برگردان به زبان ساده
به هر نامه اندر که دیدم چنین
خبر داده او را بزرگان دین
هوش مصنوعی: در هر نامهای که دیدم، بزرگان دین چنین خبری را به او رساندهاند.
که مختار، از مام فرخ نژاد
به سال نخستین هجرت بزاد
هوش مصنوعی: مختار در سال اول هجرت به دنیا آمد و مادرش فرخ نژاد بود.
چو ده ساله گشت او رسول خدای
بیفراشت خرگه به مینو سرای
هوش مصنوعی: وقتی او به سن ده سالگی رسید، پیامبر خدا چادر خود را در بهشت برپا کرد.
پدرش، آن یل نامبردار بود
که در وقعه ی جسر سردار بود
هوش مصنوعی: پدر او فردی معروف و شجاع بود که در نبرد جسر فرماندهی را بر عهده داشت.
درآن رزم، آن پهلو بی همال
تنش در پی پیل، شد پایمال
هوش مصنوعی: در آن نبرد، پهلو و بدن او زیر پاهای فیل له شد و کسی نبود که به او کمک کند.
یلی را بخوشید دریای نیل
چو او گشت فرسوده، در پای پیل
هوش مصنوعی: گویی دریا نیل چون یلی خسته و فرسوده شده است و در برابر فیل (پیل) قرار گرفته است.
مراین پور درکودکی راد، بود
گرانسنگ و ستوار بنیاد بود
هوش مصنوعی: در دوران کودکیش، مراین پور دارای شخصیت قوی و با ارزش بود و پایههای مستحکم و استواری داشت.
بسی روز دیدند، کان بیقرین
نشسته به زانوی ضرغام دین
هوش مصنوعی: بسیاری روزها را دیدهاند که آن شخص بیقرار، مانند شیر غران، بر زانوانش نشسته است.
همی گفت حیدر که کاری بزرگ
پدید آید از این جوان سترگ
هوش مصنوعی: حیدر میگفت که از این جوان بزرگ، کاری عظیم و مهم به وجود خواهد آمد.
بخواهد زبد خواه ما کین ما
شود پیرو رسم و آیین ما
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد که به ما نزدیک شود، باید پیرو روشها و سنتهای ما باشد.
کسی را که اینگونه حیدر ستود
بدینسان ستودن که یارد فزود؟
هوش مصنوعی: کسی را که به این شکل حیدر را ستایش کرد، چگونه میتوان او را بیشتر ستود؟
یکی بنده بود از چهارم، امام
کزو بودی آن شاه دین، شادکام
هوش مصنوعی: یک فردی از نسل چهارم وجود داشت که امام او، همان شاه دین، خوشبخت و شاداب بود.
به درگاه شیر خدا و حسن (ع)
همی تابدند آن دو شاه زمن
هوش مصنوعی: در درگاه خداوند و حسن (ع) آن دو شاه به نور خود میدرخشند و توجه مردم را به خود جلب میکنند.
بدی – راد مختار، بسته میان
پذیرای فرمان، همی سالیان
هوش مصنوعی: بدی، همچون راد مختار، در دستان کسی است که فرمان را میپذیرد و در طول سالها به همین شکل ادامه دارد.
به گاه شه تشنه کام آن جوان
چو می گشت مسلم به کوفه روان
هوش مصنوعی: در زمان فرمانروایی، جوانی که به شدت تشنه بود، در حالی که به سمت کوفه میرفت، به رویکردی مسلم به فعالیتهای خود ادامه میداد.
به بنگاه خود برد و پیمان نمود
چو یک چند مسلم درآنجا ببود
هوش مصنوعی: او را به مکان خود برد و با او قراردادی بست، در حالی که مدتی در آنجا حضور داشت.
شد ازکوفه مختار کآرد سپاه
به امداد فرخ سپهدار شاه
هوش مصنوعی: مختار از کوفه به میدان آمد تا به کمک سپهدار شاه فرخ، سپاهی تشکیل دهد.
چو او رفت مسلم به آسانیا
درآمد به کاشانه ی هانیا
هوش مصنوعی: زمانی که او رفت، آرامش و راحتی به خانه هانیا وارد شد.
چو روح سپهدار مسلم، چمید
به فردوس و پیش رسول آرمید
هوش مصنوعی: مانند روح فرمانده مسلمان، به بهشت رفته و در کنار پیامبر استراحت کرده است.
