رباعیات
جویای تبریزی
»
دیوان اشعار
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : پندِ پدرانه، پیشِ اربابِ ذَکا
شمارهٔ ۲ : در بتکده و کعبه نباشد «جویا»
شمارهٔ ۳ : لعلی آخر چه بود آواخ تو را
شمارهٔ ۴ : یارب چه شد آن دلبر دل سخت مرا
شمارهٔ ۵ : ای سید عالم بده انعام مرا
شمارهٔ ۶ : تخمی است غمت بدل فشاندیم او را
شمارهٔ ۷ : الله طلبیست کار اللهی را
شمارهٔ ۸ : تا چند ز معشوق بمانی به حجاب
شمارهٔ ۹ : خواهی که به دستت افتد آن دُر خوشاب
شمارهٔ ۱۰ : در بزم چو نیست گفتگوها به صواب
شمارهٔ ۱۱ : کم دیدن این چشم سیاهم بگداخت
شمارهٔ ۱۲ : گر عاقل و دیوانه و گر زاهد و مست
شمارهٔ ۱۳ : خود را هر کس ز راستیها آراست
شمارهٔ ۱۴ : شاهنشاها کف تو بحرین عطاست
شمارهٔ ۱۵ : بی کینه دلم به سینه از فضل خداست
شمارهٔ ۱۶ : دنیاداری با علم به مردن عجب است
شمارهٔ ۱۷ : این سرو قد تو گلبن امید است
شمارهٔ ۱۸ : هستی نخلی است مرتضایش ثمر است
شمارهٔ ۱۹ : لاهور که دلبریش بسی عیار است
شمارهٔ ۲۰ : نیرنگ ز بس زلف گرهگیر تر است
شمارهٔ ۲۱ : بی نالهٔ زار کی دعا منظور است
شمارهٔ ۲۲ : انسان که ز جسم طوطیی در قفس است
شمارهٔ ۲۳ : داغت حتی ای شمع دلافروز خوش است
شمارهٔ ۲۴ : انسان یا ابله است یا بی باکست
شمارهٔ ۲۵ : ای خواجه که بسیار خوری چون تو کم است
شمارهٔ ۲۶ : نواب کزو رواج جود و کرم است
شمارهٔ ۲۷ : کان کرم است و منبع احسان است
شمارهٔ ۲۸ : هر کس به تکلفات دل باخته است
شمارهٔ ۲۹ : ای حرص ترا رهبر هر در شده است
شمارهٔ ۳۰ : عقلت ای شیخ بر ریا افزوده است
شمارهٔ ۳۱ : در هند که دیده را غبارش مددی است
شمارهٔ ۳۲ : از سنگ جفایش دل غم پیشه شکست
شمارهٔ ۳۳ : شب عینک چشم عارف آگاهست
شمارهٔ ۳۴ : آن ذات خفی که لا اله الا هوست
شمارهٔ ۳۵ : اسرار حقیقت همگی سر مگوست
شمارهٔ ۳۶ : با عمر دو روز اینهمه رعنایی چیست
شمارهٔ ۳۷ : در زیر فلک جای دل آسایی نیست
شمارهٔ ۳۸ : ای زنده جهانیان ز فیض نِعَمت
شمارهٔ ۳۹ : در سینهٔ تو چون گذر کینه فتد
شمارهٔ ۴۰ : هر کس از وضع خود گریزان گردد
شمارهٔ ۴۱ : جویا! دیدی که آن نگار بیدرد
شمارهٔ ۴۲ : با آنکه فتاده ام به راهش چون گرد
شمارهٔ ۴۳ : فریاد و فغان ز جور نفس بیدرد
شمارهٔ ۴۴ : هر کس به دروغ خویش را بگمارد
شمارهٔ ۴۵ : حرصت ای شیخ ذوق بریان دارد
شمارهٔ ۴۶ : آن کس که به کُدیه روزگارش گذرد
شمارهٔ ۴۷ : پهلو تهی از صوفی خر باید کرد
شمارهٔ ۴۸ : دل غیر تأنی به صفایی نرسد
شمارهٔ ۴۹ : از رنجش او دلم مشوش باشد
شمارهٔ ۵۰ : دل چند به فکر باغ و مسکن باشد
شمارهٔ ۵۱ : دل گر ز گداز آینه سان خواهد شد
