برگردان به زبان ساده
مرا عقیده پیرار و پارسالی نیست
خیال روی دمکرات و اعتدالی نیست
هوش مصنوعی: من به عقاید قدیمی و سنتی اعتقادی ندارم و به این رؤیاهای دموکراتیک و میانهرو نیز باور ندارم.
ز رنگهای طبیعت که نیست جز نیرنگ
مرا به دیده به جز نقش بیخیالی نیست
هوش مصنوعی: عناصر و رنگهای طبیعت همواره فریبندهاند و در این دنیا چیزی جز تصویر بیخیالی در چشمم نمیبیند.
مقام و رتبهٔ شاهنشهان گرفت زوال
ولیک سلطنت عشق را زوالی نیست
هوش مصنوعی: مقام و جایگاه شاهان ممکن است زوال و افول پیدا کند، اما سلطنت و قدرت عشق هرگز از بین نمیرود.
به غیر تار که در پرده گفت قصهٔ عشق
کسی به بزم تو محتاج گوشمالی نیست
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره میشود که تنها کسی که در پردهای پنهان به داستان عشق خود میپردازد، مهم است و دیگران در بزم تو نیازی به شنیدن این قصه ندارند. به عبارت دیگر، در این جمع، فقط آنکه عشقش را در خلوت بیان میکند، اهمیت دارد و بقیه به شنیدن این داستان نیاز ندارند.
به یار گوی که ای روح اهل دل از من
به پیشگاه تو جز قالب مثالی نیست
هوش مصنوعی: به دوست بگو که ای روح کسانی که به دل بیدارند، از من نزد تو چیزی جز پوستهای ظاهری وجود ندارد.
ز دست گریه چنان خشک گشت چشمهٔ چشم
که هیچ قرن چنین دور خشکسالی نیست
هوش مصنوعی: چشمها به قدری از گریه خشک شدهاند که هیچ زمانی به این اندازه خشکسالی وجود نداشته است.
ز گوشهگیری و از انزوا خوشم که منم
دو گوش و هیچ در این گوشه قیل و قالی نیست
هوش مصنوعی: از تنها بودن و دوری از جمع خوشحال هستم، زیرا من فقط دو گوش دارم و در این گوشه، هیچ صدای شلوغی و همهمهای وجود ندارد.
دلم نشیمن رندان و جای اهل دل است
مقام و بارگه بندگان عالی نیست
هوش مصنوعی: دل من جایی برای ستمگران و انسانهای روشندل است و مکان و مقام بندگان بزرگ در نظر من مهم نیست.
پی نثار تو پوسیده جانی است مرا
بدان تعارف معمول و خشک و خالی نیست
هوش مصنوعی: جان من برای فدای تو پوسیده و خسته است؛ پس به خاطر این تعارفات بیمزه و بیمعنی نباشید.
ز من به غیرت و ناموس و مملکتخواهی
بگو خوشیم به دوریت هم ملالی نیست
هوش مصنوعی: از من بخواه که به خاطر غیرت و ناموس و وطنم، از دوریات درد و غمی نداشته باشم و خوشحال باشم.
ببین که خانهٔ ایران پر است مشتی زن
میا تو سرزده همسایه خانه خالی نیست
هوش مصنوعی: نگاهی به خانهٔ ایران بینداز، پر از زنانی است که در آن زندگی میکنند؛ تو که بدون دعوت به خانهٔ همسایه آمدهای، بدان که آنجا نیز خالی نیست و پر از زندگی است.