برگردان به زبان ساده
آمد آن نو بهار توبهشکن
بازگشتی بکرد توبهٔ من
هوش مصنوعی: بهار تازهای فرا رسیده و من دوباره به اشتباهاتم اعتراف کردهام و از توبهام دست کشیدهام.
دوش تا یار عرضه کرد همی
بر من آن عارض چو تازه سمن
هوش مصنوعی: دیروز یار زیباییهای خود را با من در میان گذاشت و آن چهرهاش همچون گلی تازه و خوشبو بود.
گفت وقت گل است باده بخواه
زآن سمن عارضین سیمین تن
هوش مصنوعی: زمان گلچینی است، پس از شراب بخواهید و از آن ساقههای زیبا و تنهای نقرهای لذت ببرید.
بشکند توبهٔ مرا ترسم
چه توان کرد گو برو بشکن
هوش مصنوعی: اگر توبهام بشکند، نگرانم که چه عواقبی در انتظارم خواهد بود. شخصی که میگوید برو و توبهام را بشکن، در واقع به راحتی از این موضوع عبور میکند.
توبه را دست و پای سست کند
لالهٔ سرخ و بادهٔ روشن
هوش مصنوعی: توبه میتواند باعث ناتوانی و ضعف در عشق و لذتهای زندگی شود، مانند گل سرخ و شراب روشن که زیبایی و شادابی را نشان میدهند.
خاصه اکنون که باز خواهد کرد
سوسن و گل به باغ چشم دهن
هوش مصنوعی: بهویژه اکنون که سوسن و گل در باغ چشم دوباره شکوفا خواهند شد.
باد هر ساعت از شکوفه کند
پر درمهای نیمکاره چمن
هوش مصنوعی: باد هر لحظه شکوفهها را از درختان چمن میکَند و در اطراف میپراکند.
باغ بتخانه گشت و گلبن بت
بادهخواران گلپرست شمن
هوش مصنوعی: باغی که روزگاری سبز و شاداب بود، اکنون تبدیل به مکان پرستش بتها شده است و درختان گلهای زیبایی دارند که مورد توجه حال و هوای مینوشان قرار گرفتهاند.
هر درختی چو نوشلب صنمیست
بر زمین اندرون کشان دامن
هوش مصنوعی: هر درختی همچون دلبر زیبایی است که دامن خود را بر زمین میکشاند.
نبرد دل مرا همی فرمان
دل چو خر، شد ز دست و برد رسن
هوش مصنوعی: دل من در جنگ و جدال است و فرمان آن مانند فرماندهی یک خر است؛ به این ترتیب، من از کنترل خارج شده و دستم را از بند رها کردهام.
ای دل سوخته به آتش عشق
مر مرا باز در بلا مفکن
هوش مصنوعی: ای دل سوزان، به خاطر آتش عشق، مرا دوباره در درد و رنج نیفکن.
سخنان بهار یاد مگیر
آتش اندر من ضعیف مزن
هوش مصنوعی: به یادداشتهای بهار توجه نکن و اجازه نده که آتش نهفته در وجودم بیشتر شعلهور شود.
جهد آن کن که مر مرا نکنی
پیش صاحب به کامهٔ دشمن
هوش مصنوعی: تمام تلاش خود را بکن که به خواستههای دشمن به پای من ننشینی و مرا در مقابل صاحب خود خوار نکنی.
صاحب سید آفتاب کفات
خواجه بوالقاسم احمد بن حسن
هوش مصنوعی: این بیت به فردی اشاره دارد که به عنوان یک شخصیت برجسته و صاحبنام شناخته میشود، به ویژه در میان اهل دانش و ادب. او به عنوان یکی از شخصیتهای مهم و تأثیرگذار در عرصه علم و فرهنگ، مورد احترام است.
آنکه تدبیر او سواری کرد
بر جهان تجارهٔ توسن
هوش مصنوعی: کسی که با درایت و صبر خود، بر تمام دنیا تسلط یافته و در آن همچون سوارکاری ماهر عمل کرده است.
