برگردان به زبان ساده
ای صبرم از فراق تو بر باد دادهای
دل در بلای عشق تو گردن نهادهای
هوش مصنوعی: ای صبر من، فراق تو مرا به باد داده است و دل من به خاطر عشق تو جانش را فدای بلای آن کرده است.
در شاهراه عشق تو دل بسته دیدهای
در بارگاه حسن تو جان هوش دادهای
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، دل و جانم را تسلیم کردهام و در محضر زیبایی تو، تمام توجه و تمرکزم را از دست دادهام.
در جنب نور روی تو خورشید ذرهای
بر عرصهٔ جمال رخت مه پیادهای
هوش مصنوعی: در کنار نور چهرهٔ تو، خورشید به اندازهٔ یک ذره در عرصهٔ زیباییات همچون ماهی کوچک به نظر میرسد.
با چشم شوخ و چاه زنخدان سادهات
هم وهم کورچشمی و هم عقل سادهای
هوش مصنوعی: چشمان بازی تو و چال لب تو باعث شده که هم دلها را به اشتباه بیندازی و هم فکرهای ساده و بیپایه را جذب کنی.
صبح از غم رخ تو گریبان دریدهای
شب پیش تار زلف تو گیسوگشادهای
هوش مصنوعی: صبح که فرا رسیده، از غم چهرهات دست به دامن شدهام و شب قبل از شدت عشق تو، موهایم را به حالت افشان درآوردهام.
گل در رکاب عارض تو غاشیهکشی
شمشاد پیش قد تو پا ایستادهای
هوش مصنوعی: گل در کنار جمال تو خود را میآراید و شمشاد به خاطر قامت تو راست ایستاده است.
در بزم عیش و خرمی از دست وصل تو
سازندهتر ز جام لبت نیست بادهای
هوش مصنوعی: در جشن و شادی، هیچ چیزی برای خوشحالی و لذتبخشی به اندازه شراب لب تو وجود ندارد.