قصاید
فرخی سیستانی
»
دیوان اشعار
»
قصاید
شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی : بر آمد پیلگون ابری ز روی نیلگون دریا
شمارهٔ ۲ - مدح خواجه عمید ابومنصور سیداسعد گوید : نیگلون پرده برکشید هوا
شمارهٔ ۳ - در مدح امیر محمدبن محمود بن سبکتگین : دوست دارم کودک سیمینبرِ بیجاده لب
شمارهٔ ۴ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصرالدین سبکتگین : تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
شمارهٔ ۵ - در تهنیت ولادت پسری از امیر ابویعقوب یوسف برادرسلطان محمود : سپیده دم که هوا بر درید پرده شب
شمارهٔ ۶ - در مدح امیرابویعقوب یوسف بن سبکتگین گوید : چو سیر گشت سر نرگس غنوده ز خواب
شمارهٔ ۷ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین سبکتگین : باغ دیبا رخ پرند سلب
شمارهٔ ۸ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف، برادر سلطان محمود : روزه از خیمهٔ ما دوش همی شد بشتاب
شمارهٔ ۹ - در مدح خواجه جلیل عبدالرزاق بن احمدبن حسن میمندی : ز آفتاب جدا بود ماه چندین شب
شمارهٔ ۱۰ - در مدح یمین الدولة سلطان محمود بن سبکتگین گوید : ای ملک گیتی گیتی تر است
شمارهٔ ۱۱ - در صفت گوی بازی سلطان و مهمان شدنش بخانه یکی از فرزندان : ای فعل تو ستوده و گفتارهات راست
شمارهٔ ۱۲ - در مدح امیر ابویعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصرالدین : گر چون تو بترکستان ای ترک نگاریست
شمارهٔ ۱۳ - در مدح خواجه بزرگ احمد بن حسن میمندی گوید : ای وعده تو چون سر زلفین تو نه راست
شمارهٔ ۱۴ - در مدح میر ابوالفتح فرزند سید الوزراء احمد بن حسن میمندی : من ندانم که عاشقی چه بلاست
شمارهٔ ۱۵ - در مدح ابوالحسن علی بن الفضل بن احمد معروف به حجاج : ترک من بر دل من کامروا گشت و رواست
شمارهٔ ۱۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری گوید : دل آن ترک نه اندر خور سیمین بر اوست
شمارهٔ ۱۷ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گوید : همی تا خسرو غازی خداوند جهان باشد
شمارهٔ ۱۸ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از فتح سومنات گوید : یمین دولت شاه زمانه با دل شاد
شمارهٔ ۱۹ - در دعای به سلطان محمود غزنوی گوید : چندانکه جهانست ملک شاه جهان باد
شمارهٔ ۲۰ - در صفت شراب خوردن سلطان محمدبن محمود غزنوی : خسرو می خواست هم از بامداد
شمارهٔ ۲۱ - در تقاضا و مدح محمدبن محمودبن ناصر الدین گوید : ای همه ساله زخوی تو دل سلطان شاد
شمارهٔ ۲۲ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود : هر روز مرا عشق نگاری بسر آید
شمارهٔ ۲۳ - در تهنیت جلوس سلطان محمد پس از سلطان محمود گوید : هر که بود از یمین دولت شاد
شمارهٔ ۲۴ - در مدح خواجه عبد الرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید : ای دل من ترا بشارت باد
شمارهٔ ۲۵ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود : عاشقان را خدای صبر دهاد
شمارهٔ ۲۶ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری : ای پسر گر دل من کرد همی خواهی شاد
شمارهٔ ۲۷ - در تهنیت خلعت وزارت گوید : ای دل میر اولیا بتو شاد
شمارهٔ ۲۸ - در مدح خواجه ابوعلی حسنک میکال نیشابوری : از باغ باد بوی گل آورد بامداد
شمارهٔ ۲۹ - در تهنیت جشن سده و مدح وزیر گوید : گر نه آیین جهان از سر همی دیگر شود
شمارهٔ ۳۰ - در ذکر مراجعت سلطان محمود از هندوستان و فتح ثانی : قوی کننده دین محمد مختار
شمارهٔ ۳۱ - در صفت باغ نو و کاخ ومجلس و دریاچه کاخ سلطان محمود گوید : بفرخنده فال و بفرخنده اختر
شمارهٔ ۳۲ - در صفت لشکر سلطان محمود و خلعت دادن بدانان : هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
شمارهٔ ۳۳ - درمعنی عشق گوید : مرا، دی عاشقی گفت ای سخنور
