قطعات
شاه نعمتالله ولی
»
قطعات
قطعهٔ شمارهٔ ۱ : قرب صدسال عمر من بگذشت
قطعهٔ شمارهٔ ۲ : چون مرا درخواب کردی روز و شب
قطعهٔ شمارهٔ ۳ : فیضی که به تو رسید از ما
قطعهٔ شمارهٔ ۴ : دردمندی فقیر اگر یابی
قطعهٔ شمارهٔ ۵ : یک شاهدی است ما را در غیب و در شهادت
قطعهٔ شمارهٔ ۶ : لفظ الف و دو لام و یک ها
قطعهٔ شمارهٔ ۷ : دوش تا روز ما به هم بودیم
قطعهٔ شمارهٔ ۸ : خودنمائی می کنی با عاشقان
قطعهٔ شمارهٔ ۹ : گنج اسما به من عطا فرمود
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰ : ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱ : ای جان پدر به حال ما رحمی کن
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲ : غیرتش غیر دوست فانی کرد
قطعهٔ شمارهٔ ۱۳ : گر سبوئی شکست یا جامی
قطعهٔ شمارهٔ ۱۴ : نعمت الله همه جهان بگرفت
قطعهٔ شمارهٔ ۱۵ : کفر سر زلف بت به دست آر
قطعهٔ شمارهٔ ۱۶ : مائیم حضور نعمت الله
قطعهٔ شمارهٔ ۱۷ : هر چه در کاینات موجود است
قطعهٔ شمارهٔ ۱۸ : سر کل چون کله نهد بر سر
قطعهٔ شمارهٔ ۱۹ : هر که کشته شود به عشق خدا
قطعهٔ شمارهٔ ۲۰ : انس با محبوب اگر گیرد محبّ
قطعهٔ شمارهٔ ۲۱ : در راه خدا پای برهنه گو برو
قطعهٔ شمارهٔ ۲۲ : چون شتا آمد شتا مقلوب کن
قطعهٔ شمارهٔ ۲۳ : ملک و ملکوت هر دو انسان
قطعهٔ شمارهٔ ۲۴ : هیچمان از کسی دریغی نیست
قطعهٔ شمارهٔ ۲۵ : نزد ما عین نیست غیری کو
قطعهٔ شمارهٔ ۲۶ : عقل از چه به غایت مال است
قطعهٔ شمارهٔ ۲۷ : به قدر حوصلهها جام می دهد ساقی
قطعهٔ شمارهٔ ۲۸ : اندکی ذوق اگر کسی را هست
قطعهٔ شمارهٔ ۲۹ : بلبل بوستان یارانم
قطعهٔ شمارهٔ ۳۰ : بر در غیر می روی حیف است
قطعهٔ شمارهٔ ۳۱ : بنه رو بر در میخانهٔ او
قطعهٔ شمارهٔ ۳۲ : رفته بودم به سوی بحر محیط
قطعهٔ شمارهٔ ۳۳ : گر چهل صبح از سر اخلاص
قطعهٔ شمارهٔ ۳۴ : هر چه بینی نعمت الله بود
قطعهٔ شمارهٔ ۳۵ : هر که او حجتی چنان دارد
قطعهٔ شمارهٔ ۳۶ : موئی به میان ما نگنجد
قطعهٔ شمارهٔ ۳۷ : راستی کن که مرد کج رفتار
قطعهٔ شمارهٔ ۳۸ : توبه از توبه می کنم ای دوست
قطعهٔ شمارهٔ ۳۹ : شاه عالم پناه دانی کیست
قطعهٔ شمارهٔ ۴۰ : آب ماهان که خاک بر سر او
قطعهٔ شمارهٔ ۴۱ : شیخ الاسلام احمد جامی
قطعهٔ شمارهٔ ۴۲ : هر کمالی که هست در عالم
قطعهٔ شمارهٔ ۴۳ : روی غیری ندیده دیدهٔ ما
قطعهٔ شمارهٔ ۴۴ : پیوسته شکسته باش چون ما
قطعهٔ شمارهٔ ۴۵ : من طالب او چگونه باشم
قطعهٔ شمارهٔ ۴۶ : مگر منعم بگوید شکر نعمت
قطعهٔ شمارهٔ ۴۷ : نسب بی حسب چنان نبود
قطعهٔ شمارهٔ ۴۸ : ای که پرسی ز حال میر تمور
قطعهٔ شمارهٔ ۴۹ : پیش ازین گر مرا حجابی بود
قطعهٔ شمارهٔ ۵۰ : طرهٔ شب را مطرّا کرده اند
قطعهٔ شمارهٔ ۵۱ : جملهٔ ذرات اکوان سر به سر
قطعهٔ شمارهٔ ۵۲ : جام بی می کی دهد ذوق ای پسر
قطعهٔ شمارهٔ ۵۳ : آفتابی تو و ما سایهٔ تو
قطعهٔ شمارهٔ ۵۴ : شهرتی یافته است می گویند
قطعهٔ شمارهٔ ۵۵ : این هیولا عجوزهای عجب است
قطعهٔ شمارهٔ ۵۶ : کار عالم به پختگی باشد
قطعهٔ شمارهٔ ۵۷ : هر چه میخواست آنچنان گردید
قطعهٔ شمارهٔ ۵۸ : پیوسته شکسته باش چون ما
قطعهٔ شمارهٔ ۵۹ : حق تعالی وجود انسانی
قطعهٔ شمارهٔ ۶۰ : هر که با رند مست بنشیند
قطعهٔ شمارهٔ ۶۱ : هر که او نقص دیگری گوید
قطعهٔ شمارهٔ ۶۲ : جان جاهل به مرغکی ماند
قطعهٔ شمارهٔ ۶۳ : بلبل گلستان معشوقم
قطعهٔ شمارهٔ ۶۴ : ساقی باید که می ببخشد
قطعهٔ شمارهٔ ۶۵ : ما چو حلوایی و حلوا یار ماست
قطعهٔ شمارهٔ ۶۶ : آنکه حق را به خویشتن بیند
قطعهٔ شمارهٔ ۶۷ : ای که پرسی ز حال میر تمور
قطعهٔ شمارهٔ ۶۸ : موجود منقسم به دو قسم است نزد عقل
قطعهٔ شمارهٔ ۶۹ : در نی نیزه بین که رفعت او
قطعهٔ شمارهٔ ۷۰ : آفتابی تو و ما سایهٔ تو
قطعهٔ شمارهٔ ۷۱ : در آینهٔ وجود حادث
قطعهٔ شمارهٔ ۷۲ : دل جام جهان نمای عشق است
قطعهٔ شمارهٔ ۷۳ : صنع خدا نگر که به حکمت چگونه ساخت
قطعهٔ شمارهٔ ۷۴ : در حقیقت یکی عدد نبود
قطعهٔ شمارهٔ ۷۵ : چون جمالش صد هزاران روی داشت
قطعهٔ شمارهٔ ۷۶ : جام گیتی نما به دست آر
قطعهٔ شمارهٔ ۷۷ : گرد ملک عدم چه میگردی
قطعهٔ شمارهٔ ۷۸ : التفاتی به غیر او نکنی
قطعهٔ شمارهٔ ۷۹ : ای که گویی فقیر مسکین مرد
قطعهٔ شمارهٔ ۸۰ : بار او می کش و خوشی می رو
قطعهٔ شمارهٔ ۸۱ : خلق حسن باشدش هر که حسینی بود
قطعهٔ شمارهٔ ۸۲ : بنمود جمال او به خوابم