بشد راد مختار نیک اعتقاد
گرفتار زندان ابن زیاد
هوش مصنوعی: مختار که فردی باایمان و نیکاعتقاد بود، به زندان ابن زیاد گرفتار شد.
بماند او به زندان همی تا سپهر
زآل پیمبر ببرید مهر
هوش مصنوعی: او در زندان خواهد ماند تا اینکه آسمان، محبت و مهر بر پیامبر زادگان را از بین ببرد.
به پیش نیا رفت شاه بهشت
به بد گوهران، ملک گیتی، بهشت
هوش مصنوعی: شاه بهشت به سمت جلو قدم برداشت، و به بدبختان و طمعورزان در دنیا توجهی نکرد.
وزان پس که از شام سوی حرم
برفتند آل رسول امم (ص)
هوش مصنوعی: پس از آن که آل رسول (ص) از شام به سوی حرم رفتند، در حالتی که پرچم عزت و شرف را با خود داشتند.
به زنجیر، بازوی او بسته بود
دل از زنده گی، پاک بگسسته بود
هوش مصنوعی: دست او به زنجیر بسته شده بود و دلش از زندگی کاملاً جدا شده بود.
سرآمد برو چون زمانی دراز
به زندان یکی نامه بنمود ساز
هوش مصنوعی: زمانی طولانی در زندان به سر آمده است و اکنون وقت آن رسیده که بروی و نامهای را به نمایش بگذاری.
کثیر معلمش بگرفت و برد
به هر کار، مختار – به پور عمر درمدینه سپرد
هوش مصنوعی: کثیر معلمش را گرفت و با خود به هر کاری برد، مختار را به فرزند عمر در مدینه سپرد.
چو پور عمر شوی خواهرش بود
به هر کار، مختار یاورش پیام
هوش مصنوعی: وقتی که انسان به سن و سالی میرسد، خواهرش در هر شرایطی به او کمک میکند و یار و یاور او خواهد بود.
چو فرزند فاروق عبداللها
زآزار مختار شد آگها
هوش مصنوعی: فرزند فاروق عبداللّه از درد و رنج مختار آگاه شد و متوجه مشکلات گشت.
فرستاده را، سوی دارای شام
فرستاد و دادش بدنیسان پیام
هوش مصنوعی: فرستاده را به سمت کسی که در شام ثروتمند است فرستاد و به او پیام داد.
که مختار را گر نخواهی فساد
رها کن ز زندان ابن زیاد
هوش مصنوعی: اگر از مختار خواستهای نداشته باشی، پس باید فساد را از زندان ابنزیاد آزاد کنی.
وگرنه ترا آورم نام، پست
که فرمان من مسپر دهر که هست
هوش مصنوعی: اگر بخواهم نام تو را بیاورم، ممکن است به تو آسیب برساند، چون دهر و زمانه تحت فرمان من نیستند.
بترسید در دل، یزید پلید
چو پیغام پور خلیفه شنید
هوش مصنوعی: وقتی یزید، فرد شروری، خبر فرزند خلیفه را شنید، در دل خود ترسید.
سوی پور مرجانه بنوشت زود
که مختار رابند – باید گشود
هوش مصنوعی: به سمت پسر مرجانه به سرعت نوشت که مختار را باید گرفتار کرد – این امر باید انجام شود.
بشد پور مرجانه فرمانپذیر
رها کردش از سلسه، همچو شیر
هوش مصنوعی: پسر مرجان به شدت نافرمانی کرد و مانند شیری آزاد و رها از بندهای خود خارج شد.
چو آن شیر – از بند و زندان بجست
به مکه بشد – ایمن آنجا نشست
هوش مصنوعی: آن شیر (که نماد شجاعت و قدرت است) از اسارت و زندان رهایی یافت و به مکه رفت و در آنجا احساس امنیت کرد.
چو بگذشت چندی بدو روزگار
جهان را دگرگونه گردید کار
هوش مصنوعی: زمانی که مدتی سپری شد، شرایط جهان به طرز دیگری تغییر کرد و اوضاع به شکل جدیدی درآمد.
به شصت و سه ازهجرت اندر یزید
که بادا به دوزخ عذابش مزید
هوش مصنوعی: در شصت و سه سالگی هجرت، در زمان یزید، دعا میکنم که عذاب او در دوزخ افزون شود.