غزلیات
مجد همگر
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
شمارهٔ ۱ : خیال روی تو یکباره برد خواب مرا
شمارهٔ ۲ : گر تو پنداری که عشقم هر دم افزون نیست هست
شمارهٔ ۳ : تا نگویی که مرا بیتو شکیبایی هست
شمارهٔ ۴ : در جهان دلشدهای نیست که غمخوار تو نیست
شمارهٔ ۵ : در عشق هیچ درد چو درد فراق نیست
شمارهٔ ۶ : جانا اگرت در دل زایزد خبری ماندهست
شمارهٔ ۷ : حسن جهانگیر تو مملکت جان گرفت
شمارهٔ ۸ : آخر شبی ز لطف سلامی به ما فرست
شمارهٔ ۹ : در چنین عشق مرا برگ تنآسانی نیست
شمارهٔ ۱۰ : ز پیش از آنکه برتابی عنانت
شمارهٔ ۱۱ : کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت
شمارهٔ ۱۲ : غم عشق تو یکدمم کم نیست
شمارهٔ ۱۳ : دم فروکش دلا که همدم نیست
شمارهٔ ۱۴ : آن دل که جو جانش داشتم نیست
شمارهٔ ۱۵ : یا جانم ازین قالب دلگیر برآرید
شمارهٔ ۱۶ : چون زلف سرفشان تو در تاب میرود
شمارهٔ ۱۷ : چو غنچه وقت سحر حلّهپوش میآید
شمارهٔ ۱۸ : نه چو رخت ماه سخنگو بود
شمارهٔ ۱۹ : یا ترک من بی دل غمخوار بگوئید
شمارهٔ ۲۰ : اگر شکایتم از هجر یار باید کرد
شمارهٔ ۲۱ : اگر به صبر مرا با تو چاره باید کرد
شمارهٔ ۲۲ : تا سر زلف تو شوریده و سرکش باشد
شمارهٔ ۲۳ : دلی که با غم عشق تو همنشین گردد
شمارهٔ ۲۴ : ای که بی چشم تو چشمی چشم من جز تر ندید
شمارهٔ ۲۵ : کجا از دوزخ اندیشد تنی کز مهر تو سوزد
شمارهٔ ۲۶ : بر من همه خواری از دل آمد
شمارهٔ ۲۷ : گر یاد رنگ رویت در بوستان برآید
شمارهٔ ۲۸ : نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد
شمارهٔ ۲۹ : درد عشقت ز جان توان پرسید
شمارهٔ ۳۰ : مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید
شمارهٔ ۳۱ : بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
شمارهٔ ۳۲ : خدای جز به توام کام دل روا مکناد
شمارهٔ ۳۳ : هر شب چو ز هجر تو دل تنگ بنالد
شمارهٔ ۳۴ : شکری نیئی شکر کو چو تو خوش دهان ندارد
شمارهٔ ۳۵ : تالعل تو سنگبار باشد
شمارهٔ ۳۶ : خورشید رخت چون ز سر کوی برآید
شمارهٔ ۳۷ : غم از دلم به جدائی جدا نمی گردد
شمارهٔ ۳۸ : سر آن ندارد این دل که ز عشق سر ندارد
شمارهٔ ۳۹ : یا آن دل گم گشته به من باز رسانید
شمارهٔ ۴۰ : دلبرا دوش در آن عیش منت یاد نبود
شمارهٔ ۴۱ : ترا تا دل بسان سنگ باشد
شمارهٔ ۴۲ : حبذا نزهت بادی که ز بغداد آید
شمارهٔ ۴۳ : مراد من ز وصال تو برنمیآید
شمارهٔ ۴۴ : شکرش در سخن گهر ریزد
شمارهٔ ۴۵ : آخر ای باغ امیدم گل شادی به برآر
شمارهٔ ۴۶ : یارب این واقعه کی بر دل من کرد گذر
شمارهٔ ۴۷ : بردی دل من ز چشم مخمور
