برگردان به زبان ساده
ای زلف تو آشیانه دل
روی تو نگارخانه دل
هوش مصنوعی: گیسوان تو مانند آشیانهای برای دل من است و چهرهات چون نگارخانهای برای احساساتم.
مرغی ست غمت که نیست قوتش
جز آب سرشک و دانه دل
هوش مصنوعی: غم تو مانند پرندهای است که تنها به آب اشک و دانه دل نیاز دارد و بیشتر از اینها نمیتواند زندگی کند.
تیری که زشست عشقت آید
در نگذرد از نشانه دل
هوش مصنوعی: عشقی که به دل من آمده، مانند تیری است که به هدف خود میرسد و نمیتواند از نشانه دل بگذرد.
از آتش سینه سر بر آورد
از راه دهان زبانه دل
هوش مصنوعی: از دل سوزان و آتشین او، احساسات و بیتابیاش به زبانش میرسد و آنچه در درون دارد، به بیرون تراوش میکند.
خونی که زدیده می تراود
بر می جهد از میانه دل
هوش مصنوعی: خونی که از چشمها بیرون میآید، از دل به طرز زنده و پرجنبوجوشی بیرون میجهد.
احوال دلم مپرس و می بین
خون بر در آستانه دل
هوش مصنوعی: از احوال دلم نپرس و ببین که چطور خون در آستانه دل جاری است.
از حسرت گوشه لبانت
این محنت بی کرانه دل
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که در دل دارم ناشی از آرزو و حسرتی است که به لبهای تو مربوط میشود.
یکره لب لعل را بجنبان
تا برخیزد بهانه دل
هوش مصنوعی: به لبهای زیبایت حرکت بده تا عشق و دلیل دل برخیزد.
خود با منت این دوگانگی چیست
ای مهر رخت یگانه دل
هوش مصنوعی: ای عشق تو که دل را به دو نیم کردهای، چه نیازی به این دوگانگی و جدایی وجود دارد؟