قطعهٔ شمارهٔ ۸۳ : ساقی اگر باده از آن خم دهد
قطعهٔ شمارهٔ ۸۴ : همه عالم چو سایه سجده کنان
قطعهٔ شمارهٔ ۸۵ : هر کجا محدثی بود بی شک
قطعهٔ شمارهٔ ۸۶ : از صد هزار سالک فردی رسد به آنجا
قطعهٔ شمارهٔ ۸۷ : سوی اللّه چیست ای صوفی صافی
قطعهٔ شمارهٔ ۸۸ : علماء رسوم می بینم
قطعهٔ شمارهٔ ۸۹ : چون کمال همه بود به وجود
قطعهٔ شمارهٔ ۹۰ : موج و بحر و حباب قطره تمام
قطعهٔ شمارهٔ ۹۱ : شاها کرمی بکن مکن جنگ
قطعهٔ شمارهٔ ۹۲ : کیمیای ولایتی دارم
قطعهٔ شمارهٔ ۹۳ : پرسند ز من چه کیش داری
قطعهٔ شمارهٔ ۹۴ : هر کجا شهریست اقطاع من است
قطعهٔ شمارهٔ ۹۵ : در خرابات رند و سرمستم
قطعهٔ شمارهٔ ۹۶ : شنیدم ساقی سرمست می گفت
قطعهٔ شمارهٔ ۹۷ : پیدا شده در عالم آن نور جمال او
قطعهٔ شمارهٔ ۹۸ : به درد دل گرفتارم به من ده دُردی دردش
قطعهٔ شمارهٔ ۹۹ : نعمتاللّهم وز آل رسول
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۰ : تا اعتباری کردهام این سایه و آن آفتاب
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۱ : خطی کو را نه حسن است و نه ترتیب
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۲ : تن خرقه و سر کلاه و پایت نعلین
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۳ : بر لب دریا چه می گردی نشین
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۴ : در مرتبه ای جسمست در مرتبه ای روحست
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۵ : وصله ای از خرقهٔ ما هر که یافت
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۶ : ار قضای خدای عزوجل
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۷ : چو پادشاه در عالم گدای حضرت اوست
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۸ : دست در دست زن مزن خواجه
قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۹ : نیم تنی ملک سلیمان گرفت
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۰ : گفته بودم تو را که گندم کار
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۱ : واحدیت یکی است از وجهی
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۲ : نیک و بد را به لطف خود بنواز
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۳ : منم که همت من جز خدا نمی جوید
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۴ : منم که همت من جز خدا نمی جوید
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۵ : دولتت را که هست پاینده
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۶ : نود و هفت سال عمر خوشی
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۷ : هرکس که لباس احدی پوشیده
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۸ : در روزه و در زکوة و در حج
قطعهٔ شمارهٔ ۱۱۹ : در خواجه باغ صبحگاهی
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۰ : ای که میپوشی لباس اهل دل یک ره بدان
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۱ : به کرامات صوفیی در جنگ
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۲ : ذکر حق قوت خویشتن سازد
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۳ : لشکر پادشه بسی باشد
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۴ : تو گر جمعیتی خواهی طلب کن از درون خود
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۵ : ای که گویی حجاب او غیر است
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۶ : گر زانکه ز اهل اعتباری
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۷ : گر به خانه روی و در بندی
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۸ : نعمت اللهم وز آل رسول
قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۹ : از خدا این و آن طلب چه کنی
قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۰ : منت خدای را که ندارم به هیچ باب
قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۱ : بعضی طلبند مال فانی
قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۲ : گیرم که حباب را بیابی
قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۳ : عقل هر دم دم ز جائی می زند
قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۴ : ما خیالیم و در حقیقت او