برگردان به زبان ساده
بیامد زمین را بوسید و گفت:
که رازی مرا هست اندر نهفت
هوش مصنوعی: زمین را بوسید و گفت: رازی در دل من نهفته است.
که خود نام آن مرد بودی هجیم
نسوزد تن او به نار جحیم
هوش مصنوعی: آن مرد که نامش هجیم است، در آتش جحیم نمیسوزد.
بدو گفت مختار فرخنده خوی
که راز نهان را به من بازگوی
هوش مصنوعی: مختار خوشخلق به او گفت: راز پنهانی را برای من فاش کن.
بگفتا: یکی مرد پیشه ورم
هم از اهل این شهر و این کشورم
هوش مصنوعی: او گفت: یکی از مردان حرفهای که در این شهر و دیار زندگی میکند، از اهالی همین مکان است.
بود پختن نان همی پیشه ام
به آل نبی نیک اندیشه ام
هوش مصنوعی: من به پختن نان مشغول هستم و همواره به خاندان پیامبر با نیکی و محبت میاندیشم.
مرا هست همسایه ای زشتخوی
بداندیش پیغمبر و آل اوی
هوش مصنوعی: من همسایه ای دارم که ظاهرش زشت و اندیشه اش بد است؛ او مانند پیغمبر و خاندان اوست.
کنیزی است او را که اندر نهان
بود زنده از مهر من درجهان
هوش مصنوعی: او زنی است که در خفا وجود دارد و به خاطر عشق من در دنیا زنده است.
مرا عاشق و پای بست من است
پریشان دل او به دست من است
هوش مصنوعی: من عاشق او هستم و او به خاطر دلمشغولیاش به من وابسته است.
ولیکن من از او گریزنده ام
ابا نفس بدخو ستیزنده ام
هوش مصنوعی: اما من از او دوری میکنم، زیرا با نفس بد و بدخواه خود در حال مبارزهام.
زمن خواجه او را در این چندگاه
برد نان بسیاری ای نیکخواه
هوش مصنوعی: من از نزد خودم به او در این مدت زمانی فراوان نان دادهام، ای نیکوکار.
یکی روز با آن کنیزک سخن
براندم نهانی من از انجمن
هوش مصنوعی: روزی به صورت پنهانی با آن دختر کنیز صحبت کردم، بیآنکه دیگران متوجه شوند.
که برگوی مهمان این خواجه کیست
مر این نان بسیار از بهر چیست؟
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که فردی نگران و کنجکاو است که مهمان این خانم یا آقا کیست و از خود میپرسد که دلیل فراهم کردن این مقدار زیاد نان برای مهمان چه چیزی میتواند باشد؟ سوال او نشاندهنده اهمیت و توجه به مهمان و نحوه پذیرایی از اوست.
گر این راز پنهان نداری زمن
بیابی مراد دل خویشتن
هوش مصنوعی: اگر این راز را از من پنهان نکنی، به خواستههای دل خود خواهی رسید.
زپیوند من در جهان برخوری
گر از گفته ی راست در نگذری
هوش مصنوعی: اگر از ارتباط من در دنیا بهرهمند شوی، باید از گفتار راست و درست عبور نکنی.
مرا گفت: این نان پی آن بود
که در خانه چل مرد مهمان بود
هوش مصنوعی: او به من گفت: این نان به خاطر این است که در خانه ی مرد غنی و با نفوذی مهمان بود.
همه بد سگالان شاه شهید
بدین در همه پیروان یزید
هوش مصنوعی: همه کسانی که نیت پلید دارند، در این درگاه، پیروان یزید، شاه شهید را بد میدانند.
که خواهند زی مصعب آرند روی
از آن میر گردند زنهار جوی
هوش مصنوعی: کسانی که به دنبال مصعب هستند، به او روی میآورند و از خطرات دوری میکنند.
چو این زان کنیزک شنیدم دمان
در این پیشگاه آمدم در زمان
هوش مصنوعی: وقتی این کنیزک را شنیدم، در این مکان در لحظهای حاضر شدم.
تو را آگهی دادم ازکارشان
ز کیش و زآیین و هنجارشان
هوش مصنوعی: خبرت دادم درباره رفتار و شیوه زندگی آنها، از دین و آداب و رسومشان.
ز خبار مختار چون این شنفت
رخ آورد سوی ابو عمرو و گفت:
هوش مصنوعی: وقتی مختار این خبر را شنید، به سوی ابو عمرو رفت و به او گفت:
که این مرد را همره خویشتن
ببر با تنی چند شمشیر زن
هوش مصنوعی: این مرد را با خود ببر و چند نفر شمشیرزن همراهش کن.
بکش دشمنان شهنشاه را
ممان زنده بد کیش و بدخواه را
هوش مصنوعی: دشمنان شاه را نابود کن و اجازه نده تلاشگران بد و حسود زنده بمانند.
که مزد از خدای جهانت رسد
زخیر آنچه خواهی همانت رسد
هوش مصنوعی: کمک و پاداشی که از خداوند دریافت میکنی، به اندازهای است که خودت میخواهی و برای آن تلاش میکنی.
به فرمان مختار، مرد جوان
برفت و بپرداخت زیشان جهان
هوش مصنوعی: مرد جوان به دستور مختار به دنیا رفت و از آنچه برای او پیش آمده بود عبور کرد.
بیامد همه کرده ی خود بگفت
به سالار و زو آفرین ها شنفت
هوش مصنوعی: همه کارهایی را که انجام داده بود، به سالار گفت و او نیز از او ستایش کرد.
هم اندر زمان پور کامل رسید
به همره درش زشت مردی پلید
هوش مصنوعی: در زمانهای گذشته، پسری کامل و بافضیلت به دنیا آمد، اما در کنار او، مردی زشت و پلید نیز وجود داشت.
که با چادر و موزه بد چون زنان
به روبند رخسار کرده نهان
هوش مصنوعی: زنان با چادر و کفشپوش خود، چهرهشان را پوشیده و پنهان کردهاند.