خیابان چهارم
الهامی کرمانشاهی
»
شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس)
»
خیابان چهارم
بخش ۱ - در ستایش حضرت پروردگار و شرح خونخواهی مختار وفادار از قاتلین فرزند احمد مختار (ص) : سر نامه را نامی افسر بود
بخش ۲ - در نعت حضرت ختمی مرتبت (ص) گوید : محمد شهنشاه پیغمبران
بخش ۳ - در منقبت حضرت امیرالمومنین و اولاد طاهرین او علیه السلام گوید : شه اوصیا داور اولیا
بخش ۴ - یاری خواستن از ساقی حقیقی : همان به که جام نبیدی زنم
بخش ۵ - ذکر تولد مختار وفادار عیه الرحمه : به هر نامه اندر که دیدم چنین
بخش ۶ - به درک رفتن یزید پلید و آمدن مختار ازمکه به کوفه : ره آتش تیز بگرفت پیش
بخش ۷ - رهایی امیر مختار از بند به خواهش عبدالله به عمر : بزرگان که بودند در آن دیار
بخش ۸ - برگشتن بزرگان کوفه از مدینه : بدو باز گفتند فرمان شاه
بخش ۹ - آگاهی دادن ایاس شحنه ی کوفه، عبدالله بن مطیع : بیامد نهان پیش والی بگفت
بخش ۱۰ - بیرون آمدن امیر مختار (ع) از بهر امارت : که آیند یاران ما بهر جنگ
بخش ۱۱ - امارت امیر مختار و بدست آوردن عبدالله بن مطیع : یکی روز او را رسید آگهی
بخش ۱۲ - رفتن عبدالله بن مطیع به نهروان و نامه نوشتش به مصعب زبیر : بیامد ز کوفه سوی نهروان
بخش ۱۳ - آوردن پاسبانان مردی ترسا را به نزد ابراهیم : به پیکر ستبر و به بالا بلند
بخش ۱۴ - رفتن ابراهیم به دیر راهب : خروشید راهب که خانه خدای
بخش ۱۵ - پاره کردن سپهدار ابراهیم بند و زنجیر را و بازگشتن او به لشگرگاه خود : که تابینمش دوست یا دشمن است
بخش ۱۶ - نامه نوشتن ابراهیم به مصعب : سرنامه را حمد یزدان نوشت
بخش ۱۷ - مصاف دیگر آن دو لشگر : سلیمان صفت بریکی تند باد
بخش ۱۸ - غنیمت گرفت ابراهیم اموال سپاه مصعب را : شنیدند این چون از آن حق پرست
بخش ۱۹ - نامه نوشتن مصعب به عبدالله ابن زبیر برادرش : یکی نامه بنوشت پنهان ز غیر
بخش ۲۰ - گرفتار شدن جاسوس عامربن ربیعه : بگفتش: که ای؟ وز کجا آمدی؟
بخش ۲۱ - رفتن سپهدار ابراهیم با مرد جاسوس به سپاه عامربن ربیعه : بدیدش چو نیکو براهیم بود
بخش ۲۲ - تعاقب عامر از ابراهیم و کشته شدن آن لئیم : که آن بستگان بند بگسیختند
بخش ۲۳ - برآمدن آفتاب عالمتاب و آگاه شدن امیر دلیر از نبودن ابراهیم : برفته است با مرد جاسوس دوش
بخش ۲۴ - رفتن امیر مختار به رزم سپاه عامر بن ربیعه : بیفکندش آن سر به سم سمند
بخش ۲۵ - رزم یزید ابن انس با لشگر ابن زیاد : هم از مرگ عامر که بدخال او
بخش ۲۶ - آمدن ابن زیاد به رزم مختار و نامزد شدن ابراهیم به جنگ : بزرگان لشگر یکی انجمن
بخش ۲۷ - رسیدن ابراهیم به ساباط و خروج قتله ی امام شهید (ع) به مختار : بسی داستان ها زمختار راد
بخش ۲۸ - رزم مختار وفادار با محمد ابن اشعث کوفی : همه هر چه گفتی و دیدی ز پیش
بخش ۲۹ - رای زدن مختار با یاران خویش : چو نامه به دست سپهبد رسید
بخش ۳۰ - رسیدن ابراهیم اشتر به مدد امیر مختار و چگونگی این داستان : سنان ها همی گشت رخشان چو برق
بخش ۳۱ - نشستن مختار وفادار به دارالاماره : بفرمود تات در برون سرای
بخش ۳۲ - به درک فرستادن مختار عبد الله ابن اسد و مالک ابن بشیر را : که بربسته بودش به بندی گران
بخش ۳۳ - به درک فرستادن امیر مختار نافع و : یکی پیش ایوان کیوان غلام
