برگردان به زبان ساده
هر کس که نهاده داغ بر دل
آسان کند او زخلق مشکل
هوش مصنوعی: هر کسی که به راحتی به دل دیگران آسیب میزند، در واقع برای خود مشکلاتی به وجود میآورد.
او مردخداست فیض از اوخواه
زوپرس خبر که هست آگاه
هوش مصنوعی: او مرد خدا است و نعمتها از اوست. از او بخواه که تو را به رازها و اخبار پنهانی آگاه کند.
تعظیم بدونما که میر اوست
زوجوی مددکه دستگیر اوست
هوش مصنوعی: به بزرگداشت تو میپردازم، ای کسی که رهبریات بر دوش اوست و یاریگر او نیز هست.
هرکس نشناسدش که ناچار
از خانه گهی رود به بازار
هوش مصنوعی: هر کسی که او را نشناسد، ناچار باید از خانهاش بیرون برود و به بازار برود.
گویم به نشانه تا چو بینی
چون سایه روی برش نشینی
هوش مصنوعی: میگویم که وقتی به نشانهام نگاه کردی، مانند سایه بر او فرود آیی.
جان ودل خود کنی فدایش
هی بوسه زنی به دست وپایش
هوش مصنوعی: اگر تمام وجودت را فدای او کنی، هر بار که او را بوسه میزنی به دست و پایش، نشاندهندهی عشق و ارادت عمیق تو به اوست.
آشفته چو طره نگار است
مخمور چوچشم مست یار است
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر زیبای چهره میپردازیم که همچون موی آشفته و پریشان است. حالتی که حالتی از سرگیجه و شیدایی به نظر میرسد، مشابه چشمهای کسی که تحت تأثیر عشق و مستی قرار دارد.
روی دل اوبه سوی کس نیست
اندر دل پاک او هوس نیست
هوش مصنوعی: دل او فقط به یک نفر توجه دارد و در قلب پاکش هیچ تمایلی به چیزهای دیگر نیست.
نهمیل چمن نه باغ دارد
از سیر جهان فراغ دارد
هوش مصنوعی: نه بستر چمن، باغی دارد و نه از دنیای پرمشغله آزاد است.
کوتاه نموده گفتگورا
عالم به نظر نیاید اورا
هوش مصنوعی: آنچه در گفتگو بیان میشود، گاهی به قدری مختصر و خلاصه است که حتی عالمان نیز نمیتوانند آن را به درستی درک کنند.
با خلق ندارداتصالی
نه جاه طلب کند نه مالی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسانهایی که از روح و اخلاق خوبی برخوردارند، به دنبال جاهطلبی یا ثروت نیستند و ارتباطی با رفتارهای ناپسند ندارند. آنها به دنبال کمال درونی هستند و توجهی به امور دنیوی ندارند.
از نیک وبد زمانه رسته
قیدهمه چیز را شکسته
هوش مصنوعی: از خوبی و بدیهای زندگی آزاد شده و تمام بندهای خود را گسسته است.
خنده به لبش نجسته راهی
از دل کشد آه گاه گاهی
هوش مصنوعی: لبخندی بر چهرهاش نیامده و گاهگاهی از دلش آهی بلند میشود.
بر حال کسی نمی بردرشک
دایم مژه اش تر است از اشک
هوش مصنوعی: هیچکس به حال کسی دیگر اهمیت نمیدهد و کسی که همیشه در حال اشک ریختن است، مژههایش همیشه تر از اشکهاست.
از مردم شهر در فرار است
چون طره یار بی قرار است
هوش مصنوعی: مردم شهر به دنبال کسی هستند که از آنها دور شود، همانطور که یک موی زیبا در حال حرکت و بیقراری است.
او را به زمانه نیست قیدی
منت نکشد زعمر و زیدی
هوش مصنوعی: او تحت تأثیر زمانه نیست و منت هیچ کس را بر گردن ندارد، نه به خاطر گذر عمر و نه به خاطر شیخ زید.
از بس که غنی است در بر آن
سیم وزر وخاک گشته یکسان
هوش مصنوعی: به خاطر ثروت و دارایی فراوان او، طلا و نقره و خاک به یک اندازه نشاندهندهی مقام و ارزش او شدهاند.
کاریش به خیر وشر نباشد
درکار کسش نظر نباشد
هوش مصنوعی: اگر کسی در کار دیگران دخالت نکند، نه خیر به آن کار میرساند و نه شر.
دنیا شود ار خراب چون من
گردی ننشیندش به دامن
هوش مصنوعی: اگر دنیا هم به ویرانی بیفتد، چون من به زمین نیفتم و به دامان کسی نچسبم.
کارش مه وسال آه زاری است
خون بر رخ او ز دیده جاری است
هوش مصنوعی: او در حال انجام کاری است که سبب ایجاد درد و افسردگی برایش شده و اشکها از چشمانش بر چهرهاش میریزند.
شب تا به سحر به چشم گریان
اختر شمر است واختر افشان
هوش مصنوعی: در طول شب تا سپیدهدم، ستارهای که اشک میریزد، به تماشای آسمان مینشیند و میدرخشد.
از سوز جگر لبانش خشک است
بوی نفسش چوبیدمشک است
هوش مصنوعی: از درد دلش لبانش خشک شده و بوی نفسی که میدهد، مانند عطر مشک است.
واین حال به هر که گشت مقرون
گویندکه عاشق است ومجنون
هوش مصنوعی: هرکس که به این حالت دچار شود، میگویند عاشق و دیوانه است.
درچاره گری دهند پندش
گرچاره نشد نهند بندش
هوش مصنوعی: اگر در پیدا کردن راه حل به او نصیحت کنند و او نتواند مشکلی را حل کند، به ناچار باید گرفتار بند و زنجیر شود.
ناگه ز قضا وحکم تقدیر
بر گردن اونهند زنجیر
هوش مصنوعی: به ناگاه، بر اثر قضا و تقدیر، زنجیری بر گردن او افتاد.
زوجوی به درد خوددوائی
خاک ره اوست کیمیائی
هوش مصنوعی: همسر او درمان دردهایش است و خاک راه او همانند طلاست.