برگردان به زبان ساده
ای پسر! جنگ بنِه، بوسه بیار
این همه جنگ و دُرُشتی به چه کار؟!
هوش مصنوعی: ای پسر! به جای جنگ و درگیری، عشق و محبت را بیاور. این همه خصومت و سختگیری به چه دردی میخورد؟
جنگ یکسو نِه و دلشاد بِزی
خویشتن را و مرا رَنجه مَدار
هوش مصنوعی: جنگ به پایان نرسیده و دلشاد کن خودت را و مرا اذیت نکن.
هر دو روزی، سخنی پیش مگیر
هر زمان، تازه خویی پیش میار
هوش مصنوعی: به هر دو روز یک حرف تکراری نزن و همواره با رفتار جدید و متفاوتی خودت را معرفی کن.
دل -نگارا!- ز جفا سیر شود
بس عزیزا که از این، گردد خوار
هوش مصنوعی: دل عزیز من، از بیوفایی و ظلم خسته میشود. ای عزیز، این بیوفایی باعث میشود که او به ذلت و خواری بیفتد.
نه من ای دوست ترا دیدم و بس،
من به بند آمده ام چندین بار
هوش مصنوعی: من فقط تو را دیدم و هیچ چیز دیگری برایم مهم نبود، به همین خاطر بارها به اینجا آمدهام.
چو من -ای دوست- تو را دارم دوست،
تو حقِ دوستیِ من بِگُزار
هوش مصنوعی: اگر من تو را دوست دارم، ای دوست، تو هم باید حق دوستی من را رعایت کنی.
یارَکی یافتهای درخورِ خویش
جهدِ آن کن که نکو داری یار
هوش مصنوعی: دوست خوب و مناسب خود را پیدا کن و سعی کن به درستی او را نگهداری کنی.
تو چو من یار نیابی بهجهان
من چو تو یابم، هر روز، هزار
هوش مصنوعی: اگر تو مانند من یاری نیابی، من هم در این دنیا همچون تو هر روز هزار بار یار پیدا میکنم.
من اگر خواهم، از بخششِ میر
کودکانی خَرَمی همچو نگار
هوش مصنوعی: اگر بخواهم، از بخشش تو میتوانم بچههایی با شادی و زیبایی مانند تصویر تو بسازم.
میر یوسف، پسرِ ناصرِ دین
لشکرآرایِ شَهِ شیرشکار
هوش مصنوعی: یوسف، پسر ناصر، فرماندهای از سپاه شاه، همچون شکارچی ماهر در میدان نبرد دیده میشود.
آن نکوطَلعَت و فرخندهامیر
آن بهآیین و پسندیدهسوار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک فرد خوش سیما و نیکوکار میپردازد که دارای مقام و ویژگیهای مثبت است و به هنر و آداب سوارکاری آشناست. این فرد نه تنها از نظر ظاهری زیباست بلکه دارای خلق و خویی پسندیده و شایسته نیز میباشد.
آن سرافراز و گرانمایههنر
آن گرانمایهٔ پُرمایهتبار
هوش مصنوعی: شخصی که از نظر هنری بسیار باارزش و برجسته است، از خانوادهای اصیل و بزرگ نیز آمده است.
جنگها کرده فراوان و به جنگ
از بداندیش، برآورده دَمار
هوش مصنوعی: او در جنگهای زیاد شرکت کرده و به خاطر بداندیشیهایی که وجود دارد، رنج و آسیب زیادی به وجود آورده است.
مَردِ جنگ است چو پیش آید جنگ
مردِ کار است چو پیش آید کار
هوش مصنوعی: مرد در شرایط جنگ، سرباز است و در زمان کار، باید به فعالیت و تلاش بپردازد.
روز جنگ و ش۰غَب از شادیِ جنگ
برفروزد دو رخان چون گلنار
هوش مصنوعی: در روز جنگ و هیاهو، چهرههای دو مرد مانند گلهای سرخ از شادی میدرخشد.
به چنین روز به گوشش غوِ کوس
زَ ارغنون خوشتر و از موسیقار
هوش مصنوعی: در این روز، صدای زیبای ساز و طنین آن به گوشش میرسد، سازندهای که آهنگش از همه دلنشینتر است.
