برگردان به زبان ساده
ز شهزاده دارم دلی پر ز درد
ندانی که بامن ز همت چه کرد
هوش مصنوعی: من از یک شاهزاده دلی پر از درد دارم و تو نمیدانی که همت او چه بلایی بر سر من آورده است.
گمانم که او پور شاهنشه است
ز رسم بزرگی دلش آگه است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که او فرزند یک پادشاه بزرگ است، زیرا از ویژگیهای بزرگمنشی و بزرگی دلش باخبر است.
ندانستم او مرد سوداگر است
همی در پی اخذ سیم وزر است
هوش مصنوعی: من نمیدانستم که او آدمی است که فقط به دنبال پول و ثروت است و به خاطر همین در پی کسب مال و منافع خود بوده است.
ز شاهان اگر بهره ای داشتی
زر و سیم را خاک پنداشتی
هوش مصنوعی: اگر از پادشاهان بهرهای میبردی، طلا و نقره را در نظر تو همچون خاک بیارزش میشد.
به مدحش همی شعرها گفتمی
چه درها که در وصف او سفتمی
هوش مصنوعی: مدح و ستایش او را با اشعار بسیاری بیان کردم و دربارهاش چه درهایی که باز نکردم!
به انعام من آفرین هم نگفت
چه دروگهرها که دادم به مفت
هوش مصنوعی: من هرگز برای پاداشی که به دیگران دادم، تشکری نشنیدم، چه تعداد نعمتها و ثروتهایی که به رایگان به مردم بخشیدم.
سزاوار هر بیت من خانه ای است
که هر شعر من به ز دردانه ای است
هوش مصنوعی: هر بیت من شایسته یک سکونتگاه است، چون هر شعری که مینویسم به یک گنجینه ی ارزشمند مربوط میشود.
ز بی مایگی در کجا کس خرد
به بازار کس در چرا پس برد
هوش مصنوعی: از نداشتن ارزش و اعتبار، در کجا کسی خرد و دانشی را به چنگ میآورد؟ چرا کسی در بازار عقل و خرد را به فروش میبرد؟
نه من شعر گفتم که گیرم زری
نرفتم پی زر گهی بر دری
هوش مصنوعی: من به دنبال هدف مادی و پول نیستم و شعر من از روی دغدغهای عمیق و واقعی سروده شده است. من گاهی به سمت اموری میروم که به آنها علاقه دارم، نه اینکه تنها به خاطر طلا و پول آنجا باشم.
از اوخواستم بهر خلقی علاج
که از ملک ویران نگیرد خراج
هوش مصنوعی: از او خواستم که برای مردم راهی پیدا کند تا از سرزمین خراب چیزی دریافت نکنند.
ملخ کشت مخلوق را جمله خورد
چه خواهد کس از آنکه جان داد و مرد
هوش مصنوعی: ملخ تمام محصولات را تناول کرد، پس چه کسی به حال کسی که جان خود را فدای این کار کرد، توجهی خواهد کرد؟