برگردان به زبان ساده
گر شبی بر لب شیرین تو فرمان بدهم
جان شیرین به سرت کز بن دندان بدهم
هوش مصنوعی: اگر شبی به لبهای شیرین تو دستور دهم، جان شیرینم را فدای تو میکنم، حتی اگر این کار باعث شود که از عمق دندانم بگذرم.
گر شود آب حیات لب تو روزی من
چه زیان باشد اگر هر به دمی جان بدهم
هوش مصنوعی: اگر روزی آب حیات از لب تو به من برسد، چه اشکالی دارد اگر هر لحظه جانم را فدای آن لحظه کنم؟
گر دهان تر کنم از چشمه نوش تو شبی
گوشمال خضر و چشمه حیوان بدهم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از چشمهی نوش تو لب تر کنم، حتی اگر یک شب با خضر و چشمهی حیات ملاقات کنم.
گر سر زلف چو ثعبان تو دردست آرم
طیره معجزه موسی عمران بدهم
هوش مصنوعی: اگر موهای تو را مانند ماری در دست بگیرم، میتوانم معجزه موسی را انجام دهم.
گر شب از تنگ دهان تو بدزدم شکری
از لبت کام دل خسته حیران بدهم
هوش مصنوعی: اگر من در شبی تاریک و نامناسب از صحبتهای تو چیزی بگیرم، با آن میتوانم با شیرینی کلام تو، دل خستهام را شاد کنم.
گر به شب دزدی وصل تو بگیرند مرا
نیم جانی که مرا هست به تاوان بدهم
هوش مصنوعی: اگر در شب دزدی مرا بگیرند، برایم مهم نیست چون نیمهجانم را آمادهام که به خاطر تو مجازات شوم.
گر مرا وصل تو منشور سعادت بدهد
بر جهان از مدد وصل تو فرمان بدهم
هوش مصنوعی: اگر ارتباط من با تو، زندگی خوشبختی به من بدهد، میتوانم بر جهان حکومت کنم و از این ارتباط فرمانروا باشم.
گفته بودی که به بوسی بخرم جانت را
گر بر آن قولی تا دل به گروگان بدهم
هوش مصنوعی: گفته بودی که اگر جانت را به بوسه بخرم، این قول را بده که دل من را به مغروریت بسپاری.
جان ندارد محلی پیش لب شیرینت
خوشتر از جان چه توان بود که تا آن بدهم
هوش مصنوعی: هیچ جایی خوشتر از لبهای شیرین تو نیست که جان من را فدای آن کنم.