همه دم، جنگ است اندیشهٔ او
گرچه خفتهاست و اگرچه بیدار
هوش مصنوعی: ذهن او هر لحظه در حال جنگ و تلاش است، حتی اگر در خواب باشد یا بیدار.
نَبَرَد حمله بههنگام نبرد
جز بر آن سو که مبارز بسیار
هوش مصنوعی: در جنگ، تنها زمانی که به موقع و با آمادگی کامل حمله کنی، میتوانی به پیروزی دست یابی.
هر مبارز که بر او رویْ نهاد
خورْد بر جانِ گرامی زنهار
هوش مصنوعی: هر جنگجویی که به میدان بیاید، باید بر جان خود توجه کند و از خطرات پیشرو دوری کند.
تیغش از کوهی، دو کوه کُنَد
چون خدنگش ز چِناری، دو چنار
هوش مصنوعی: تیغ او مانند یک کوه است که دو کوه را برش میزند، همانطور که تیر او از چنار دو چنار را میتواند از هم جدا کند.
هیچ تیری نزد او بر تنِ خصم
که نه از پشت برون شد سوفار
هوش مصنوعی: هیچ تیری نیست که به تن دشمن اصابت کند، مگر اینکه از پشت او خارج شده باشد.
تیر او گرچه سبکسنگ بود
کنگره بفکند از برجِ حصار
هوش مصنوعی: تیغ هرچند سبک و کم وزن باشد، اما میتواند از دژ و دیوار قلعه، آسیب بزند و آن را خراب کند.
غیرِ محمود که داند کردن
نره شیری بهخدنگی اِشکار؟
هوش مصنوعی: جز محمود، کسی نمیداند که نره شیر را به چه شکلی میتوان به شیوهای نمایان تربیت کرد.
بگسَلاند سرِ شیر از تنِ شیر
هم بدانسان، که کسی میوه ز دار
هوش مصنوعی: بدان گونه که کسی میوهی درخت را از آن جدا میکند، سر شیر را از تن شیر جدا کن.
لشکری را که چون او پشت بُوَد
از همه خلق نباشد تیمار
هوش مصنوعی: لشکری که چنین سربازانی دارد، هیچگاه نیاز به مراقبت از دیگران نخواهد داشت.
در جوانمردی، جاییاست که نیست
وَهم را از برِ او جایِ گذار
هوش مصنوعی: در جوانمردی، فضایی وجود دارد که در آن ترس و خیال جایی ندارند.
هیچ شب نیست که از مجلسِ او
نَبَرَد زایرِ او زر بهکنار
هوش مصنوعی: هیچ شبی نیست که زائران او با خلوص و نیت پاک از جلسهاش غافل بمانند و گنجی از محبت و معرفت به دست نیاورند.
از پسِ سلطان، امروز جز او
که دهد بخشش پانصد دینار؟
هوش مصنوعی: جز او که امروز به سلطان بخشش پانصد دینار کند، کسی دیگر نیست.
لاجرم بر درِ او چون مَلِکان
چاکرانند به مِلک و به یسار
هوش مصنوعی: به ناچار در مقابل او مانند خدمتکاران درباریان هستند، که به پادشاه و در کنار او خدمت میکنند.
شادمان باد و به همّت بِرَساد!
آن نکوعادتِ نیکوکردار
هوش مصنوعی: شما شاد باشید و به خاطر خوب بودن عادتهایتان مورد ستایش قرار گیرید.
از دلِ شاهِ جهان نیرومند
وز تن و جان به جهان برخوردار
هوش مصنوعی: از دل پادشاه قدرتمند جهان و از جسم و روح او، برخورداری و زندگی به جهان منتقل میشود.
لهو را با دلِ او بادْ سکون
بخت را بر درِ او بادْ قرار
هوش مصنوعی: سرگرمی او باعث آرامش دلش است و خوشبختی در در خانهاش قرار دارد.
تا بر آیینِ بزرگانِ عجم
بزم سازد به خزان و به بهار
هوش مصنوعی: تا زمانی که در فرهنگ بزرگمردان عجم (ایرانیان باستان) جشنی برپا میشود، هم در پاییز و هم در بهار.
همچنین مهر به شادی و طرب
بگذارد صد دیگر بشمار
هوش مصنوعی: عشق و شادی همچنان ادامه دارد و در کنار آن هزاران لحظه خوش دیگر نیز به شمار میآید.