شمارهٔ ۵۲ : زآن خنجر مژگان ز بدنها جان شد
شمارهٔ ۵۳ : هر کس قدر شکستگی را داند
شمارهٔ ۵۴ : آن ذات که ممکنات از او یافت وجود
شمارهٔ ۵۵ : صاحب صورت تا بری از معنی بود
شمارهٔ ۵۶ : هر کس که ملایمت به او یار بود
شمارهٔ ۵۷ : حیف از صنمی که زشت کردار بود
شمارهٔ ۵۸ : با چشم تو آن را که سر و کار بود
شمارهٔ ۵۹ : آن دل که ز جام عشق مسرور بود
شمارهٔ ۶۰ : جویا هر کس که محرم راز بود
شمارهٔ ۶۱ : خوب است که زخم یار کاری نبود
شمارهٔ ۶۲ : در تعزیهٔ حسین آن شاه شهید
شمارهٔ ۶۳ : در ماتم شاه شهدا گریه کنید
شمارهٔ ۶۴ : از خلق چه اندیشه به ارباب هنر
شمارهٔ ۶۵ : بدگوهری ار به نیکیت بسته کمر
شمارهٔ ۶۶ : افسوس ز تخم آرزو کشتهٔ عمر
شمارهٔ ۶۷ : شوری اگرت هست ز مردی در سر
شمارهٔ ۶۸ : آید بوی یدالله از خاک بشر
شمارهٔ ۶۹ : هر کس ز نخست شد به غفلت خوگر
شمارهٔ ۷۰ : خواهی دل روشن از چو مهر انور
شمارهٔ ۷۱ : یکه شوی ار ز خواب غفلت بیدار
شمارهٔ ۷۲ : با تلخی ساز تا شود شیرینتر
شمارهٔ ۷۳ : سرسبز شده جهان ز فیض نوروز
شمارهٔ ۷۴ : ای روی تو آفتاب در چشم تمیز
شمارهٔ ۷۵ : زان عارض لاله گون و آن خال بنفش
شمارهٔ ۷۶ : زان پیش که پا فرق کنیم از سر خویش
شمارهٔ ۷۷ : شماعیک آن به بحر مکاری غرق
شمارهٔ ۷۸ : هر جا مژهاش خلاند نوک گزلک
شمارهٔ ۷۹ : پیدایی او اگر چه باشد به کمال
شمارهٔ ۸۰ : از لاله و گل به رنگ و بوتر میبال
شمارهٔ ۸۱ : این دشت که دل چسبی هر خار به دل
شمارهٔ ۸۲ : حیف است اگر ز دخت رَز جویی کام
شمارهٔ ۸۳ : ز آغاز وجود خویشتن تا انجام
شمارهٔ ۸۴ : بس فیض که از چلیم اندوختهام
شمارهٔ ۸۵ : صد شکر که خیرخواه اعدای خودم
شمارهٔ ۸۶ : وقتی گر بود همچو گوهر اشکم
شمارهٔ ۸۷ : در راه وصالت ای بت کج کلهم
شمارهٔ ۸۸ : صحّت ز علی مرتضی میخواهم
شمارهٔ ۸۹ : دایم به سراغ سر کوی تو دوم
شمارهٔ ۹۰ : پیوسته به دوران تو ای چرخ کهن
شمارهٔ ۹۱ : افسوس که شد به دل بهارت به خزان
شمارهٔ ۹۲ : طعن این همه بر چرخ ستم پیشه مزن
شمارهٔ ۹۳ : جویا خود را به شعر مشهور مکن
شمارهٔ ۹۴ : غرق است به بحر جرم تا گردن من
شمارهٔ ۹۵ : ای آنکه دلت گشته ز امساک تو خون
شمارهٔ ۹۶ : گویند مدام عارفان آگاه
شمارهٔ ۹۷ : انگار که بیش از همه شد ثروت تو
شمارهٔ ۹۸ : ای پشت پناه اهل ایمان در تو
شمارهٔ ۹۹ : ماند روش کبک به لغزیدن تو
شمارهٔ ۱۰۰ : دل خون شدم از نگاه دزدیدن تو
شمارهٔ ۱۰۱ : ای دل چو ز وصل یار مأیوس شدی
شمارهٔ ۱۰۲ : افسوس که فیض از دل آگه نبری
شمارهٔ ۱۰۳ : عشق جانکاه را ز دستت ندهی
شمارهٔ ۱۰۴ : نسبت به خودت عقل و تمیزی ندهی
شمارهٔ ۱۰۵ : ای دل تا کی به گلرخان یار شوی