بخش چهارم
بلند اقبال
»
دیوان اشعار
»
مثنویات
»
بخش چهارم
بخش ۱ - نصایح : حمد بی حد و ثنای بی عدد
بخش ۲ - نصایح : چونکه گفتی او خداوند است و بس
بخش ۳ - در مقاومت با امیران ومصاحبت با فقیران : اگر پهلوانی ومرددغا
بخش ۴ - در شفقت با همسایگان : به همسایگان بذل وا حسان نما
بخش ۵ - ضبط کن سه عضوخود را در سه جا : ضبط کن سه عضوخود را در سه جا
بخش ۶ - در نهی از غیبت : مگرنه حدیث از رسول خداست
بخش ۷ - در شفقت با همسایه : اگر خانه می خواهی از بهر زیست
بخش ۸ - در نصیحت اهل غرور و عاقبت امور : ای که مغروری به جاه ومال خود
بخش ۹ - در قناعت : کسانی که قانع به نان جو اند
بخش ۱۰ - دراحسان به خلق : کن احسان که انسان عبیدت شود
بخش ۱۱ - فی التنبیه : مپندار جسم تو چون خاک شد
بخش ۱۲ - در نصیحت : دلا حاجت خود بردوست بر
بخش ۱۳ - درترک طمع : بتر ازطمع نیست در روزگار
بخش ۱۴ - فی التنبیه : کسی را که ایزد نماید امیر
بخش ۱۵ - در شاعری : مکن شاعری را شعار ای پسر
بخش ۱۶ - در پیری وبینوائی : به پیری تو را نیست گر سیم و زر
بخش ۱۷ - در سواری و صفت اسب : چو خواهی که براسب گردی سوار
بخش ۱۸ - در اطاعت پروردگار : شدی چون ز یزدان خبردار پس
بخش ۱۹ - در صفت خاموشی : با دلی پرجوش وجانی پرخروش
بخش ۲۰ - در نهی از حرص : سروشی مرا گفت روزی به گوش
بخش ۲۱ - در نهی از خوردن شراب : مخور می و گر میخوری کم بنوش
بخش ۲۲ - درمذمت دروغ : دروغ ای برادر ندارد فروغ
بخش ۲۳ - در نترسیدن از مرگ : مشو هرگز از مردن اندیشناک
بخش ۲۴ - نصیحت : با کسی بد مکن مشو غافل
بخش ۲۵ - در ترک خواستن چیزی از بخیل : اگر کس خورد زخم خار نخیل
بخش ۲۶ - در رنجش از اهل زمانه : ز خلق جهان سخت رنجیده ام
بخش ۲۷ - در ترک علایق جسمانی : پیرهن باری گران باشد به تن
بخش ۲۸ - فی النصیحت و التنبیه : بنام خدا رو به هر کار کن
بخش ۲۹ - درشکرگذاری ورضا از خدای تعالی : نظرکن به هر صبح بر کهتران
بخش ۳۰ - در امر به نیکی ونهی از بدی : هم تخم نیکی نشان درجهان
بخش ۳۱ - در تسلیم و رضا درمصائب روزگار : چونیک وبد آید برت درجهان
بخش ۳۲ - در صبر وصابری : به غم صبر کن بیقراری مکن
بخش ۳۳ - در پندو اندرز : ز سرتا به پا خویش را هوش کن
بخش ۳۴ - درنماز و روزه : به کار نماز آی و سستی مکن
بخش ۳۵ - درگرامی داشتن میهمان : بود تحفه ای از خدا میهمان
بخش ۳۶ - در اطاعت از پدر ومادر : بشو با پدر مادرت آنچنان
بخش ۳۷ - درمذمت نسوان : وفا و صفائی مجو از زنان
بخش ۳۸ - در ادای سخن گوید : نپرسند تا از تو چیزی مگو
بخش ۳۹ - در پنهان داشتن راز : تو با دوست هم راز خود را مگو
بخش ۴۰ - دراسرار : هر آنکس که دارای سیم آمده
بخش ۴۱ - درموافقت با هر گروه : موافق شو و یار با هر گروه