برگردان به زبان ساده
برون رفت از شهر موشی به دشت
برای تفرج پی سیر و گشت
هوش مصنوعی: خروج از شهر موشها و رفتن به دشت برای گشت و گذار و تفریح.
به صحرا به سوراخ موشی رسید
در آنجا یکی موش دشتی بدید
هوش مصنوعی: در بیابان به یک سوراخ کوچک رسید و در آنجا موشی از نوع موشهای دشتی را مشاهده کرد.
چو همجنس بودند وهم کیش هم
به شادی نشستند در پیش هم
هوش مصنوعی: وقتی افرادی با خصایل و باورهای مشابه در کنار یکدیگر قرار میگیرند، به راحتی و با شادی در کنار هم زندگی میکنند.
بدوموش دشتی بگفتا ز چیست
که هیچ آب و رنگت به رخسار نیست
هوش مصنوعی: در اینجا فردی از یک موش دشتی میپرسد که علت چیست که هیچ رنگ و آبورنگی بر چهرهاش نیست. به عبارتی، او به دنبال دلیل بیروح بودن یا کمرنگ بودن چهره دیگران است.
چرا این چنینی ضعیف و نزار
چرا ناتوانی چرا دل فگار
هوش مصنوعی: چرا اینقدر ضعیف و ناتوانی؟ چرا قلبت پر از غم و اندوه است؟
تو داری به هر نعمتی دسترس
نه چون من که باید خورم خاک وبس
هوش مصنوعی: تو از نعمتها و امکانات زیادی برخورداری، اما من تنها نصیبم خاک و اندوه است.
بگفت ار تو در دشتی از ما بهی
از آن ما نزاریم وتو فربهی
هوش مصنوعی: اگر تو در دشتی از ما نباشی، ما در آن دشت را رها نخواهیم کرد و تو به خوبی و شکوفایی ادامه خواهی داد.
به گوشم چو از گریه آید صدا
شود بندبند من از هم جدا
هوش مصنوعی: وقتی صدای گریه به گوشم میرسد، انگار همه اجزای وجودم از هم میپاشد.
به سوراخ گوئی که من مرده ام
شود زهر من گر شکر خورده ام
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید من مردهام، این حرفش مثل زهر است، حتی اگر خودم شیرینی خورده باشم.
تو می دیدی ار گربه را همچوما
نمیگفتی اینگون چون وچرا
هوش مصنوعی: اگر تو مانند من گربه را میدیدی، هرگز چنین بحث و جدلی نمیکردی.
چو همسایه پیوسته با دشمنم
ز اندیشه هر لحظه کاهد تنم
هوش مصنوعی: هر لحظه که در کنار دشمنم هستم، به خاطر فکر و اندیشهای که دارم، روحم و جسمم تضعیف میشود.