غزلها
عارف قزوینی
»
دیوان اشعار
»
غزلها
شمارهٔ ۱ - مس قلب در خور اکسیر : دل به تدبیر بر آن زلف چو زنجیر افتاد
شمارهٔ ۲ - بوسه و جان : دلم ز کف سر زلف تو را رها نکند
شمارهٔ ۳ - قافله سالار دل : تا گرفتار بدان طره طرار شدم
شمارهٔ ۴ - بلای هجر : بلای هجر تو تنها همان برای من است
شمارهٔ ۵ - راز دل : از غم هجر تو روزگار ندارم
شمارهٔ ۶ - خم دو طره : خَمِ دو طُرّهٔ طَرّارِ یار یکدله بین
شمارهٔ ۷ - درد عشق : جز سر زلف تو دل را سر و سامانی نیست
شمارهٔ ۸ - اندیشه وصل : از سر کوی تو یک چند سفر باید کرد
شمارهٔ ۹ - سفر بی خبر : بیخبر از سر کوی تو سفر خواهم کرد
شمارهٔ ۱۰ - هاله زلف : ز زلف بر رخ همچون قمر نقاب انداخت
شمارهٔ ۱۱ - گیسوی نگار : می از اندازه فزونش بده ای ساقی بزم
شمارهٔ ۱۲ - شکنج طره : شکنجِ طُرّهٔ زلفت شکن شکن شده است
شمارهٔ ۱۳ - خوشی به گریه : فتادم از نظر آن لحظهای که دور شدم
شمارهٔ ۱۴ - شرمسار دیده : خسته از دست روزگار شدم
شمارهٔ ۱۵ - عوض اشک : عوض اشک ز نوک مژه خون میآید
شمارهٔ ۱۶ - مرا هجرت کشد : مرا هجرت کشد آخر نهانی
شمارهٔ ۱۷ - مراد دل : گر مراد دل خود حاصل از اختر نکنم
شمارهٔ ۱۸ - حکایت هجران : سزد بر اوج فلک، سرکشی کند سر من
شمارهٔ ۱۹ - وادی عشق : وادی عشق چو راه ظلمات آسان نیست
شمارهٔ ۲۰ - مرگ دوست : به مرگ دوست مرا میل زندگانی نیست؟
شمارهٔ ۲۱ - غم چشم : به رغم چشم تو بیپا من از شراب شدم
شمارهٔ ۲۲ - غم تن : مرا که نیست غم تن چه قید پیرهن است
شمارهٔ ۲۳ - عهد با جانان! : من این جانی که دارم عهد با جانان خود کردم
شمارهٔ ۲۴ - بمیرم یا نمیرم : باز ز ابروی کمان و نوک مژگان زد به تیرم
شمارهٔ ۲۵ - دست به دامان! : گر رسد دست من به دامانش
شمارهٔ ۲۶ - پیام آزادی : پیام دوشم از پیرِ میْفروش آمد
شمارهٔ ۲۷ - ناله مرغ : نالهٔ مرغِ اسیر این همه بهرِ وطن است
شمارهٔ ۲۸ : آورد بوی زلف توام باد زنده باد
شمارهٔ ۲۹ - لباس مرگ : لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست
شمارهٔ ۳۰ - جور! : جور این قدر به یک تن تنها نمیشود
شمارهٔ ۳۱ - خیال عشق : خیال عشق تو از سر به در نمیآید
شمارهٔ ۳۲ - دل خوار کرد : دل خوار کرد در بر هر خار و خس مرا
شمارهٔ ۳۳ - حال دل : حال دل با تو مرا اشک بصر میگوید
شمارهٔ ۳۴ - زاهد و باده : گذشت زاهد و لب تر ز دور باده نکرد
شمارهٔ ۳۵ - گدای عشق : گدای عشقم و سلطان حسن شاه من است
شمارهٔ ۳۶ - یاد وطن : هر وقت ز آشیانهٔ خود یاد میکنم
شمارهٔ ۳۷ - پارتی زلف! : پارتی زلف تو از بس که ز دلها دارد
شمارهٔ ۳۸ - خیانت وطن : دوباره فتنه چشم تو فتنه برپا کرد
شمارهٔ ۳۹ - زاهدان ریایی واعظان دروغی! : واعظا گمان کردی داد معرفت دادی
شمارهٔ ۴۰ - بیداری دشمن غفلت دوست : ز خواب غفلت، هر دیدهای که بیدار است
شمارهٔ ۴۱ - بیهنری و تنآسایی : ببند ای دلِ غافل به خود رَهِ گله را
شمارهٔ ۴۲ - زهدفروشان : اندر قمار عشق تو بالای جان زدند
شمارهٔ ۴۳ - آرزو : بیمار درد عشق و پرستارم آرزوست
شمارهٔ ۴۴ - کوی میکده : به کوی میکده هرکس که رفت باز آمد
شمارهٔ ۴۵ - فرقهبازی و جهالت! : ز بس به زلفِ تو دل بر سرِ دل افتاده
شمارهٔ ۴۶ - جمهوری عشق سلطنت حسن : عشق! مریزادت آن دو بازوی پر زور
شمارهٔ ۴۷ - تیغ زبان پردههای ریا! : محشر هرجا روم آنجا سرِ پا خواهم کرد
