برگردان به زبان ساده
همان طایری را که خوانند بوم
برآنندجمعی که مرغی است شوم
هوش مصنوعی: وقتی جمعی در مورد کسی اظهار نظر میکنند، همانطور که دربارهی پرندهای خاص صحبت میکنند، مشخص است که منظورشان از آن واژه یک نوع منفی و بد است.
شنیدم که مرغی است سعد ونکو
که میبود درخانه ها جای او
هوش مصنوعی: شنیدهام که پرندهای به نام سعد و نکو وجود دارد که در خانهها زندگی میکند و در آنجا جایگاه دارد.
بسی انس با آدمیزاد داشت
دل از وحشت مردم آزاد داشت
هوش مصنوعی: دل از وحشت مردم آزاد بود و به خاطر برقراری ارتباط با انسانها، احساس نزدیکی و آسایش میکرد.
به هرخانه گسترده میشد چوخوان
سر سفره بنشسته میخوردنان
هوش مصنوعی: در هر خانهای که میرفتم، مانند سفرهای که در آن نان گذاشتهاند، در آنجا نیز نشسته و از نان میخوردم.
بدین سان که سنور باشد کنون
نمیرفت از پیش مردم برون
هوش مصنوعی: چنین است که سنجاقک اکنون دیگر از جلو چشم مردم نمیرود.
چنین بود تا قتل شاه شهید
که لعنت ز ایزد به شمر ویزید
هوش مصنوعی: تا زمانی که شاه شهید کشته شد، لعنت خدا بر شمر و یزید نازل شده است.
چوآوازه قتل شه شد بلند
شد اندر بر بوم بس ناپسند
هوش مصنوعی: وقتی خبر قتل شاه به گوش رسید، در شهر غوغایی برخاست و فضا به شدت ناراحتکننده و ناخوشایند شد.
دلش سخت رنجیده شد زآدمی
نکرد اوبه مردم دیگر همدمی
هوش مصنوعی: دلش به شدت از انسانها آزرده شد و دیگر به کسی اعتماد نکرد و با دیگران همراه نشد.
تفوکرد بر مردم روزگار
کز ایشان شد این ظلم وکین آشکار
هوش مصنوعی: به مردم زمانه فکر کن که ظلم و کینهای که این روزها وجود دارد، ریشه در رفتار و کردار آنها دارد.
به ویرانه ها رفت منزل گرفت
ز بس نفرت از خلق در دل گرفت
هوش مصنوعی: به خاطر نفرتی که از مردم در دل داشت، به خرابهها رفت و در آنجا سکونت گزید.
دلم نفرت از خلق دارد چوبوم
همی روبه ویرانه آردچوبوم
هوش مصنوعی: دل من از مردم کینه و تنفر دارد و مانند چوبی است که به سمت ویرانی میرود.