شمارهٔ ۳۴ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر غزوات و فتوحات او در گنگ : بهار تازه دمید ای بروی رشک بهار
شمارهٔ ۳۵ - در ذکر سفر سومنات و فتح آنجا و شکستن منات و رجعت سلطان گوید : فسانه گشت و کهن شد حدیثِ اسکندر
شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان محمود و ذکر شکار او گوید : ای مبارک پی جهاندار و همایون شهریار
شمارهٔ ۳۷ - در ذکر شکار جرگه سلطان محمود پس از بازگشت از جنگ : ای ز کار آمده و روی نهاده به شکار
شمارهٔ ۳۸ - در شکر گزاری از اسبی که سلطان محمود داده است : ای آنکه همی قصه من پرسی هموار
شمارهٔ ۳۹ - در مدح سلطان محمود بن ناصر الدین گوید : بخندد همی باغ چون روی دلبر
شمارهٔ ۴۰ - درمدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین و ذکر فتوحات او گوید : سال و ماه نیک و روز خرم و فرخ بهار
شمارهٔ ۴۱ - این قصیده مصنوعه را در مدح سلطان محمود گفته است : پار آن اثر مشک نبودهست پدیدار
شمارهٔ ۴۲ - در ذکر وفات سلطان محمود و رثاء آن پادشاه گوید : شهر غزنی نه همانست که من دیدم پار
شمارهٔ ۴۳ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمودبن ناصر الدین سبکتگین گوید : عشق خوشست ار مساعدت بود از یار
شمارهٔ ۴۴ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین گوید : ای زینهارخوار بدین روزگار
شمارهٔ ۴۵ - در عذر لاغری معشوق و توصیف لاغری و مدح امیر محمد بن محمود گوید : دل من لاغر کی دارد شاهد کردار
شمارهٔ ۴۶ - در مدح امیر ابو احمد محمدبن محمود غزنوی : دی ز لشکرگه آمد آن دلبر
شمارهٔ ۴۷ - در مدح میر ابواحمد محمدبن محمود بن ناصر الدین و وصف شکارگاه : چهار چیز گزین بود خسروان را کار
شمارهٔ ۴۸ - در تهنیت عید فطر و مدح امیر محمد بن محمود گوید : رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر
شمارهٔ ۴۹ - تجدید مطلع : ای دریغا دل من کان صنم سیمین بر
شمارهٔ ۵۰ - در وصف بهار و مدح ابواحمد محمدبن محمود بن سبکتگین : مرحبا ای بلخ بامی همره باد بهار
شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود غزنوی گوید : شبی گذاشته ام دوش خوش به روی نگار
شمارهٔ ۵۲ - در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمود غزنوی گوید : ای دل تو چه گویی که زمن یاد کند یار
شمارهٔ ۵۳ - در مدح امیر محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید : مرا چه وقت خزان و چه روزگار بهار
شمارهٔ ۵۴ - در صفت شکار جرگه میر ابواحمد محمدبن محمود گوید : با من امروز که بوده ست بدین دشت اندر
شمارهٔ ۵۵ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود گوید : نبود عاشقی امسال مر مرا در خور
شمارهٔ ۵۶ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید : ای از در دیدار پدید آی و پدید آر
شمارهٔ ۵۷ - در مدح امیر محمد فرزند سلطان محمود غزنوی گوید : ای سرا پای سرشته ز می و شیر وشکر
شمارهٔ ۵۸ - در مدح امیرابواحمد محمد بن محمود غزنوی گوید : ای دل نا شکیب مژده بیار
شمارهٔ ۵۹ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین سپاهسالار : دوش متواریک بوقت سحر
شمارهٔ ۶۰ - نیز در مدح امیر یوسف سپهسالار گوید : سروی گر سرو ماه دارد بر سر
شمارهٔ ۶۱ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف و تهنیت ولادت پسری از وی : مرا بپرسید از رنج راه و شغل سفر
شمارهٔ ۶۲ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپهسالار برادر سلطان محمود : خیز تا هر دو بنظاره شویم ای دلبر
شمارهٔ ۶۳ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپهسالار گوید : هر که را مهتریست اندر سر
شمارهٔ ۶۴ - درمدح عضدالدوله امیریوسف سپاهسالار برادر سلطان محمود : این هوای خوش و این دشت دلارام نگر
شمارهٔ ۶۵ - نیز در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپاهسالار برادر سلطان محمود گوید : همی نسیم گل آرد به باغ بوی بهار
