برگردان به زبان ساده
دیدی که مهر ما به چهسان خوار داشتی
عهد مرا چگونه سبکبار داشتی
هوش مصنوعی: دیدی که چگونه احساس محبت ما برای تو بی ارزش شده بود و نیز چگونه پیمان من را به راحتی فراموش کردی؟
دیدی که تا ز مهر تو تیمار داشتم
ما را چگونه در غم و تیمار داشتی
هوش مصنوعی: دیدی که من چقدر برای تو ناراحتی و غم-consuming گذراندم، حالا تو چطور در زمان غم و ناراحتیام به یاد من بودی؟
تا داشتم چو جان و دلت داشتم عزیز
تا داشتی چو خاک رهم خوار داشتی
هوش مصنوعی: تا زمانی که من برای تو ارزشمند بودم و جانم را برایت میدادم، تو هم به من اهمیت میدادی. اما وقتی که من اهمیت خود را از دست دادم، تو مرا به اندازۀ خاک پای خودت نادیده گرفتی.
بس روز تا شبم ز خور و خواب بستدی
بس شب که تا به روزم بیدار داشتی
هوش مصنوعی: روزها و شبهایت را با خورشید و خواب پر کردی، شبهایی که بیدار بودم تا صبح.
ز اوّل که لاف دوستی و مهر ما زدی
با ما نه زین صفت سرِ آزار داشتی
هوش مصنوعی: هرگز ادعای دوستی و محبت ما را نکن، زیرا تو هیچ وقت از این ویژگیها آسیب ندیدهای.
تا نقطه وفای تو درسینه داشتم
سرگشتهام به صورت پرگار داشتی
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق و وفای تو در دل من بود، بسیار سرگردان و پریشان خاطر بودم، زیرا تو مانند پرگار راه و direction را برای من مشخص کرده بودی.
یکچند داشتی دل و پس کشتیش به جور
چندین زمانش از پی این کار داشتی
هوش مصنوعی: مدتی بود که دل را داشتی و سپس آن را به دست مشکلات و سختیها سپردی، چه بسا زمان زیادی را صرف این کار کردی.
امسال با که داری کز ما بریدهای
آن رغبتی که در حق ما پار داشتی
هوش مصنوعی: امسال با چه کسی هستی که از ما فاصله گرفتهای؟ آن علاقه و محبتی که قبلاً نسبت به ما داشتی، کجا رفته است؟
در خاطرت نیامد کآخر به عمر خویش
بیچارهای شکستهدلی یار داشتی
هوش مصنوعی: آیا به یاد نداری که در طول زندگیات، یک دل شکسته و بیچاره را دوست داشتهای؟