برگردان به زبان ساده
اندر قمار عشق تو بالای جان زدند
هرچند باختند قماری کلان زدند
هوش مصنوعی: در عشق تو، جان خود را به خطر انداختند و هرچند که شکست خوردند، با شهامت در این بازی بزرگ شرکت کردند.
با ترک چشم مست تو همدست چون شدند
مستان جور گشته در دین کشان زدند
هوش مصنوعی: وقتی که چشمهای مست تو را ترک گفتند، مستان به همدستی و همکاری با یکدیگر در عشق و دین بپرداختند و به خاطر این حال و هوای جدید، به همدیگر ظلم کردند.
لولیوَشان ز بادهٔ گلرنگ پای گل
افروختند چهره شررها به جان زدند
هوش مصنوعی: مردی خوشهیبت و شاداب در کنار گلی نوشیدنی رنگارنگ نوشید و زیباییاش مانند شعلهای در دلها اثر گذاشت.
چشمش به دستیاری مژگان و ابروان
هرجا دلی گذشت به تیر کمان زدند
هوش مصنوعی: چشم او مانند دستیارانی است که با مژگان و ابروانش، به هر جایی که دلی گذر کند، تیر و کمانی میزند و دلها را هدف قرار میدهد.
غافل مشو ز طُرّه و خال و خطش که دوش
دامن بر آتش این (پروپاگان)چیان زدند
هوش مصنوعی: از ویژگیها و زیباییهای ظاهری او غافل نباش، زیرا دیشب افرادی پاک و پرنفس به دامن او دست زدند و این نشاندهندهی اهمیت و جذابیت اوست.
آتش به جان چند تن افتد که بیگناه
بیموجبی به ملتی آتش به جان زدند
هوش مصنوعی: چند نفر بیگناه در آتش رنج میکشند، در حالی که بیدلیل و بیسبب، عدهای به یک ملت آسیب زدهاند.
از پرده کار زهدفروشان برون فتاد
روزی که پا به دایرهٔ امتحان زدند
هوش مصنوعی: روزی که افرادی که هدفشان فقط بهرهبرداری از دیگران بود، وارد مرحله امتحان و آزمایش شدند، نقابهایشان کنار رفت و واقعیات آشکار شد.
ایران چنان تهی شده از هر کسی که دست
ایرانیان به دامن ما ناکسان زدند
هوش مصنوعی: ایران به قدری از افراد شایسته خالی شده است که ایرانیان به ناچار به بیکسان و نااهلان روی آوردهاند.
سردارهای مانده از کاوه یادگار
صف زیر بیرق و علم «شونمان» زدند!
هوش مصنوعی: سربازانی که از کاوه باقی ماندهاند، نشانهای از صف را زیر پرچم و علم «شونمان» به یادگار گذاشتهاند.