شمارهٔ ۴۸ : دروغ گفته ام ار گفته ام شدم ز تو دور
شمارهٔ ۴۹ : نه جان در کار عشقت کردم آخر
شمارهٔ ۵۰ : ای ز بوس تو نقل من بسیار
شمارهٔ ۵۱ : دلبرا بر کش نوا با ناله زارم بساز
شمارهٔ ۵۲ : ای بیحذر ز سوز من بیخبر بترس
شمارهٔ ۵۳ : دلم خرید غم و جان فشاند در قدمش
شمارهٔ ۵۴ : کس نیست زین صفت که منم در بلای عشق
شمارهٔ ۵۵ : ای زلف تو آشیانه دل
شمارهٔ ۵۶ : تا کی من از فراق تو رنج و بلابرم
شمارهٔ ۵۷ : دلم خون گشت و دلداری ندارم
شمارهٔ ۵۸ : بیا متاب ار زلف پرتابت بگیرم
شمارهٔ ۵۹ : گر شبی بر لب شیرین تو فرمان بدهم
شمارهٔ ۶۰ : نه وصل تو می دهد پناهم
شمارهٔ ۶۱ : ز عشقت سینه پر سوز دارم
شمارهٔ ۶۲ : می گلرنگ دوست میدارم
شمارهٔ ۶۳ : یارب آن روی است یا صبح است یا ماه تمام
شمارهٔ ۶۴ : بلای دل بسی دارم دوای دل نمیدانم
شمارهٔ ۶۵ : چه میل است این که من سوی تو دارم
شمارهٔ ۶۶ : به جان تو که به جان رهی نگاه مکن
شمارهٔ ۶۷ : امید از وصل تو نتوان بریدن
شمارهٔ ۶۸ : جانا به صبوح خرمی کن
شمارهٔ ۶۹ : صبح است یا نور قمر یا آینه یا روست آن
شمارهٔ ۷۰ : مردمان گوش کنید انده تنهائی من
شمارهٔ ۷۱ : چو تو دلبر به زیبائی به عالم در که دید ای جان
شمارهٔ ۷۲ : بیا کز جان و دل به در خوری تو
شمارهٔ ۷۳ : عید آمد ای نگارین بردار جام باده
شمارهٔ ۷۴ : ای چون دل و جان بر من گرامی
شمارهٔ ۷۵ : روح محضی بدان طربناکی
شمارهٔ ۷۶ : گرفتم رای پیوندی نداری
شمارهٔ ۷۷ : دیدی که مهر ما به چهسان خوار داشتی
شمارهٔ ۷۸ : ای صبرم از فراق تو بر باد دادهای
شمارهٔ ۷۹ : ای وصل تو اصل دلفروزی
شمارهٔ ۸۰ : ای دریغا گر شبی او را نهان بگرفتمی
شمارهٔ ۸۱ : ای دل چه اوفتادت کز ما جدا فتادی
شمارهٔ ۸۲ : باز این چه شور و فتنهست کاندر جهان فکندی
شمارهٔ ۸۳ : چند بنیاد جگرخواری نهی
شمارهٔ ۸۴ : ای که به روی چون سمن رشک بهار و سوسنی
شمارهٔ ۸۵ : آن روی چون بهارت رشک نگار چینی
شمارهٔ ۸۶ : گر با تو زبانی شودم هر سر موئی
شمارهٔ ۸۷ : این چه ننگ است که بر روی چو ماه آوردی
شمارهٔ ۸۸ : ای چون حیات شیرین، وی چون روان گرامی
شمارهٔ ۸۹ : بیا بیا که شدم درغم تو سودائی
شمارهٔ ۹۰ : باز این چه فتنهایست که در ما فکندهای
شمارهٔ ۹۱ : دل ز من بردهای و میدانی
شمارهٔ ۹۲ : پیداست خود که نیست ترا رای آشتی
شمارهٔ ۹۳ : ای ترک دلستان صنم چین من توئی
شمارهٔ ۹۴ : دلکم برد به شیرین سخنک هندوکی
شمارهٔ ۹۵ : ای به اصل پاک و گوهر بر شهانت سروری
شمارهٔ ۹۶ : گر روی شادی دیدمی کی تکیه بر غم کردمی
شمارهٔ ۹۷ : ترا سزد که کنی دعوی جهانداری