بخش ۳۴ - به درک فرستادن مختار، خولی اصبحی را : سریر مهی جای مختار گشت
بخش ۳۵ - به درک فرستادن امیر مختار چهار کس از قاتلان سبط احمد مختار (ص) را : چهارم عبید ابن اسود به نام
بخش ۳۶ - به درک فرستادن مختار منقذ ابن مره ی عبدی قاتل علی اکبر (ع) را : همانگه یکی از غلامان پیر
بخش ۳۷ - کشتن مختار : بگفت ای زدین بی خبر روی زشت
بخش ۳۸ - به درک فرستادن مختار(ع)حکیم ابن طفیل علیه العنه قاتل جناب ابولفضل العباس را : تو دست از تن میر اسلامیان
بخش ۳۹ - گریختن شمر پلید با سنان انس و پانزده نفر : تنی چند از یاران خود را خواند
بخش ۴۰ - به درک فرستادن مختار اسحق ابن اشعث پلید : چو آمد به اسحق اشعث خبر
بخش ۴۱ - سوزاندن خیر غلام مختار بدن اسحق ابن اشعث را بعد از کشتن او : وزینسوی سالار فیروز روز
بخش ۴۲ - کشتن مختار عمر ابن سعد را و بیان این داستان : کنون باز بشنو تو گفتار من
بخش ۴۳ - کشته شدن ابوخلیق شاعر بدست مختار : بزرگان چمیدند بر پیشگاه
بخش ۴۴ - (کشتن مختار چهل نفر از قاتلان ) حضرت را : بیامد زمین را بوسید و گفت:
بخش ۴۵ - کشتن مختار قیس ابن حفص شیبانی را : به کام اندرش نیش ها چون گراز
بخش ۴۶ - کشتن ابراهیم چهارصد و بیست نفر از قاتلان امام مظلوم را : به مقدار فرسنگی ازکوفه دور
بخش ۴۷ - قتل آن ده تن که اسب به کشته ی امام شهید تاخته بودند : کشان روزبانان به زنجیر در
بخش ۴۸ - کشتن مختار، کشنده ی عبدالرحمن ابن عقیل را : کشیدند زان پس دو مرد لعین
بخش ۴۹ - جوشانیدن مختار در روغن زیتون سنان ابن انس ملعون را : سنان را که زی بصره بودی روان
بخش ۵۰ - روایت منهال ابن عمرو : نگه چون سوی خوب دیدار او
بخش ۵۱ - کشتن مختار عمرو و ابن صبیح : که بد آن بد اختر هم از دشمنان
بخش ۵۲ - رزم ابراهیم ابن مالک با عبید الله ابن زیاد : کنون ای نیوشنده بگمار هوش
بخش ۵۳ - نامه نوشتن ابراهیم، به حنظله ابن عمار حاکم نصیبین و جواب او : نداریم با تو سر دشمنی
بخش ۵۴ - روبرو شدن سپاه ابراهیم و ابن زیاد : به هم چون رسیدند هردو گروه
بخش ۵۵ - قتل داوود شامی به دست اخوص : وزین سوگران کرد اخوص رکاب
بخش ۵۶ - کشته شدن حصین پلید به دست شریک تغلبی : هماورد جست از سپاه عراق
بخش ۵۷ - تحریص ابراهیم، سپاه را به جنگ : یکی تاختن باید و دست و تیغ
بخش ۵۸ - به درک فرستادن ابراهیم، ابن زیاد را : که با تیغ کین روی کرده دژم
بخش ۵۹ - به کاخ آویختن امیر مختار : چو زان کار شد اسپری چند گاه
بخش ۶۰ - فرستادن محمد ابن حنفیه سرها و غنیمت ها را به حضور همایون : به ایوان چو خور بود پرتو فکن
بخش ۶۱ - امر فرمودن حضرت امام زین العابدین(ع)خاندان بنی هاشم را : برآرید از تن لباس سیاه
بخش ۶۲ - ساقی نامه در مقدمه ی داستان شهادت : بده ساقی آن آب یاقوتگون
بخش ۶۳ - آغاز داستان غدر اهل کوفه با امیر مختار : چه فرخنده مختار کشور پناه
بخش ۶۴ - مشورت کردن بزرگان کوفه : سپهدار مختار کرد آفرین
بخش ۶۵ - نامه فرستادن کوفیان به مصعب : که ایدر شتاب آر فرمان تو راست
بخش ۶۶ - سلاح نبرد خواستن امیر و خطاب او با جوشن : وزان پس به گنجور گفتا: برو
بخش ۶۷ - بیرون آمدن مختار با یاران : بگفتند یاران که ای نامدار
بخش ۶۸ - تنها ماندن امیر مختار و مویه گری : به یاد آمدش گویی آن رزمگاه
بخش ۶۹ - مخاطبه ی امیر مختار غایبانه با ابراهیم اشتر : صبا هدهدم من سلیمان تویی