شمارهٔ ۶۶ - در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین گوید : کاشکی کردمی از عشق حذر
شمارهٔ ۶۷ - در مدح امیر یوسف سپاهسالار : ای پسر! جنگ بنِه، بوسه بیار
شمارهٔ ۶۸ - در مدح سلطان مسعود ولیعهد سلطان محمود گوید : ترک مه روی من از خواب گران دارد سر
شمارهٔ ۶۹ - نیز درمدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید : مرا با عاشقی خوش بود هموار
شمارهٔ ۷۰ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گوید : بدین خرمی جهان، بدین تازگی بهار
شمارهٔ ۷۱ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید : ز بس پیچ و چین تاب و خم زلف دلبر
شمارهٔ ۷۲ - نیز در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید : ماه دو هفته من برد مه روزه بسر
شمارهٔ ۷۳ - در ستایش سلطان مسعود غزنوی گوید : بدین خرمی و خوشی روزگار
شمارهٔ ۷۴ - در مدح شمس الکفاة خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی : یکروز مانده باز زماه بزرگوار
شمارهٔ ۷۵ - نیز در مدح شمس الکفاة ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی وزیر گوید : تاخم می را بگشاد مه دوشین سر
شمارهٔ ۷۶ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی و وزارت یافتن او بعد از عزل ٦ ساله : ای ترک همی باز شود دل بسرکار
شمارهٔ ۷۷ - درمدح وزیر زاده جلیل ابوالفتح عبدالرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید : برفت یار من و من نژند و شیفته وار
شمارهٔ ۷۸ - در تهنیت عید فطر و مدح خواجه جلیل عبدالرزاق بن احمد بن حسن میمندی گوید : حدیث نوشدن مه شنیده ای به خبر
شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیر ایاز اویماق منظور و محبوب سلطان محمود گوید : غم نادیدن آن ماه دیدار
شمارهٔ ۸۰ - در مدح خواجه عمیدابوالحسن منصور گوید : شمار روزه همی برگرفت روزشمار
شمارهٔ ۸۱ - در مدح خواجه سید منصور بن حسن میمندی : ای دل ز تو بیزارم واز خصم نه بیزار
شمارهٔ ۸۲ - در وصفت بهار و مدح وزیر زاده ابوالحسن حجاج علی بن فضل بن احمد گوید : امسال تازه روی تر آمد همی بهار
شمارهٔ ۸۳ - در مدح عارض سپاه محمودی ابوبکر عمید الملک قهستانی : پشت من بشکست همچون پر شکن زلفین یار
شمارهٔ ۸۴ - در مدح خواجه ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری ندیم سلطان محمود : ای بالب پر خنده و با شیرین گفتار
شمارهٔ ۸۵ - در مدح ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری ندیم سلطان محمود : ماه فروردین از گنج گهر یافت مگر
شمارهٔ ۸۶ - در مدح ابوبکر عبدالله بن یوسف حصیری سیستانی ندیم سلطان محمود گوید : بردم این ماه به تسبیح و تراویح به سر
شمارهٔ ۸۷ - در صفت داغگاه امیر ابو المظفر فخر الدوله احمدبن محمد والی چغانیان : چون پرند نیلگون بر روی پوشد مرغزار
شمارهٔ ۸۸ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری عبدالله بن یوسف سیستانی ندیم گوید : چند روزست که از دوست مرا نیست خبر
شمارهٔ ۸۹ - در مدح خواجه ابوالمظفر گوید : دلم در جنبش آمد بار دیگر
شمارهٔ ۹۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر، عبدالله بن احمد بن لکشن گوید : دوش ناگاه بهنگام سحر
شمارهٔ ۹۱ - نیز در مدح خواجه ابوسهل دبیر، عبدلله بن احمد بن لکشن : بوستان سبز شد و مرغ در آمد به صفیر
شمارهٔ ۹۲ - در مدح خواجه عمید سید ابواحمد تمیمی گوید : آن کیست کاندر آمد بازی کنان ازین در
شمارهٔ ۹۳ - در مدح خواجه عمید اسعد کدخدای امیر ابوالمظفر والی چغانیان : بر گرفت از روی دریا ابر فروردین سفر
شمارهٔ ۹۴ - در وزارت یافتن وخلعت پوشیدن خواجه ابو علی حسنک وزیر گوید : نیک اختیار کرد خداوند ما وزیر
شمارهٔ ۹۵ - نیز در مدح خواجه ابو علی حسنک وزیر گوید : ای ترک دلفریب دل من نگاهدار
