برگردان به زبان ساده
گفتم گلست یا سمنست آن رخ و ذقن
گفتا یکی شکفته گلست و یکی سمن
هوش مصنوعی: از من پرسیدند آیا چهرهات شبیه گل است یا کندرهات مانند سمن؟ پاسخ داد که یکی از آنها شکفته و زیباست و دیگری نیز به خاطر لطافتش قابل مقایسه است.
گفتم در آن دو زلف شکن بیش یا گره
گفتایکی همه گره است و یکی شکن
هوش مصنوعی: گفتم که در آن دو زلف پیچیده و نرم، کدامیک بیشتر شبیه گره است یا نرمش؟ او جواب داد که یکی همه گره است و دیگری همه نرمش.
گفتم چه چیز باشد زلفت در آن رخت
گفتا یکی پرند سیاه و یکی پرن
هوش مصنوعی: از من پرسیدند زلف تو چه چیزی را به یاد میآورد؟ در پاسخ گفت: یکی پرند سیاه و دیگری پرنیان.
گفتم دو زلف تو چه فشانند بر دورخ
گفتا یکی به تنگ عبیر و یکی به من
هوش مصنوعی: گفتم چه زیبایی در زلفهای تو وجود دارد که بر چهرهات میتابد، او گفت یکی از آنها بوی عطر را به خود جذب کرده و دیگری به من نزدیک است.
گفتم زمن چه بردند آن نرگس دو چشم
گفتا یکی قرار تو برد ویکی وسن
هوش مصنوعی: گفتم از من چه گرفتند آن چشمان زیبا، پاسخ داد که یکی آرامش تو را گرفت و دیگری نیز عشق و اشتیاق را.
گفتم تن من و دل من چیست مر ترا
گفتا یکی میان منست و یکی دهن
هوش مصنوعی: گفتم که بدن و دل من چه ارتباطی با تو دارد؟ او پاسخ داد که یکی از آنها من هستم و دیگری تنها وسیلهای برای بیان من است.
گفتم بلای من همه زین دیده و دلست
گفتا یکی از این دو بسوز و یکی بکن
هوش مصنوعی: گفتم که همه مشکلات من از این چشم و دل من است. او پاسخ داد که یکی از این دو را بسوزان و دیگری را تغییر بده.
گفتم مراد و بوسه فروش و بها بخوان
گفتا یکی به جان بخر از من یکی به تن
هوش مصنوعی: گفتم معنی دلخواه و ارزش و بوسه را بگو، او گفت: یکی را با جان بخر و دیگری را با تن.
گفتم که جان طلب کنی از من به بوسه ای
گفتا یکی همی ز تو باشد یکی زمن
هوش مصنوعی: گفتم که از من عشق و جان بخواهی با یک بوسه، او پاسخ داد که یک بوسه از تو میخواهم و یک بوسه هم از خودم.
گفتم دو چیز چیست ز روی تو خوبتر
گفتا یکی سخاوت صاحب یکی سخن
هوش مصنوعی: پرسیدم چه چیزی از چهرهی تو زیباتر است؟ پاسخ داد: یکی سخاوتِ صاحبش و دیگری سخن.
گفتم که نام صاحب و نام پدرش چیست
گفتا یکی خجسته پی احمد یکی حسن
هوش مصنوعی: از او پرسیدم که نام صاحب و پدرش چیست. او پاسخ داد که یکی نام خوشبخت احمد است و دیگری حسن.
گفتم رضا و خدمت صاحب چه کم کند
گفتا یکی نیاز ولی و یکی محن
هوش مصنوعی: گفتم که آیا رضایت و خدمت کردن به صاحبمنصبان چه کمکی به او میکند؟ او گفت که این کار دو چیز لازم دارد؛ یکی نیاز و خواسته، و دیگری گرفتاری و درد.
گفتم دو دست خواجه چه چیزست جود را
گفتا یکی خجسته مکان و یکی وطن
هوش مصنوعی: گفتم خواجه دو دست تو چه چیزی از سخاوت را نشان میدهد؟ او پاسخ داد که یکی مکان خوشیمنی است و دیگری وطن.
گفتم دو گونه طوق به هر گردن افکند
گفتا یکی ز شکر فکند و یکی ز من
هوش مصنوعی: گفتم دو نوع زنجیر بر گردن میگذارند، او پاسخ داد یکی از شکر ساخته شده و دیگری از وجود من.
گفتم دلش چه دارد وعقلش چه پرورد
گفتا یکی مودت دین و یکی سنن
هوش مصنوعی: گفتم دلش چه احساسی دارد و عقلش چه میپروراند، گفت: یکی محبت به دین و دیگری پیروی از سنتها.
گفتم چه پیشه دارد مهر و هوای او
گفتا یکی ملال زداید یکی حزن
هوش مصنوعی: گفتم: مهر و عشق او چه تاثیری دارد؟ گفت: یکی از دلخوشیها را از دل میبرد و یکی از اندوهها را.
گفتم چه چیز یابد ازو ناصح و عدو
گفتا یکی نوازش و خلعت یکی کفن
هوش مصنوعی: گفتم ناصح و دشمن چه چیز از او به دست میآورند، او پاسخ داد: یکی نوازش و هدیه، و دیگری کفن.
گفتم موافقانرا مهرو هواش چیست
گفتا یکی سلیح تمام و یکی مجن
هوش مصنوعی: گفتم دوستدارانش چه احساسی دارند، پاسخ داد که یکی محبت تمام و دیگری دیوانگی است.
گفتم که گر دو تیر گشاید سوی چگل
گفتا یکی چگل بستاند یکی ختن
هوش مصنوعی: گفتم اگر دو تیر به سمت چگل پرتاب شود، او پاسخ داد که یکی از تیرها چگل را خواهد برد و دیگری به ختن میرسد.
گفتم که گر دو نامه فرستد سوی عمان
گفتا یکی عمان بستاندیک عدن
هوش مصنوعی: گفتم اگر دو نامه به عمان بفرستی، پاسخ داد یکی برای عمان خواهد بود و دیگری برای عدن.
گفتم چه باد حاسد او وان دگر چه باد
گفتا یکی به مادر غمگین یکی به زن
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی میپرسد که چرا برخی افراد حسادت میکنند. پاسخی که میگیرد میگوید یکی از آنها به خاطر غم مادرش ناراحت است و دیگری به خاطر زن خود. در واقع، این پاسخ نشاندهنده این است که هر کس گرفتاریها و مشکلات خود را دارد و ممکن است به خاطر آنها دچار حسرت یا حسد شود.