وهم او بر مثال آهن بود
دشمنش کوه و دولتش کهکن
هوش مصنوعی: وهم او مانند آهن بود، در حالی که دشمنش مانند کوهی بزرگ و محکم بود و قدرتش احساس میشد.
دشمنان چو کوه را بفکند
بفکند کوه سخت را آهن
هوش مصنوعی: دشمنان زمانی که کوه را سرنگون کنند، دیگر چه چیزی میتواند سنگین و سخت را از بین ببرد؟
دوستان را به تختگاه فکن
دشمنان را به ژرف چاه فکن
هوش مصنوعی: دوستان را در بالاترین مقام قرار بده و دشمنان را در سختی و عذاب بینداز.
چاه کند و گمان ببرد عدو
کاندر آن چاه باشدش مسکن
هوش مصنوعی: دشمن در فکر خود میپندارد که در چاهی که حفر کرده، حتماً جایگاه و مسکنی برای او وجود دارد.
شب بدخواه را عقوبت زاد
شب شنودم که باشد آبستن
هوش مصنوعی: در شبهای تاریک و بدخواه، عواقب و مشکلاتی به وجود میآید که در دل خود، زایش و تولدی را انتظار میکشد. به بیان دیگر، هر تاریکی، به نوعی نویددهندهی روشنی و شروعی دوباره است.
ایزد این شغلها کفایت کرد
خواجه ناگفته آن چگونه سخن
هوش مصنوعی: خداوند به این کارها بینیاز است؛ اما آن چه خواجه در دل دارد، خود نمیتواند بیان کند.
دشمنان این ز خویشتن دیدند
خواجه از صنع ایزد ذوالمن
هوش مصنوعی: دشمنان با دیدهداستانی، خواجه را در آثار خداوند بزرگ مشاهده کردند.
لاجرم دشمنان به زندانند
خواجه شادان به طارم و گلشن
هوش مصنوعی: بنابراین، دشمنان در زندان به سر میبرند و خواجه در خوشی و لذت در باغ و گلزار است.
بودنیها همه ببود و نبود
آنچه بردند بدسکالان ظن
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که وجود دارند، فانی و زوال پذیر هستند و آنچه که بدسکالان به اشتباه برداشت کردهاند، فقط خیال و گمان است.
بد به بدخواه بازگشت و نکرد
سود چندان هزار حیلت و فن
هوش مصنوعی: بد خواهی که به دیگران آسیب میرساند، در نهایت به خودش برمیگردد و هیچ فایدهای از هزاران حقه و ترفندش نمیبرد.
همچنین باد کار او و مدام
نرم کرده زمانه را گردن
هوش مصنوعی: باد به آرامی و به طور مداوم بر رفتار او تأثیر گذاشته و زمانه را به نرمخویی و انفعال واداشته است.
در سرایش همیشه شادی و سور
در سرای مخالفان شیون
هوش مصنوعی: در شعر، شادی و جشن همواره در دل کسانی است که به خوبیها و خوشیها اهمیت میدهند، در حالی که در خانه مخالفان، تنها صدای ناله و غم به گوش میرسد.
نعمت و دولت وسعادت را
مجلس و خاندان خواجه وطن
هوش مصنوعی: خوشی و خوشبختی و ثروت در جمع و خانوادهی افراد بزرگ و محترم به دست میآید.
دو رده سرو پیش او بر پای
بار آن سروها گل و سوسن
هوش مصنوعی: دو ردیف درخت سروی در برابر او ایستادهاند و زیر سایه آن درختان، گلها و سوسنها روییدهاند.
گرهی را نهالها ز چگل
گرهی را نهالها زختن
هوش مصنوعی: درختان از ریشههای خود، به هم پیوستهاند و به یکدیگر وابستهاند.
زین خجسته بهار یافته داد
همچو زر هر کسی به هر معدن
هوش مصنوعی: این بهار خوشیمن، همچون طلا، برکت و نعمت را به هر کسی در هر جایی میدهد.
هر کجا او بود سلامت و امن
هر کجا دشمنش بلا و محن
هوش مصنوعی: هر جا که او حضور داشته باشد، آرامش و ایمنی برقرار است و هر جا که دشمن او باشد، مشکلات و سختیها به وجود میآید.