شمارهٔ ۹۶ - نیز در مدح سیدالکفاة خواجه ابوعلی حسنک وزیر گوید : باری ندانمت که چه خو داری ای پسر
شمارهٔ ۹۷ - نیز در مدح خواجه ابوعلی حسنک وزیر گوید : مهرگان امسال شغل روزه دارد پیش در
شمارهٔ ۹۸ - در مدح ابوبکر عمید الملک قهستانی عارض لشکر گوید : ای غالیه کشیده ترا دست روزگار
شمارهٔ ۹۹ - در مدح خواجه حسین بن علی گوید : دلم همی نشود بر فراق یار صبور
شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر گوید : کوس فرو کوفت ماه روزه بیکبار
شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف برادر سلطان محمود : یاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز
شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح شمس الکفاة خواجه احمدبن حسن میمندی : سرو ساقی وماه رود نواز
شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود غزنوی : آشتی کردم با دوست پس از جنگ دراز
شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح سلطان محمود و ذکر مراجعت او از رزم و فتح قلعهٔ هزار اسب : برکش ای تُرک و به یک سو فکن این جامهٔ جنگ
شمارهٔ ۱۰۵ - در ذکر شکارگاه و شکار کردن سلطان محمود غزنوی گوید : خدایگان جهان خسرو بزرگ اورنگ
شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح سلطان محمدبن سلطان محمود گوید : مرا سلامت روی تو باد ای سرهنگ
شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح محمد بن محمود بن ناصر الدین گوید : چه فسون ساختند و باز چه رنگ
شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین گوید : همی بنفشه دمد گرد روی آن سرهنگ
شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گوید : تا گرفتم صنما وصل تو فرخنده به فال
شمارهٔ ۱۱۰ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف برادر سلطان محمود : همیشه گفتمی اندر جهان به حسن و جمال
شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف بن ناصر الدین گوید : عشق نو و یار نوو نوروز و سر سال
شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح امیر فخر الدوله ابوالمظفر احمدبن محمد والی چغانیان : تا خزان تاختن آورد سوی باد شمال
شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین : بگذرانیدی سپاه از رود هایی کز قیاس
شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح امیرابواحمد محمد بن سلطان محمود : مجلس بساز ای بهار پدرام
شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح سلطان محمد بن محمود غزنوی : دوش تا اول سپیده بام
شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غازی غزنوی : عید عرب گشادبه فرخندگی علم
شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف سپاهسالار گوید : گل بخندید و باغ شد پدرام
شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف برادر سلطان محمود : همی روم سوی معشوق با بهار بهم
شمارهٔ ۱۱۹ - در مدح سلطان محمود غزنوی و تقاضا گوید : ای شهی کز همه شاهان چو همی در نگرم
شمارهٔ ۱۲۰ - در مدح میر ابو یعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین : روز خوش گشت و هوا صافی وگیتی خرم
شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح عضدالدوله امیر یوسف سپاهسالار گوید : ای ز سیمینه فکنده در بلورینه مدام
شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح سلطان ابو سعید مسعود بن محمود غزنوی : جشن سده و سال نو و ماه محرم
شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی گوید : بنفشه زلف من آن سرو قد سیم اندام
شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح خواجه ابو سهل عراقی گوید : کی نشینیم نگارا من و تو هر دوبهم
شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح خواجه ابواحمد تمیمی گوید : بفزوده ست بر من خطر قیمت سیم
شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح خواجه سید ابوالطیب بن طاهر : بار بربست مه روزه و برکند خیَم
شمارهٔ ۱۲۷ - در مدح خواجه ابوسهل عبدالله بن احمد بن لکشن دبیر گوید : بر بناگوش تو ای پاکتر از در یتیم
شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین گوید : خداوند ما شاه کشورسِتان
شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح یمین الدولة و امین الملة محمود بن ناصرالدین : بزرگی و شرف و قدر و جاه و بخت جوان
شمارهٔ ۱۳۰ - درمدح یمین الدوله ابوالقاسم محمود بن ناصر الدین گوید : بنفشه زلف من آن آفتاب ترکستان
شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح سلطان محمود سبکتگین گوید : چه روز افزون و عالی دولتست این دولت سلطان
شمارهٔ ۱۳۲ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوید : ای شهریار بیقرین ، ای پادشاه پاک دین
شمارهٔ ۱۳۳ - در تهنیت عید و مدح سلطان محمودغزنوی : عید فرخ باد بر شاه جهان
شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین : بگشاد مهرگان در اقبال بر جهان
شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح سلطان محمود غزنوی : جاودان شاد باد شاه جهان
شمارهٔ ۱۳۶ - در حسب و حال و رنجش خاطر سلطان و طلب عفو گوید : ای ندیمان شهریار جهان
شمارهٔ ۱۳۷ - در مدح سلطان محمد بن محمود غزنوی : سوسن داری شکفته برمه روشن
شمارهٔ ۱۳۸ - نیز در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید : گفتم مرا سه بوسه ده ای شمسه بتان
شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح محمد بن محمود بن ناصرالدین : هم از سعادت و اقبال بود و بخت جوان
شمارهٔ ۱۴۰ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود بن ناصر الدین : سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان
شمارهٔ ۱۴۱ - نیز در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود غزنوی : نتوان کردازین بیش صبوری نتوان
شمارهٔ ۱۴۲ - نیز در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید : همی کند به گل سرخ بر بنفشه کمین
شمارهٔ ۱۴۳ - درمدح عضدالدوله امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین : ای نیمشب گریخته ز رضوان
شمارهٔ ۱۴۴ - در حسب حال و ملال خاطر امیر یوسف و سه سال مهجور ماندن از خدمت او و شفاعت امیر محمد گوید : خوشا بهاران کز خرمی و بخت جوان
شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین غزنوی : مکن ای دوست به ما بد نتوان کرد چنین
شمارهٔ ۱۴۶ - در مدح عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین : جشن فریدون خجسته باد و همایون
شمارهٔ ۱۴۷ - نیز در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین : آن کمر باز کن بتا ز میان
شمارهٔ ۱۴۸ - در مدح عضد الدوله امیر ابو یعقوب یوسف سپهسالار گوید : دی چو دیوانه بر آشفت و به زه کرد کمان
شمارهٔ ۱۴۹ - در مدح امیرابویعقوب یوسف برادر سلطان محمود گوید : همه گره گره است آن دو زلف چین بر چین
شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین : ای روی نکو! روی سوی من کن و بنشین
شمارهٔ ۱۵۱ - نیز در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین گوید : تا پرنیان سبز بورن کرد بوستان
شمارهٔ ۱۵۲ - در صفت خزان و مدح امیر ابوالمظفرنصر بن سبکتگین برادر سلطان محمود گوید : چو زر شدند رزان، از چه؟ از نهیب خزان
شمارهٔ ۱۵۳ - در تقاضای معاودت سلطان مسعود از اصفهان به غزنین پس از فوت محمود : ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح سلطان مسعود و فتوحات او و کشتن او شیر را : بدان خوشی و بدان نیکویی لب و دندان
