برگردان به زبان ساده
وزین سوگران کرد اخوص رکاب
سوی کوه آتش بیامد چوآب
هوش مصنوعی: از این سو، سواران زین را به دوش میاندازند و به سمت کوه میروند، چون آبی که به جوش آمده باشد، شعلهای از آتش به پا میشود.
بزد برکمر بند داوود جنگ
بدانسان که بر گور، غژمان پلنگ
هوش مصنوعی: به شکلی که پلنگ بر روی سنگهای گور مینشیند، او نیز با قدرت و استحکام بر کمر داوود جنگ را بست.
جدا کردش از پشت زین هیون
بیفکند برخاک، پست و زبون
هوش مصنوعی: او را از پشت اسب جدا کرد و به زمین انداخت، در حالتی خوار و ذلیل.
بیاوردش آنگونه در یز کش
به نزدیک اسپهبد شیر فش
هوش مصنوعی: او را به گونهای به یزدان برسان که در نزد فرمانروای دلاور شیر فش باشد.
چنانش بیفکند در پهندشت
که ستخوانش چون تو تیانرم گشت
هوش مصنوعی: او را به جایی پرتاب کرد که به سان تو، نرم و حساس شد.
سپهبد بر او آفرین کرد سخت
که احسنت، ای گرد پیروز بخت
هوش مصنوعی: سپهبد به او بسیار تحسین کرد و گفت: احسنت، ای کسی که با بخت و اقبال پیروز هستی.
وزان پس به میدان حصین نمیر
بیامد که دروی نبد هیچ خیر
هوش مصنوعی: پس از آن، به میدان دفاعی آمد، چون درویشی آنجا نبود که خیری در او باشد.