برگردان به زبان ساده
بزرگان که بودند در آن دیار
به دین پیرو شیر پروردگار
هوش مصنوعی: بزرگان آن سرزمین، پیرو دین بودند و مانند شیر، از قدرت و شجاعت پروردگار دفاع میکردند.
نهانی پی عهد و پیمان اوی
به کاشانه گشتند مهمان اوی
هوش مصنوعی: ناپیدا به خاطر پیمان و وعدهاش، به خانهاش مهمان شدند.
همی بود فرزانه در فکر کار
که نقش دگر چرخ، کرد آشکار
هوش مصنوعی: یک فرد دانا مشغول تفکر در مورد کارهای خود بود که ناگهان تغییر دیگری در جهان نمایان شد.
فرستاد پیکی زبیری نژاد
زبطحا به عبد الله بد نهاد
هوش مصنوعی: یک پیک از قبیلهٔ خوب و شریف، پیامی را از محلی به نام بَطَحا برای عبدالله فرستاد که نیت و موضوع این پیام ناخوشایند بود.
که پور قطیع است فرمانگذار
به جای تو در آن خجسته دیار
هوش مصنوعی: فرزند قطیع، در آن سرزمین خوشبخت، جانشین و حاکم توست.
چو او آمد آنجا، تو زین سوی، تاز
که ما را به رای تو آمد نیاز
هوش مصنوعی: وقتی او به آنجا رسید، تو از سمت خودت وارد شو و با تمام وجود منتظر باش که نیاز ما به نظر تو وابسته است.
چو عبدالله ابن مطیع پلید
بیامد شد ازکوفه ابن یزید
هوش مصنوعی: عبدالله ابن مطیع که فردی ناپاک و هوسران است، از شهر کوفه به میران یزید نزدیک شد.
همی خواست مختار جوید نبرد
برآرد زبنیاد بد خواه، گرد
هوش مصنوعی: مختار میخواست با دشمنان بجنگد و بهخوبی از ریشهی بدیها و دشمنیها انتقام بگیرد.
بزرگان که بودند یاران اوی
نمودند با هم چنین گفتگوی
هوش مصنوعی: بزرگان و دوستان او در مورد او با یکدیگر صحبت کردند و گفتوگو کردند.
که مختار گوید ز دارای دین
مرا هست فرمان در این جنگ کین
هوش مصنوعی: مختار میگوید که به خاطر اعتقاد دینداریام، در این جنگ برای من دستوری وجود دارد.
ندانیم باشد درست این سخن
و یا جوید او پادشاهی به فن؟
هوش مصنوعی: ما نمیدانیم که آیا این سخن درست است یا اینکه او به دنبال سلطنت و قدرت به وسیله فن و مهارت خود میباشد؟
همان به که ما خود به بطحا شویم
بر پور حیدر محمد رویم
هوش مصنوعی: بهتر است که ما خود را در سرزمین بطحا قرار دهیم و به سوی فرزند حیدر و محمد برویم.
گراوگفت باید که جنگ آوریم
نبایست دیگر درنگ آوریم
هوش مصنوعی: باید به جنگ برویم و دیگر نباید منتظر بمانیم.
وگرنه چه باید که ما رایگان
ببازیم جان، کوشود کامران
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد که ما بیدلیل جانمان را از دست بدهیم، چه باید کرد؟ این در حالی است که کسی که باخوشبختی و کامیابی در زندگی پیش میرود، در حال تلاش است.
چه این گفته آمد به پا خاستند
همی کار رفتن بیاراستند
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که زمانی که این خبر یا موضوع مطرح شد، مردم به شوق و هیجان آمدند و برای انجام کارها به سرعت آماده شدند.
سپردند ره سوی بطحا زمین
به درگاه فرزند ضرغام دین
هوش مصنوعی: به سوی سرزمین بطحا، راه را به فرزند ضرغام دین سپردند.
به ایوان فرزانه فرزند شاه
چو آسوده گشتند از رنج راه
هوش مصنوعی: پس از اینکه فرزانه و فرزند شاه به ایوان رسیدند، از خستگی و زحمت سفر راحت و آسوده شدند.
یکی روز در نزد آن سرفراز
زکردار مختار راندند، راز
هوش مصنوعی: روزی در کنار شخص برجستهای که به خاطر کارهای نیکش مشهور بود، رازی را فاش کردند.
بفرمود همنام خیرالانام (ع)
یلی تا دژ آهنگ شیرکنام
هوش مصنوعی: فرمان داد که کسی به نام نیکو (منظور پیامبر(ص) است) به سوی دژ شیران برود.
