برگردان به زبان ساده
زنده به خونخواهیات هزار سیاووش
گردد از آن قطره خون که از تو زند جوش
هوش مصنوعی: برای انتقام تو، هزاران سیاوش به وجود میآیند از آن قطره خونی که از تو به جوش درمیآید.
عشق به ایران به خون کشیدت و این خون
کی کند ایرانی ار کس است فراموش
هوش مصنوعی: عشق به ایران تو را به مرز قربانی شدن کشانده و چه کسی میتواند فراموش کند که این خون، نشانهای از عشق و وفاداری ایرانیان است؟
دارد اگر پاس قدر خون تو زیبد
گردد ایران هزار سال سیهپوش
هوش مصنوعی: اگر پاسدار ارزش خون تو باشند، ایران هزار سال لباس مشکی به تن خواهد کرد.
همسری نادرت کشاند به جایی
کار که تا نادرت کشید در آغوش
هوش مصنوعی: همسری یکتای تو را به جایی برد که در آغوش تو لحظهای متفاوت و خاص به وجود آمد.
از پی کسب شرف کشید شرافت
تا نفس آخر از تو غاشیه بر دوش
هوش مصنوعی: برای دستیابی به مقام والای شرافت، تلاش و کوشش فراوانی کرده و همواره زحمت کشیدهای تا آخرین نفس خود. این تلاش و سختکوشی را همیشه بر دوش خود حس کردهای.
شعلهٔ شمع دلاوری و رشادت
گشت در این مملکت ز بعد تو خاموش
هوش مصنوعی: شعلهٔ شمع به نماد شجاعت و دلیری تبدیل شده و پس از رفتن تو، در این سرزمین خاموش شده است.
جامهٔ ننگین لکهدار به تن کرد
دوخت هر آن بیشرف به قتل تو پاپوش
هوش مصنوعی: انسانی بیربط و بیشرافت برای تو تلهای درست کرده است و لباس ننگین و لکهدار بر تن کرده است.
سر سر خود به خاک بردی و برداشت
از سر و سر تو نبش قبر تو سرپوش
هوش مصنوعی: سر خود را به خاک سپردی و پس از فوت، دیگران هم برای تو سنگ مزار قرار دادند.
قبر تو گر نبش شد چه باک به یادت
ریخته در مغزها مجسمهٔ هوش
هوش مصنوعی: اگر قبر تو را بشکافند، نگران نباش، زیرا یاد تو در ذهنها به شکل مجسمهای از هوش و یادآوری شکل گرفته است.
مست شد از عشق گل به نغمه درآمد
بلبل، و عارف ز داغ مرگ تو خاموش
هوش مصنوعی: گل به خاطر عشقش به مستی دچار شده و در این حال، بلبل به سرود خواندن پرداخته است، اما عارف به خاطر درد فقدان تو، از بیان کردن احساساتش ناتوان و خاموش مانده است.