شمارهٔ ۱۵۵ - در وزارت یافتن خواجه احمد بن حسن میمندی بعد از عزل شش ساله : میغ بگشاد و دگرباره بیفروخت جهان
شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح شمس الکفاة خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی : مکن ای ترک مکن قدر چنین روز بدان
شمارهٔ ۱۵۷ - در مدح شمس الکفات خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی : آمد آن نو بهار توبهشکن
شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی وزیر گوید : نگار من آن لعبت سیمتن
شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح شمس الکفات احمد بن الحسن میمندی : گفتم گلست یا سمنست آن رخ و ذقن
شمارهٔ ۱۶۰ - در مدح خواجه ابوالفتح فرزند وزیرگوید : سیه زلف آن سرو سیمین من
شمارهٔ ۱۶۱ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر وزیرامیر یوسف : اندر آمد به باغ باد خزان
شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح خواجه ابوالحسن حجاج، علی بن فضل بن احمد گوید : بت من آن به دو رخ چون شکفته لاله ستان
شمارهٔ ۱۶۳ - در مدح خواجه ابوالحسن حجاج علی بن فضل بن احمد گوید : پیچان درختی نام او نارون
شمارهٔ ۱۶۴ - در مدح عمیدالملک خواجه ابوبکر علی بن حسن قهستانی عارض سپاه : دی به سلام آمد نزدیک من
شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود گوید : چند ازین تنگدلی ای صنم تنگ دهان
شمارهٔ ۱۶۶ - نیز در مدح خواجه فاضل ابوبکر حصیری ندیم سلطان گوید : ای پسر نیز مرا سنگدل و تند مخوان
شمارهٔ ۱۶۷ - نیز درمدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم گوید : من پار دلی داشتم بسامان
شمارهٔ ۱۶۸ - در مدح خواجه عمید المک ابوبکرقهستانی عارض لشکر : بوستانیست روی کودک من
شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح خواجه ابو سهل دبیر، عبدالله بن احمد بن لکشن وزیر ابویعقوب عضدالدوله یوسف بن سبکتگین : باغ پر گل شد و صحرا همه پر سوسن
شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح ابو منصور دواتی قراتکین حاکم غرجستان : مرا دلیست که از چشم بد رسیده به جان
شمارهٔ ۱۷۱ - درمدح فخر الدوله ابو المظفر احمد بن محمد والی چغانیان و توصیف شعر گوید : با کاروان حله برفتم ز سیستان
شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح خواجه ابو علی حسنک وزیر : ای عهد من شکسته بدان زلف پر شکن
شمارهٔ ۱۷۳ - در ذکر مسافرت از سیستان به بست و مدح خواجه منصور بن حسن میمندی : چون بسیج راه کردم سوی بست از سیستان
شمارهٔ ۱۷۴ - در توصیف شکار سلطان گوید : اندر این هفته شکاری کرد کز اخبار آن
شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح ملک زاده مسعود بن محمود بن سبکتگین : ای خانه مبارک و باغ بآفرین
شمارهٔ ۱۷۶ - در دعای سلطان و تقاضای ملازمت سفر گوید : ای بر گذشته از ملکان پایگاه تو
شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح خواجه ابوسهل احمد بن حسن حمدوی گوید : سروی شنیده ای که بود ماه بار او ؟
شمارهٔ ۱۷۸ - در تهنیت عید و مدح سلطان محمود غزنوی : ز بهر تهنیت عید بامداد پگاه
شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح سلطان محمود بن سبکتگین غزنوی : با من به شابهار به سر برد چاشتگاه
شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی : به فرخی و به شادی و شاهی ایران شاه
شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح سلطان محمود بن ناصر الدین غزنوی : هر که خواهنده دین باشد و جوینده راه
شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح امیر ابو یعقوب عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین : زلف مشکین تو زان عارض تابنده چو ماه
شمارهٔ ۱۸۳ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمودبن ناصر الدین : عروس ماه نیسان را جهان سازد همی حجله