که ما را پس از سبط خیرالبشر
امام است فرزند آن تاجور
هوش مصنوعی: پس از نیکوترین انسانها، امام ما فرزند آن بزرگوار است.
همان به کزین، در به یثرب شویم
درین کار فرمان او بشنویم
هوش مصنوعی: بهتر است که در این کار از دستورات خداوند پیروی کنیم و به یثرب برویم.
بگفتند یاران: که فرمان تو راست
همه آنچه گفتی درست است و راست
هوش مصنوعی: یاران گفتند: فرمان تو صحیح است و همه آنچه که فرمودی، درست و حقیقی میباشد.
پس آنگاه به یثرب زمین آمدند
سوی سیدالساجدین آمدند
هوش مصنوعی: سپس به شهر یثرب رسیدند و به سوی بهترین سجدهکننده رفتند.
محمد چو گل در چمن بشکفید
چو دیدار پور برادر بدید
هوش مصنوعی: محمد مانند گلی است که در چمن شکفته میشود، هنگامی که برادر خود را میبیند.
بدوگفت زان پس که دادش درود
که ای شهریار فراز و فرود
هوش مصنوعی: او به او گفت: پس از این که به او سلام کرد، که ای پادشاه، در زندگی بالا و پایینهای زیادی را تجربه کردهای.
من و این بزرگان، غلام توایم
به هر کار دربند کام توایم
هوش مصنوعی: من و این بزرگان، هر کدام در خدمت تو هستیم و همه تلاشمان برای رضایت و خوشحالی توست.
دل جمله دربند پیمان، تو راست
همه بنده گانیم و فرمان تو راست
هوش مصنوعی: دل همه ما به پیمانی که بستهایم سپرده شده است، و ما همه زیر دست تو هستیم و اطاعت از دستورات تو را بر عهده داریم.
دراین کار مختار، ای رهنمای
بده رخصتی گرتو را هست رای
هوش مصنوعی: در این زمینه تو اختیار داری، ای راهنما؛ اگر نظر و رأیی داری، اجازه بده تا بگوییم.
تو بهتر زما دانی این راز را
که آگاهی انجام و آغاز را
هوش مصنوعی: تو بهتر از من میدانی که این راز چیست، زیرا تو به خوبی آغاز و پایان را درمییابی.
چو این کار خونخواهی باب توست
نیاساید آنکس که زاحباب توست
هوش مصنوعی: اگر این کار انتقامخواهی به تو مربوط است، هیچکس که به تو علاقه دارد، از این کار دست نخواهد کشید.
بدوگفت فرمانده ی انس و جان:
که ای شادمانم ز روی تو جان
هوش مصنوعی: فرمانده ی روح و دل به او گفت: خوشحالم از اینکه به خاطر تو زندگی میکنم.
تو از مرتضی زاده گان یادگار
مرایی پس از باب فرخ تبار
هوش مصنوعی: تو از نسل مرتضی هستی و نشانهای از میراث مرایی بعد از پدر باختر نشان.
بدان ای سرفراز عم سترگ
که خونخواهی ماست کاری بزرگ
هوش مصنوعی: ای بزرگمرد سرافراز، بدان که انتقام ما کار بسیار دشواری است.
گر از دشمن ما غلامی سیاه
به خونخواهی ما شود رزمخواه
هوش مصنوعی: اگر از دشمن ما، یک برده سیاه به انتقام ما برخواهد خاست و به جنگ بپردازد،
به یاران ما یاری اش واجب است
که حق را دراین کار، او طالب است
هوش مصنوعی: یاران ما باید به یکدیگر کمک کنند، چرا که در این کار، کسی که حق را میطلبد، نیازمند یاری است.
دراین کار- فرماندهی مرتو راست
به پایان رسان آنچه دانی؛ رواست
هوش مصنوعی: در این کار، تو که فرمانده هستی، آنچه را میدانی به خوبی انجام بده و به اتمام برسان.
شنیدند چون این بزرگان و شاه
ز یثرب سپردند زی کوفه راه
هوش مصنوعی: بزرگان و شاه از شهر یثرب خبر را شنیدند و تصمیم گرفتند که به سمت کوفه حرکت کنند.
زکامی که جستند شاد آمدند
دمان سوی مختار راد آمدند
هوش مصنوعی: کسانی که از غم و اندوه رهایی یافتند، شاد و خوشحال به سمت مختار، فردی نیکو، آمدند.