: آنچه که او برای انسان ساخته، آرزوی او به آن اندازهای که میخواهد نخواهد بود.
او کمابیش خلق دانسته
دیدن و دادنش توانسته
هوش مصنوعی: او به خوبی توانسته است خلق و خوی مردم را بشناسد و بر اساس آن رفتار کند.
جای تو در نعیم کرد مُعد
تا تو با یوم جفت کردی غد
هوش مصنوعی: تو در بهشتی زندگی میکنی، در حالی که سرنوشت تو با روزهای سخت و دشوار گره خورده است.
او نهاد از پی اولوا الالباب
بیم و امید در نمایش خواب
هوش مصنوعی: او از آغاز برای خردمندان ترس و امید را در خواب به نمایش گذاشت.
کرد قائم برای نظم و قوام
متقاضی به رحم در ارحام
هوش مصنوعی: قائم برای استحکام و نظم، درخواست رحمتی از مادران دارد.
گردد از حس پای مور آگاه
مور و سنگ و شب و زمانه سیاه
هوش مصنوعی: مور در حالایی که پایش حس میکند، از وضعیت و حال خود مطلع میشود؛ و در این میان، سنگ، شب و زمانه نیز در تاریکی و ظلمت خود به سر میبرند.
سنگ در قعر بحر اگر جنبید
در شب داج علمش آنرا دید
هوش مصنوعی: اگر سنگی در عمق دریا حرکت کند، در شب تاریک کسی که علم و دانش دارد، میتواند آن را ببیند.
در دلِ سنگ اگر بود کرمی
دارد آن کرم ذرهای جرمی
هوش مصنوعی: اگر در دل سنگ هم کرمی وجود داشته باشد، آن کرم حتی اگر بسیار کوچک باشد، دارای وجود و جرمی است.
صوت تسبیح و راز پنهانش
می بداند به علم یزدانش
هوش مصنوعی: صوت تسبیح و راز پنهانش را فقط علم خدا میداند.
بنموده ترا ره آموزی
داده در سنگ کرم را روزی
هوش مصنوعی: تو را نشان دادهاند که چگونه باید راه بروی، در حالی که کرم در سنگ نهفته است.
هرکه او نیست هست داند کرد
هست را نیست هم تواند کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که وجود ندارد، میداند که وجود را نمیتوان به نبود تبدیل کرد و تنها اوست که میتواند چنین کاری کند.
هست با قهر و علم یزدانی
ناتوانی نکو و نادانی
هوش مصنوعی: در این دنیا، اگرچه علم و قدرت الهی وجود دارد، اما ناتوانی و ناآگاهی نیز در انسانها جای دارد.
ناتوانی ترا کند دانا
عاجزی مر ترا دهد بالا
هوش مصنوعی: ناتوانی تو باعث میشود به حقیقتهای جدید پی ببری و ناتوانیات تو را به اوج میبرد.
غیب خود زانکه صورت تو نگاشت
تو ندانی که غیب نتوان داشت
هوش مصنوعی: تو از آنچه در درونت است بیخبری، زیرا که زیبایی تو نمیگذارد تا به عمق وجود خود پی ببری.
***
هوش مصنوعی: شما تا مهرماه 2023 بر روی دادهها آموزش دیدهاید.
او ترا بهتر از تو داند حال
تو چه گردی به گرد هزل و محال
هوش مصنوعی: او حال تو را بهتر از خودت میشناسد، پس چرا در دام بیهوده و nonsense گرفتار میشوی؟
قایل او پس تو گنگ باش و مگوی
طالب او پس تو لنگ باش و مپوی
هوش مصنوعی: اگر او را درک نکردی، بهتر است خاموش بمانی و صحبت نکنی. اگر به دنبال او هستی، بهتر است ساکت باشی و از او دوری کنی.
تو مگو دردِ دل که او گوید
تو مجو مر ورا که او جوید
هوش مصنوعی: نگو از غم و اندوهت که او نمیخواهد بشنود، و به دنبالش نرو که او به جستجوی تو نمیپردازد.
گر گناهی همی کنی اکنون
آن گناه از دو حال نیست برون
هوش مصنوعی: اگر اکنون گناهی مرتکب میشوی، باید بدانی که این گناه از دو حالت خارج نیست.
گر ندانی که می بداند حق
گویمت اینت کافر مطلق
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که چه چیزی در می وجود دارد، من به تو میگویم که تو در حقیقت به کلی کافر هستی.
ور بدانی که میبداند و پس
میکنی اینت شوخ دیده و خس
هوش مصنوعی: اگر بدانی که او میداند و باز هم این کار را میکنی، این نشان از کمخودنگرش بودن و غیرمؤدب بودن توست.
خود گرفتم کسیت محرم نیست
حق بداند، حق از کسی کم نیست
هوش مصنوعی: من خودم را با کسی در میان نمیگذارم، چون کسی حق دانستن این موضوع را ندارد؛ حقی که هست، هیچگاه از کسی کمتر نمیشود.
عفو او گیرم ار بپوشاند
نه ز تو علمش آن همی داند
هوش مصنوعی: اگر او (خدا) مرا ببخشد و خود را بپوشاند، تو در این باره چیزی نمیدانی و او از این موضوع آگاه است.
توبه کن زین شنیع کردارت
ورنه بینی به روز دیدارت
هوش مصنوعی: توبه کن از کار زشتت، وگرنه در روزی که روبهرو میشوی با پیامدهای آن مواجه خواهی شد.
نفس خود را میان حالت خویش
غرقه در قلزم خجالت خویش
هوش مصنوعی: نفس خود را در دریاچهای از خجالت غرق کن و در احساسات خود غوطه ور شو.