بخش سوم
بلند اقبال
»
دیوان اشعار
»
مثنویات
»
بخش سوم
بخش ۱ - لک الحمد یا ذالعلا والکرم : لک الحمد یا ذالعلا والکرم
بخش ۲ - در نعت نبی اکرم صلوات الله علیه : هزارن درودوهزاران سلام
بخش ۳ - درمدح مولای متقیان علی علیه السلام : صفات خدائی همه باعلی است
بخش ۴ - مناجات : کریما غفورا تو دانی که ما
بخش ۵ - مرحبا ای ساقی فرخنده پی : مرحبا ای ساقی فرخنده پی
بخش ۶ - توسل به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) : اگر که هیچ به دوران نه طاعت است مرا
بخش ۷ - مناجات : الهی سزاوار ناریم ما
بخش ۸ - درشرح حال خودگوید : اسیر دل کسی چون من مبادا
بخش ۹ - غزل مثنوی : یا خجسته قاصد ای باد صبا
بخش ۱۰ - مناجات : الهی بزرگی بزرگی نما
بخش ۱۱ - در مرثیه حضرت شاهزاده علی اکبر : روایت است که چون ماند سیدالشهدا
بخش ۱۲ - دلبر من با رخ چون آفتاب : دلبر من با رخ چون آفتاب
بخش ۱۳ - در صفت عشق : عشق دانی چیست ترک آرزوست
بخش ۱۴ - مناجات : الهی گناهانم از حد گذشت
بخش ۱۵ - حکایت : یکی چاکر خویش را زد به سر
بخش ۱۶ - تذکر : شبی یاد دارم که جمعی به دشت
بخش ۱۷ - درشرح حال خود گوید : چوعمرم نه وه شد از هفت وهشت
بخش ۱۸ - فی التنبیه : برون رفت از شهر موشی به دشت
بخش ۱۹ - در شرح حال خود گوید : به فردوس استاد منشاد باد
بخش ۲۰ - حکایت : خواست موری تا ز وحدت دم زند
بخش ۲۱ - فی التنبیه : ببین صنع صانع دراعضای خود
بخش ۲۲ - نکته : گر رمد چشمت ندارد در عدد
بخش ۲۳ - حکایت : شنیدم که شیخی به بغداد بود
بخش ۲۴ - مناجات : اگر مست هستم وگر هوشیار
بخش ۲۵ - حکایت : چنان قحط سالی به شیراز شد
بخش ۲۶ - در شکایت از یکی از شاهزادگان : ز شهزاده دارم دلی پر ز درد
بخش ۲۷ - فی التنبیه : نه هر تاجداری بود شهریار
بخش ۲۸ - حکایت : خری باخری گفت در زیر بار
بخش ۲۹ - در پریشان دلی خود گوید : دلی دارم به تنگی چون دل مور
بخش ۳۰ - در اسرار : هر آن نعمتی را که بینی به دهر
بخش ۳۱ - در سر حروف واسماء : سرها اندر حروف است ای پسر
بخش ۳۲ - در تنگدلی خودگوید : دلی تنگ تر دارم از چشم مور
بخش ۳۳ - در زراعت وشرح حال خود : به دهقانی افتدتو را کار اگر
بخش ۳۴ - درباره ریاکاران زاهدنما : گذارند داغی به ران ستور
بخش ۳۵ - مناجات : خدایا توئی خالق کارساز
بخش ۳۶ - فی التنبیه : گرت سیم وزر هست هستی عزیز
بخش ۳۷ - در اسرار حکایت شمع و پروانه : شمع این نوری که بر سر باشدش
بخش ۳۸ - فی التنبیه : به پیری مجوچون جوانی نشاط
بخش ۳۹ - خطاب به ریاکاران زاهد نما : مده زاهدا بیش ازاینم صداع
بخش ۴۰ - فی التنبیه : رفیقان که هستند پیش توجمع
بخش ۴۱ - شکایت از دوستانی ریائی : رفیقی ندیدم که باشد شفیق
بخش ۴۲ - رقعه وعده گیری : ای به خویب یگانه ی آفاق
بخش ۴۳ - در عزای شهیدکرببلا شاه لب تشنه سیدالشهدا : زنگ عصیان ز گریه بزدائید
بخش ۴۴ - حکایت : یکی روز و شب مست بود از مدام
بخش ۴۵ - یا علی ای محرم یزدان پاک : یا علی ای محرم یزدان پاک
بخش ۴۶ - ای بت مه طلعت پیمان گسل : ای بت مه طلعت پیمان گسل
بخش ۴۷ - در فرق کمال ومال : مرا با کمالی بگفت ازملال
بخش ۴۸ - درجفر : بکن هرچه داری ز یزدان سؤال
بخش ۴۹ - درشکایت : فلک راچه کین باشداز من به دل
بخش ۵۰ - علامت مردخدا : هر کس که نهاده داغ بر دل
بخش ۵۱ - مناجات : الهی ترحم به عبدالذلیل
بخش ۵۲ - حکایت : همان طایری را که خوانند بوم
بخش ۵۳ - مناجات : الهی تو آگاهی از حال من
بخش ۵۴ - در اشکال رمل : یکی فرد وسه زوج لحیان بخوان
بخش ۵۵ - نکته : یکی ریخت گندم به خاک زمین
بخش ۵۶ - حکایت بر سبیل تمثیل : مرد دهقان ریخت تخمی بر زمین
بخش ۵۷ - فی التنبیه : شبی یاددارم که شمع و لگن
بخش ۵۸ - باده عارفانه : ساقی از آن باده گلرنگ ده
بخش ۵۹ - مناجات : خدایا چو بر لب رسد جان من
بخش ۶۰ - حکایت : یکی را که گفتند دارد گناه
بخش ۶۱ - حکایت : شبی رفت دزدی سوی خانه ای
بخش ۶۲ - تذکر : من از زهدان گشته ام گر بری