شمارهٔ ۱۸۴ - نیز در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمد غزنوی : بامدادان پگاه آمد با روی چو ماه
شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین : عید خوبان سرای آمد و خورشید سپاه
شمارهٔ ۱۸۶ - نیز در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین : از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
شمارهٔ ۱۸۷ - در مدح خواجه ابوالقاسم احمد بن حسین میمندی : زمانه رغم مرا ای به رخ ستیزه ماه
شمارهٔ ۱۸۸ - در مدح خواجه ابوالحسن علی بن فضل بن احمد معروف به حجاج : به جان تو که نیارم تمام کرد نگاه
شمارهٔ ۱۸۹ - در مدح خواجه بزرگ و عذر تفصیر خدمت : ای رسانیده مرا حشمت و جاه تو به جاه
شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود گوید : آن سمن عارض من کرد بناگوش سیاه
شمارهٔ ۱۹۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی : ای صورت بهشتی در صدره بهایی
شمارهٔ ۱۹۲ - در لغز آتش سده و مدح سلطان محمود گوید : یکی گوهری چون گل بوستانی
شمارهٔ ۱۹۳ - در تحریض به حرکت هندو تسخیر کشمیر گوید : هنگام گلست ای به دو رخ چون گل خود روی
شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوید : مهرگان آمد و سیمرغ بجنبید از جای
شمارهٔ ۱۹۵ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود : ای دوست به صدگونه بگردی به زمانی
شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ابو احمد محمدبن محمودبن ناصر الدین : به من باز گرد ای چو جان و جوانی
شمارهٔ ۱۹۷ - در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمود غزنوی : همی سراید چنگ آن نگار چنگسرای
شمارهٔ ۱۹۸ - در مدح محمد بن محمود غزنوی گوید : دل من همی جست پیوسته یاری
شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود گوید : ای باد بهاری خبر از یار چه داری؟
شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود غزنوی : دل من خواهی و اندوه دل من نبری
شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح امیر محمد و تهنیت ولادت پسر وی گوید : گر مرا از تو به سه بوسه نباشد نظری
شمارهٔ ۲۰۲ - در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید : ای اَبر بهمنی که به چشم من اندری
شمارهٔ ۲۰۳ - در مدح امیر محمد ولیعهد سلطان محمود : دلم مهربان گشت بر مهربانی
شمارهٔ ۲۰۴ - در مدح محمدبن محمودبن ناصرالدین گوید : مرا دلیست گروگان عشق چندین جای
شمارهٔ ۲۰۵ - در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین : دوش همه شب همی گریست به زاری
شمارهٔ ۲۰۶ - در تهنیت مهرگان و مدح عضد الدوله امیر یوسف : مهرگان رسم عجم داشت به پای
شمارهٔ ۲۰۷ - در بهبود یافتن امیر یوسف از مرض و مدح اوگوید : هزار منت بر ما فریضه کرد خدای
شمارهٔ ۲۰۸ - در توصیف باغ امیر یوسف سپهسالار گوید : باغیست دلفروز و سراییست دلگشای
شمارهٔ ۲۰۹ - در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین سپاهسالار : ای ترک دگر خیره غم روزه نداری
شمارهٔ ۲۱۰ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید : خوشا عاشقی خاصه وقت جوانی
شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی گوید : دل من همی داد گفتی گوایی
شمارهٔ ۲۱۲ - در مدح خواجه عمید حامد بن محمدالمهتدی گوید : تا دل من ز دست من بستدی
شمارهٔ ۲۱۳ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود گوید : زنخدانی چون سیم وبراو از شبه خالی
شمارهٔ ۲۱۴ - در مدح خواجه ابوسهل احمدبن حسن حمدوی گوید : ای پسر هیچ ندانم که چگونه پسری
شمارهٔ ۲۱۵ - نیز در مدح خواجه ابوسهل حمدوی گوید : ای قصد تو به دیدن ایوان کسروی
شمارهٔ ۲۱۶ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود غزنوی گوید : چون موی میان داری، چون کوه کمر داری