شمارهٔ ۴۸ - تمدن بی تربیت نسوان سفر نیمه راه! : بِفِکَن نقاب و بگذار در اشتباه مانَد
شمارهٔ ۴۹ - خوش آن زمان : خوش آن زمان که دلم پایبند یاری بود
شمارهٔ ۵۰ - یادگار یک صباح خماری! : دیشب خرابی میم از حصر و حد گذشت
شمارهٔ ۵۱ - گریه : هزار عقده ز دل ای سرشک واکردی
شمارهٔ ۵۲ - در استقبال غزل رئیس الوزرا : ای بارگاه حسن تو محمود ایاز کن
شمارهٔ ۵۳ - شکایت تلخ : محیط گریه و اندوه و غصه و محنم
شمارهٔ ۵۴ - عدل مزدک پایداری عشق! : به غیر عشق نشان از جهان نخواهد ماند
شمارهٔ ۵۵ - دل کارگر زلف سرمایهدار! : چه گویمت که چه از دست یار میگذرد
شمارهٔ ۵۶ - مساوات عشق : در عشق بدان فرقِ شهنشاه و گدا نیست
شمارهٔ ۵۷ - هجر و سفر عارف دربهدر : عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت
شمارهٔ ۵۸ - خنده پس از گریه : به سر کویت اگر رخت نبندم چه کنم
شمارهٔ ۵۹ - خسروان بیگانهپرست وکلای خائن! : ای طرّهات کلف به رخ آفتابکن
شمارهٔ ۶۰ - دمکرات و اعتدال : مرا عقیده پیرار و پارسالی نیست
شمارهٔ ۶۱ - سپاه عشق : سپاهِ عشقِ تو مُلکِ وجود ویران کرد
شمارهٔ ۶۲ - سعی جز در پی تکمیل معارف غلط است : دل که در سایه مژگان تو فارغ بال است
شمارهٔ ۶۳ - رؤیای راحتی : در دور زندگی به جز از غم ندیدهام
شمارهٔ ۶۴ - غزلی راجع به کلنل محمد تقی خان : زنده به خونخواهیات هزار سیاووش
شمارهٔ ۶۵ - گریه : مگو چه سان نکنم گریه، گریه کار من است
شمارهٔ ۶۶ - شکوه : من و ز کس گله، حاشا، کی این دهن دارم
شمارهٔ ۶۷ - اشعار عارف به مناسبت خودکشی شاعری جوان : اشک بعد از تو جهان آب نما کرده به چشم
شمارهٔ ۶۸ - غزل پوشالی : چه دادخواهی از این دادخواهِ پوشالی
شمارهٔ ۶۹ : میخواستی دگر چه کند کرد یا نکرد
شمارهٔ ۷۰ - به ادوارد براون : به سال شصتم عمرت، نوید جشن رسید
شمارهٔ ۷۱ - صدای نالهٔ مظلوم : تو دادگر شو اگر رحم دادگر نکند
شمارهٔ ۷۲ - خانهبهدوش : دوش تحتالحنک انداخته زاهد بر دوش
شمارهٔ ۷۳ - مژده و نیشتر غزل ذوقی : نمود با مژه کاری که نیشتر نکند
شمارهٔ ۷۴ - بار فلک : غم هجر تو نیمهجانم کرد
شمارهٔ ۷۵ : ز طفلی آنچه به من یاد داد استادم
شمارهٔ ۷۶ - باز یاد از کلنل محمد تقی خان : برای اینکه مگر از تو دل نشان گیرد
شمارهٔ ۷۷ - غزل جمهوری: غزل اول ماهور : به مردم این همه بیداد شد ز مرکز داد
شمارهٔ ۷۸ - غزل جمهوری: غزل دوم بیات ترک : سوی بلبل دَمِ گل بادِ صبا خواهد برد
شمارهٔ ۷۹ - دوخا محمد و عارف : ابرویش تا رقمِ قتلِ من امضا میکرد
شمارهٔ ۸۰ - نمونهای از غزلیات عارف شادروان : زان سبو دوش که در میکده ساقی بر دوش
شمارهٔ ۸۱ : ز عشق آتشِ پرویز آنچنان تیز است
شمارهٔ ۸۲ : با من این روحِ سبکسیر گرانجانی کرد
شمارهٔ ۸۳ : داد حُسنت به تو تعلیم خودآرایی را
شمارهٔ ۸۴ : دل اگر جا به سرِ طُرّهٔ جانان گیرد
شمارهٔ ۸۵ - به آن که گشته نهان در جوال نتوان گفت : به یار شرح دل پرملال نتوان گفت
شمارهٔ ۸۶ : مدام یک نفسم سینه بیخروش نبود
شمارهٔ ۸۷ - در موقع توقیف روزنامه ناهید که به جای آن ستاره صبح منتشر شده است : تو ای ستارهٔ صبح وصال و روز امید
شمارهٔ ۸۸ - دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب : دیشب به یاد روی تو ای رشک آفتاب
شمارهٔ ۸۹ : آتش الهی آنکه بیفتد میان دل